• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا همزمان با اعلام آمادگی برای مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران، شروطی را برای مذاکره تعیین کرد

راز پالس‌های متناقض آمریکا

عملکرد یک سال گذشته آمریکا نشان داده است دولت ترامپ خیلی خوب می‌داند چه چیزی را نمی‌خواهد اما دقیقا نمی‌داند چه چیزی را می‌خواهد. آنها بر همین اساس از توافقات و معاهدات بین‌المللی خارج می‌شوند اما به هیچ‌توافق جدیدی دست پیدا نمی‌کنند چراکه یا نمی‌دانند چه می‌خواهند یا هیچ‌کس حاضر به پذیرش خواسته‌های آنان نیست.

راز پالس‌های متناقض آمریکا
0.00

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، پنج روز پس از اینکه «مورگان اورتگاس»، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا پیش‌شرط هرگونه مذاکره با ایران را جدی گرفتن ۱۲ شرط تعیین‌شده از سوی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا دانست. پمپئو در اظهارنظری گفت اگر ایران مثل یک «کشور عادی» رفتار کند، آمریکا آماده است‌ به «مذاکره بدون پیش‌شرط» با تهران بپردازد. وزیر امور خارجه آمریکا این اظهارات را در کنفرانس خبری با همتای سوئیسی خود در شهر برن سوئیس مطرح کرده است. او که برای حضور در نشستی غیررسمی و محرمانه با میهمانان قدرتمند و میلیاردرهایی از سراسر جهان به سوئیس رفته بود، در این کنفرانس خبری در پاسخ به سوال مطرح‌شده از سوی یکی از خبرنگاران درباره تمایل دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا برای مذاکره با ایران، گفت: «شما گفتید که رئیس‌جمهور آمریکا در چند روز اخیر تمایل خود را برای گفت‌وگو با ایران نشان داده است.

او مدت زیادی است که این را گفته و فقط در همین چند مدت اخیر نبوده است. ایالات متحده آماده است تا مذاکره بدون پیش‌شرط با ایران را آغاز کند اما برای این امر لازم است که ایران مانند یک کشور عادی رفتار کند.» او با این حال گفت آمریکا همچنان به «فشار حداکثری» بر جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد. وزیر امور خارجه آمریکا در این کنفرانس، توضیحی در مورد منظورش از «کشور عادی» ارائه نداد، اما بر اساس چه شاخصه‌هایی ایران می‌تواند برای آمریکا یک کشور عادی باشد؟ پاسخ به این سوال را برایان هوک، مدیر بخش‌ سیاستگذاری وزارت خارجه آمریکا داده است.

او تیر سال گذشته عملی کردن 12شرط مایک پمپئو را زمینه‌ساز تبدیل ایران به کشوری عادی دانسته بود: «ایران با عملی کردن 12 درخواست‌ آمریکا، می‌تواند آینده‌ای بهتر داشته باشد و به کشوری عادی تبدیل شود.» مایک پمپئو نیز یک ماه پیش در نشستی به‌عنوان «چالش‌های جهانی» در شورای روابط خارجی تلویحا اجرای این 12شرط را زمینه‌ساز تبدیل ایران به یک کشور عادی دانسته بود؛ 12شرطی که هوک و پمپئو از آن سخن می‌گویند خرداد سال‌گذشته و چند هفته پس از خروج آمریکا از برجام از سوی مایک پمپئو رسما اعلام شد. این شروط فهرست خواسته‌های ایالات متحده از ایران یا به عبارتی «جزئیات تغییر رفتار ایران» خوانده می‌شد و شامل طیفی وسیع از موضوعات، از ضرورت توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم تا توقف برنامه موشکی و تغییرات اساسی در سیاست‌های منطقه‌ای ایران بود. پمپئو در آن زمان، این شروط را پیش‌شرط لازم برای آغاز دور جدید گفت‌و‌گوهای هسته‌ای با تهران برای رسیدن به یک توافق جدید می‌خواند. اظهارات دیروز پمپئو درباره «مذاکره بدون پیش‌شرط» را با تبصره‌ای که به آن افزوده، می‌توان بخشی از پروژه جنگ روانی آمریکا در مقابل ایران تعریف کرد. پمپئو با هوشمندی هیچ‌تعریفی از کشور عادی ارائه نداده است تا به افکار عمومی دنیا و افکار عمومی در ایران این گزاره را القا کند که توپ در زمین ایران است و این تهران است که حاضر به آمدن پای میز مذاکره با آمریکا نیست.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نه در برابر ایران که تقریبا در تعامل با شرکای تجاری خود نیز مواضع ضد و نقیضی داشته است. هیچ‌کس به‌درستی نمی‌داند او چه می‌گوید و چه می‌خواهد. شاید او خود بداند چه می‌کند اما طرف‌های او به‌درستی نمی‌دانند در پس این سیاست‌های ضد و نقیض چه چیزی قرار است به ثمر بنشیند. شاید بخشی از این سیاست خارجی متناقض به شخصیت ترامپ مربوط باشد. مجله «پولیتیکو» در بررسی شخصیت ترامپ او را فردی «دمدمی‌مزاج، بی‌دقت، تندخو و گستاخ» خوانده است. راهبرد ترامپ در دو سال گذشته در مواجهه با ایران، استفاده از فشار حداکثری بوده است اما وقتی این شیوه به نتیجه نمی‌رسد، تناقضات ترامپ دمدمی‌مزاج و بی‌دقت، خود را نشان می‌دهد. مساله اصلی ترامپ و حلقه سیاست خارجی‌اش در پروژه ایران، دست خالی آنها برای متقاعد کردن ایران است. آنها نمی‌دانند برای آینده و نوع برخورد با ایران چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ این بی‌برنامگی حتی درخواسته‌های 12گانه پمپئو از ایران نیز به چشم می‌خورد. همین پیچیدگی‌ها باعث شده تا مقامات آمریکا در برابر ایران – حداقل در کلام- دارای تناقضات جدی باشند.

عملکرد یک سال گذشته آمریکا نشان داده است دولت ترامپ خیلی خوب می‌داند چه چیزی را نمی‌خواهد اما دقیقا نمی‌داند چه چیزی را می‌خواهد. آنها بر همین اساس از توافقات و معاهدات بین‌المللی خارج می‌شوند اما به هیچ‌توافق جدیدی دست پیدا نمی‌کنند چراکه یا نمی‌دانند چه می‌خواهند یا هیچ‌کس حاضر به پذیرش خواسته‌های آنان نیست. این سردرگمی در خروج از توافق هسته‌ای با ایران نیز به چشم می‌خورد. ترامپ پس از خروج از برجام، اعلام کرد آماده توافقی -به زعم آمریکا – بهتر با ایران است اما برخی نزدیکان ترامپ همچون رودی جولیانی وکیل او صراحتا از برنامه آمریکا برای فشار حداکثری با ایران با هدف تغییر رژیم در ایران سخن می‌گفت. جان بولتون سخنران ویژه نشست‌های منافقین نیز بارها حمایت خود را از تغییر رژیم ایران عنوان کرده بود. از سویی دیگر اما مایک پمپئو شروطی 12گانه برای آغاز مذاکره هرگونه مذاکره با ایران می‌گذاشت.

چند ماه بعد در مرداد 97 دونالد ترامپ در اظهارنظری متفاوت، در یک کنفرانس خبری مشترک با جوزپه کونته، نخست‌وزیر ایتالیا گفت: «من قطعا آماده‌ام. با رئیس‌جمهوری ایران دیدار کنم، اگر وی مایل به این کار باشد و این ملاقات نیز «بدون هیچ شرطی» خواهد بود.» ترامپ در جریان سفر خود به ژاپن نیز صراحتا گفت که خواستار تغییر رژیم در ایران نیست. اما این همه تناقضات آمریکا نیست. آنها از یک‌سو با اعزام ناو آبرام لینکلن به منطقه از افزایش تنش با ایران و تهدید ایران سخن می‌گویند و از سوی دیگر اعلام می‌کنند به هیچ عنوان به دنبال جنگ با ایران نیستند. مجموع این تناقضات باعث شده نه‌تنها تهران که هیچ‌کشوری که یک طرف توافق با آمریکا بوده است، نتوانند با این کشور به یک توافق جدید دست پیدا کنند. حتی کره شمالی که سابقه دو دور مذاکره با آمریکا در موضوعی خاص را نیز داشت، با دست خالی و بدون هیچ‌پیشرفتی از میز مذاکرات فاصله گرفت تا مشخص شود حداقل با آمریکای دونالد ترامپ نمی‌توان مذاکره کرد و به نتیجه رسید.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها