• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۱۰
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
صداوسیما در ماجرای قتل توسط نجفی به‌موقع عمل کرد، البته همراه با چند گاف گل‌درشت

سایه‌روشن پوشش خبری قتل در سعادت‌آباد

می‌شود با جابه‌جایی آقای نجفی و یک چهره شاخص در جناح رقیب او در چنین واقعه‌ای، تصور کرد که آیا باز هم تک‌تک همین انتقادها از نوع پوشش خبری صداوسیما مطرح می‌شدند یا خیر؟ به هر حال وضعیت عجیبی است. هم از صداوسیما اشتباهات متعددی سر می‌زند و هم کسانی هستند که با قدرت تمام در پی بهانه‌جویی از این اشتباهاتند.

سایه‌روشن پوشش خبری قتل در سعادت‌آباد
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، ماجرای قتل خانم میترا استاد به دست همسرش محمدعلی نجفی به قدری عجیب و شوک‌آور بود که طبیعی به نظر می‌رسید در واکنش‌های اجتماعی و رسانه‌ای نسبت به آن احتمال خطا بسیار بالا باشد. اصولا ازدواج دوم محمدعلی نجفی، کسی که بیش از سه دهه در بالاترین مناصب مدیریتی کشور حضور داشت، خودش موضوعی به‌شدت جنجالی بود. پس از آن، صبح روزی که خبر قتل همسر دوم نجفی منتشر شد، شوک دوم به جامعه وارد آمد؛ اما شاید کسی هنوز باورش نمی‌شد که قضیه تمام نشده و از این هم پیش‌تر خواهد رفت. پس از مدتی معلوم شد که قاتل میترا استاد، همسر او یعنی محمدعلی نجفی بوده و ابعاد و دلایل این قضیه در دامنه گردباد گمانه‌زنی‌ها و تحلیل‌های مختلف افتاد. این شوک سوم که اعلام رسمی خبر قتل همسر نجفی به دست خود او بود، از ظرفیت نرمال رسانه‌ای در ایران فراتر می‌رفت. این ضعف پوشش رسانه‌ای که پیش از این هم در موارد متعدد دیگری با غلظت کمتر دیده شده بود، حالا چنان به چشم آمد که به نظر رسید دیگر باید درباره‌اش فکری اساسی صورت بگیرد.

در ساعات اولیه شب پس از قتل، فیلمی منتشر شد که در آن داود فتحعلی‌زاده، خبرنگار صداوسیما، در زمینه تصویر ایستاده بود و محمدعلی نجفی در پس‌زمینه با کت و شلوار روبه‌روی مسئول اداره آگاهی نشسته و مشغول خوردن چای است. خونسردی محمدعلی نجفی در این صحنه خشم بسیاری از مردم را برانگیخت. اما صحنه دوم که در آن داود فتحعلی‌زاده اسلحه نجفی را جلوی دوربین می‌گیرد و می‌گوید که این کلت ۱۳ گلوله داشته و ۵ گلوله‌اش شلیک شده؛ و سپس خشاب اسلحه را بیرون کشید و فشنگ‌ها را شمرد، جنجال جداگانه‌ای به وجود آورد.

عمده اعتراض‌ها در این خلاصه می‌شد که آیا فتحعلی‌زاده خبرنگار است یا دادستان؟ بدون شک نمایش این صحنه به این شکل، اشتباهی بود که از طرف فتحعلی‌زاده سر زد اما از طرف دیگر، در آن هم نمی‌شود تردید داشت که این حجم از تمرکز روی مساله نوع پوشش خبر توسط تلویزیون ملی، تماما به دلیل حساسیتی که دیدن اسلحه نجفی در دست یک خبرنگار ایجاد کرد، نبوده است. به هر حال محمدعلی نجفی یک چهره سیاسی شناخته شده بود و ماجرای خصوصی زندگی‌اش خواه‌ناخواه منافع طیف‌ها و جریان‌های مختلف را با خودش درگیر می‌کرد.

گذشته از اینکه آیا تمام حساسیت‌ها روی تصویر اسلحه نجفی در دستان فتحعلی‌زاده طبیعی بوده یا خیر؛ در این نکته که خبرنگار سیما در یکی از حساس‌ترین زمان‌های عمر کاری‌اش چنین خطای هولناکی را مرتکب شده، تردیدی نیست. اما چرا هرچند وقت یک‌بار این‌طور می‌شود و در چنین برهه‌های حساسی، ما دچار جنجال‌هایی تا این حد غیرلازم، درخصوص نوع پوشش رسانه‌ای اتفاقات کشورمان در رسانه ملی می‌شویم؟ از ایستادن حسینی‌بای تا کمر در آب سیل تا هفت‌تیر نجفی در دستان فتحعلی‌زاده، واقعا چرا در صحنه‌های حساس، صداوسیما بعضی از پرخطاترین میزانسن‌های خبری را خلق کرده و بهترین بهانه‌ها را برای عیب‌جوها فراهم آورده است؟

  انحصار؛ بستری برای تولد خطای رسانه‌ای

ساعاتی بعد از انتشار خبر قتل میترا استاد، سایت سحام‌نیوز که از خارج کشور به‌روز‌رسانی می‌شود و گرایش سیاسی آن در هنگام تاسیس به آقای نجفی نزدیک بود، حکمی در‌این‌باره منتشر کرد که هر مردی در صورت علم به خیانتکار بودن همسرش و رابطه نامشروع او با مردی دیگر، می‌تواند همسرش را بکشد. اشاره سحام‌نیوز به «مهدورالدم» بودن زن در چنین شرایطی، در حقیقت تلاشی برای ایجاد یک دوربرگردان حقوقی بود که بتواند آخرین راه نجات نجفی از قصاص باشد. این بی‌اخلاقی رسانه‌ای در حقیقت دلیل مشخصی داشت و خطای ناخواسته به‌حساب نمی‌آمد. البته خود محمدعلی نجفی از کسی نخواسته بود که برایش چنین بهانه‌ای دست‌وپا کند یا لااقل چنین چیزی علنی نشده است.

عده‌ای دیگر درباره میترا استاد شروع به خلق شایعاتی کردند که او را مأمور بعضی نهادهای امنیتی داخل و در حقیقت تله‌ای برای پاپوش‌سازی و تخلیه اطلاعاتی محمدعلی نجفی می‌دانستند. این شایعات هم مشخصا اغراض سیاسی خاصی را پی می‌گرفت و عمدی بودن‌ دامن زدن به آن مشخص بود. اما کاری که فتحعلی‌زاده کرد، برخلاف هدفی بود که خود او داشت. او می‌خواست اولین چهره‌ای باشد که به مردم تشنه خبر، در این لحظات حساس، جزئیات جدیدی ارائه می‌دهد و از این طریق به کارنامه کاری‌اش نقطه روشنی اضافه کند؛ اما همه چیز برعکس شد.

فتحعلی‌زاده، همان خبرنگاری که هنگام فروریختن ساختمان پلاسکو بر اثر فشار روانی ناشی از دیدن این صحنه، بیهوش شد و در مقابل دوربین او را به بیمارستان منتقل کردند، مثل خیلی از شهروندان دیگر یک انسان است و شرایط خاصی که برایش پیش می‌آید، می‌تواند هیجان‌زده‌اش کند. اما در این نوع صحنه‌ها برای پرهیز از هیجان‌زدگی یک خبرنگار بهتر است که یک تیم رسانه‌ای نظر بدهند، نه صرفا یک نفر. در این موارد سپرده شدن بار تصمیم‌گیری‌ها به یک نفر، احتمال خطا را هزاران بار بالاتر می‌برد. اما مشکل اینجاست که چنین انحصاری در پوشش این اخبار چیزی نیست که به اجبار برای داود فتحعلی‌زاده و امثال او ایجاد شده باشد و مطابق منطقی که در صداوسیما ایجاد شده و هرکس ناچار است در هر بخشی، بقای خود را در به انحصار درآوردن موقعیتش ببیند، او هم برای به دست آوردن این موقعیت، تلاش فراوانی کرده است.

داود فتحعلی‌زاده حدود ۱۵ سال است که به‌عنوان خبرنگار در حوزه اداره آگاهی فعالیت دارد و با تمام مسئولان این نهاد آشناست. آزادی عمل حیرت‌انگیز او در چنین صحنه مهمی، از این سابقه ۱۵ ساله به‌دست آمده و اتفاقا حالا کار دستش داده است. تا به حال بارها از طرف عوامل شبکه خبر اعتراض‌هایی صورت گرفته بود که چرا در حضور فتحعلی‌زاده، آنها نمی‌توانند به بعضی پرونده‌ها برای تهیه گزارش ورود کنند. این در حالی است که واحد مرکزی خبر و خبرگزاری صداوسیما، هر دو زیرمجموعه‌های یک سازمان هستند و همین مسائل ساختاری، باعث رسیدن گزارش‌های سیما به چنین کیفیت‌هایی شده است.

البته بدون شک در مورد مساله شگفت‌انگیز و بهت‌آور آقای نجفی، تمرکز بیش از حد بعضی از جریان‌ها روی نوع پوشش خبر توسط صداوسیما، نمی‌تواند تا ابد اصل قضیه را از کانون توجهات دور بدارد و کم‌کم رسانه‌های دیگر هم به میدان می‌آیند و تصاویر و گزارش‌هایی در این مورد تهیه می‌کنند و قضیه به هر حال چیزی نیست که بشود آن را مخفی نگه داشت یا مانع از جلب توجه عموم مردم به آن شد. این اتهام که صداوسیما در پوشش این خبر دچار ذوق‌زدگی شده هم از اساس مبنایی ندارد. ضمن اینکه هیچ‌کدام از شخصیت‌های سیاسی جناح مقابل آقای نجفی هم از این قضیه خوشحال نشدند و از مردم عادی گرفته تا رجال سیاسی و چهره‌های مشهور، شاید خیلی‌ها لحظه‌ای خودشان را جای او قرار دادند و از سقوطی این‌چنین هولناک بدن‌هایشان لرزید.

می‌شود با جابه‌جایی آقای نجفی و یک چهره شاخص در جناح رقیب او در چنین واقعه‌ای، تصور کرد که آیا باز هم تک‌تک همین انتقادها از نوع پوشش خبری صداوسیما مطرح می‌شدند یا خیر؟ به هر حال وضعیت عجیبی است. هم از صداوسیما اشتباهات متعددی سر می‌زند و هم کسانی هستند که با قدرت تمام در پی بهانه‌جویی از این اشتباهاتند.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها