• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ معین رضیئی فعال دانشجویی

چه کسی باید روایتگر تاریخ دهه 60 باشد؟

دستگاه‌های متولی امر تاریخ‌نگاری با بودجه‌های مستقل، وارد نگارش تاریخ دهه 60 نمی‌شوند.

چه کسی باید روایتگر تاریخ دهه 60 باشد؟

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، حوادثی که در دهه 90 رخ می‌دهد ریشه‌هایی در سال‌های دهه60 دارد اما از آنجا که تاریخ این بخش از انقلاب درست تبیین و تعریف نشده است، دچار یک انقطاع شده‌ایم. درخاک خوردن تاریخ این برهه بیش از همه افراد حاضر و موثر در وقایع این دهه و دستگاه‌های متولی ثبت تاریخ مسئولند. اساسا ما علاقه‌ای به نوشتن تاریخ نداریم(این بی‌علاقگی پیشتر در تاریخ مشروطه هم وجود داشته است. در آنجا نیز تاریخ را روشنفکران غرب‌زده و مستشرقان غربی با نگاه خود روایت کرده‌اند). باید پرسید چند مسئول ارشد جمهوری اسلامی مانند مرحوم هاشمی‌رفسنجانی وجود دارد که وقایع روزانه زندگی خود را ثبت کرده است؟

علاوه‌بر این کم‌کاری در ثبت وقایع روزانه و خاطرات، افراد تاثیر‌گذار در حوادث دهه 60 که عملکردشان همراه با اشتباه و ایجاد هزینه برای نظام بوده است حاضر نیستند تجارب خود را برای ایجاد عبرت در نسل جدید بازگو کنند و با کسانی که در این حیطه علاقه‌مند به فعالیت هستند نیز همکاری نمی‌کنند. به‌عنوان مثال بهزاد نبوی از چهره‌های سرشناس چپ و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که مدیریت مذاکرات الجزایر(نخستین تجربه تلخ شکست ِحاصل از اعتماد جمهوری اسلامی ایران به مذاکره با آمریکا) در سال 1981 را برعهده داشت، در مستندی با نام قرار داد 19 ژوئن که پیرامون این رخداد تاریخی در حال تهیه بود حاضر به همکاری و پخش سخنانش در آن نشد.

به‌علاوه دستگاه‌های متولی امر تاریخ‌نگاری با بودجه‌های مستقل، وارد نگارش تاریخ دهه 60 نمی‌شوند. برای نمونه موسسه «مطالعات تاریخ معاصر ایران» به سرپرستی موسی حقانی تمرکز خود را روی بررسی تاریخ مشروطه و پهلوی گذاشته است. موسسه «پژوهش‌های سیاسی» نیز تاریخ پیش از انقلاب را بررسی می‌کند و با وقایع دهه 60 کاری ندارد. حوزه هنری و نشر وابسته به آن «سوره مهر» هم به جز نگارشِ تاریخ و ثبت خاطرات دفاع مقدس که البته در جای خود کار صحیح و پسندیده‌ای است، فعالیت دیگری در زمینه ثبت رخداد‌های سیاسی دهه 60 و نقش افراد موثر در آن به جز معدودی اثر انگشت شمار تحت عنوان مجموعه 7 جلدی«آنچه گذشت» نمی‌کند. در این میان تنها موسسه‌ای که باقی می‌ماند، «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» به سرپرستی روح‌الله حسینیان است. این مرکز نیز عمده تمرکز خود را روی انتشار اسناد و بررسی تاریخ شفاهی با ثبت خاطرات افراد گذاشته است.

متاسفانه باید گفت خلأ تعریف رخداد‌های دهه 60 و تحلیل آنها به صورت مستقل در این موسسه هم دیده می‌شود. برای صحت ادعایم در کمبود منابع مستقل در مورد اتفاقات تاریخی این دهه کافی است اندک جست‌وجویی در کتابفروشی‌های مطرح یا سایت‌های معتبر بکنید، با این جست‌وجو متوجه خواهید شد در مورد وقایع مهم سال‌های دهه60 مانند ماجرای «مک فارلین»، «انشعاب مجمع روحانیون مبارز»، «حصر آیت‌الله شریعتمداری»، «اعدام‌های سال 67» و... کتابی مستقل و مناسب وجود ندارد. حتی ما در مورد شخصیت‌های بزرگ و تاثیر‌گذار هم کاری نکرده‌ایم یا آنها را با تحریفی آشکار در قالب حزب و گرایش‌های سیاسی مطلوب‌مان تعریف کرده‌ایم، به‌عنوان نمونه در مورد شخصی مانند «سیدمحمدموسوی خوئینی‌ها» با نقش تاثیرگذارش در وقایع مهم دهه اول انقلاب مانند تسخیرلانه جاسوسی، انتخابات ریاست‌جمهوری دور اول و انشعاب مجمع روحانیون مبارز که در کارنامه‌اش پنج حکم انتصاب وی به سمت‌های مختلف توسط حضرت امام(ره) دیده می‌شود به جز یک کتاب به نام «سراب سیاست» اثر دیگری نوشته نشده است. یا در مورد ریزش خواص دهه 60 در سال‌های پس از این دهه مانند آیت‌الله احمد آذری‌قمی که عضو مجلس خبرگان رهبری و شورای اسلامی بوده است، کتاب یا اثری مستند و مستقل وجود ندارد. نتیجه این کم‌کاری‌ها آن شده است که در دهه چهارم انقلاب نسل جوان و جدیدی که این حوادث را ندیده و درک نکرده است دچار یک خلأ می‌شود. این انقطاع و خلأ هشداری است که رهبر انقلاب نیز در دیدار با اقشار مختلف مردم در آبان سال 94 به آن اشاره کرده‌اند: «یکی از چیزهایی که بنده نگران آن هستم، این است که این نسل جوانِ بالنده‌ ما که بحمدالله، هم آگاه و با بصیرت است، هم دارای‌ انگیزه است، آماده به‌کار است، وسط میدان است، انقلابی است، به تدریج این حوادث مهم را، این عبرت‌های بزرگ دوران معاصر را از یاد ببرد.»

متاسفانه بر اثر نادیده گرفته شدن این نگرانی رهبر انقلاب شاهد آن هستیم که اتفاقاتی مانند سقوط سران فتنه در سال 88 یا انحراف سال‌های اخیر رئیس‌جمهور سابق کشور برای نسل چهارم و پنجم انقلاب عجیب می‌شود و قدرت تحلیل را از او می‌گیرد، چون با مشابهات تاریخی این افراد و وقایع دهه 60 مانند آیت‌الله منتظری، آیت‌الله شریعتمداری، ابوالحسن بنی‌صدر و... آشنا نشده است. یا تکرار تجاربی مانند اعتماد و مذاکره با آمریکا در ماجرای برجام برای نسل امروز اتفاقی جدید و از پیش امتحان نشده تلقی می‌شود. تلخ‌تر آنکه از این خلأ متاسفانه سوءاستفاده‌های سیاسی توسط وابستگان به نظام نیز صورت می‌گیرد. همه ما به یاد داریم در ایام انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 رئیس‌جمهور محترم با دست گذاشتن روی یکی از اتفاقات دهه 60 یعنی اعدام اعضای سازمان مجاهدین خلق در تابستان67 علاوه‌بر آنکه رقیب انتخاباتی خود را تخریب کرد؛ با نشان دادن چهره‌ای سیاه از نظام در افکار عمومی و عوض کردن جای جلاد و شهید سعی کرد برای خود رای جمع کند.

دستگاه‌های متولی باید بدانند که اگر تاریخ را درست و آن‌گونه که بوده است روایت نکنند، دشمنان انقلاب آن را هرطورکه دلخواه‌شان است تحریف و تبیین می‌کنند و هویت تاریخی ما را از بین می‌برند. این خطری است که امروز نسل جدید را تهدید می‌کند. اگر برای این نسل تاریخِ انقلاب درست تعریف نشود، در شناخت آرمان‌های اصیل انقلاب و عبرت‌پذیری از این مسیر 40 ساله پرافتخار دچار مشکل می‌شود و خود نیز در آینده اشتباهات پیشینیان را تکرار می‌کند. رهبر انقلاب در این مورد می‌فرمایند: «حوادث نباید کهنه بشود؛ حافظه ‌تاریخی یک ملت نباید ضعیف بشود. اگر جوان‌های ما در سرتاسر کشور این حوادث را ندانند، تحلیل نکنند، عمق‌یابی نکنند، در شناخت کشورشان و در شناخت آینده دچار اشتباه خواهند شد. جوان‌ها باید این حوادث را درست بشناسند و بدانند که چه شد، چه اتّفاقی افتاد، چه کسی بود؛ اینها را باید جوان‌ها بفهمند و بدانند.» حال باید پرسید دستگاه‌های عریض و طویل فرهنگی کشور چه برنامه‌ای برای پرکردن این خلأ در آینده دارند؟

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها