• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
معنای پالس هــای کاخ سفید

دوگانه جعلی جنگ و سازش!

به‌نظر می‌رسد بعد از خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های تعلیق شده و تشدید فشارهای اقتصادی و نتیجه نگرفتن آمریکا از این اهرم در تغییر رفتار ایران، آن کشور برای تدوام این راهبرد کلان خود عرصه‌های سیاسی، امنیتی و روانی را جدی‌تر از پیش در دستور کار قرار داده است.

دوگانه جعلی جنگ و سازش!
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، دونالد ترامپ طی دوسال گذشته با تغییرات سریع و وسیع در تیم امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا جمعی کاملا همسو با سیاست‌های خود تدارک دید؛ مایک پمپئو (رئیس سابق سازمان سیا) در قامت وزیر امور خارجه، جان بولتون مشاور امنیت ملی و جینا هاسپل رئیس سازمان سیا همراه با پاتریک شاناهان در سرپرستی وزارت دفاع با هدایت ترامپ در نقش رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا؛ یعنی تیمی از تندروترین جمهوری‌خواهان که سابقه هر شرارتی از حمله به عراق و مدیریت شکنجه‌گاه‌های مخفی آمریکا تا توصیه جان بولتون به بمباران ایران را در سابقه خود دارند. اما مساله‌ای که این روزها در افکار عمومی توسط کاسبان ترس‌فروشی در داخل هم‌صدا با فاکس‌نیوز مطرح می‌شود تغییر اساسی راهبرد دولت ترامپ نسبت به دولت اوباما در مواجهه با ایران و احتمال خطر جنگ است که لاجرم باید تن به سازش و مذاکره داد و بر سر نقاط اقتدارآفرین جمهوری اسلامی در حوزه‌های موشکی و قدرت منطقه‌ای معامله کرد. اما به‌راستی این گزاره چقدر مطابق با واقع است و اصولا آیا در راهبردهای آمریکا علیه ایران در دوره ترامپ چنین چیزی وجود دارد؟

بررسی اسناد معتبر و بالادستی مانند سند امنیت ملی آمریکا، گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا و اظهارات رسمی مقامات ارشد آمریکا چه در دوران اوبامای دموکرات و چه ترامپ به ظاهر دیوانه جمهوری‌خواه نشان می‌دهد عبارت «همه گزینه‌ها روی میز است»، صرفا بازدارندگی تهدید و اهرمی جهت فشار برای تغییر رفتار، امتیازگیری از طرف مقابل (ایران) و پای میز مذاکره کشاندن است نه گزینه‌ای واقعی که در دستور کار عملیاتی قرار داشته باشد. اوباما که در جایی از گزینه‌های روی میز سخن می‌گفت، در گفت‌وگوی خود با کانال 2 تلویزیون رژیم صهیونیستی که بعد از توافق برجام انجام شد، در پاسخ به سوالات چالشی مجری مبنی‌بر اینکه چرا به جای توافق با ایران گزینه‌ نظامی را دنبال نکرده است، تاکید می‌کند: «هیچ گزینه نظامی واقعی برای متوقف کردن ایران وجود ندارد.»
(There Is No Military Option To Stop Iran.)

جان کری نه‌تنها گزینه نظامی را موثر نمی‌دانست، بلکه نبود توافق و مذاکره مستقیم را موجب فروپاشی نظام تحریم‌ها می‌دانست. جان کری بعد از توافق ژنو می‌گوید: «اگر با ایران مذاکره و بر سر موضوع هسته‌ای توافق نمی‌کردیم ائتلاف ما علیه ایران کاملا تضعیف و رژیم فعلی تحریم‌های ایران نیز شکسته می‌شد!»

ترامپ هم از زمان تبلیغات انتخاباتی خود به هزینه‌های هنگفتی که آمریکا در منطقه خاورمیانه کرده و در برابر آن نه‌تنها پیروزی کسب نکرده بلکه بدهی‌های فراوانی به بار آورده است، انتقادات جدی داشته و محور سیاست خارجی خود را « Amrican first» یا همان «اول آمریکا» قرار داد. ترامپ همان ابتدای ریاست‌جمهوری‌اش در 18بهمن95 در گفت‌وگو با شبکه فاکس‌نیوز در پاسخ به سوالی راجع به تحرکات نظامی علیه ایران رسما تاکید کرد: «من هرگز درباره اقدامات نظامی حرف نمی‌زنم.»

در این مدت اخیر هم برخلاف فضاسازی رسانه‌ای کاسبان تسلیم در داخل و جنگ روانی آمریکا برای ایران‌هراسی در منطقه، مکررا مقامات آمریکا از ترامپ تا پمپئو و برایان هوک و حتی جان بولتون، گزاره جنگ نظامی علیه ایران را رد کرده‌اند. بهترین روش برای روشن شدن ابعاد این فضاسازی رسانه‌ای پیرامون جنگ نظامی هم بررسی اظهارات علنی و اقدامات عملی آمریکایی‌هاست. ترامپ در مصاحبه‌ای- که یک هفته پیش با فاکس‌نیوز داشته و 30 اردیبهشت98 منتشر شد- به‌صراحت می‌گوید: «با وجود تمام چیزهایی که در حال رخ دادن است، من کسی نیستم که اعتقادی (به جنگ) داشته باشد. می‌دانید، من کسی نیستم که خواستار جنگ باشم زیرا جنگ به اقتصاد ضربه می‌زند، جنگ مهم‌تر از همه، به کشته شدن مردم منجر می‌شود. اگر من بخواهم با ایران وارد جنگ شوم آن جنگ اقتصادی خواهد بود.»
حتی ترامپ اخیرا پس از انتشار خبری توسط نیویورک‌تایمز مبنی‌بر اعزام 120هزار نیروی نظامی آمریکایی به منطقه غرب آسیا آن را جعلی خواند و تکذیبش کرد. او در اظهاراتی استراتژی خود را نمایان کرد:

«کاری که آنها (ایران) باید بکنند این است که با من تماس بگیرند و (پای میز مذاکره) بنشینند. می‌توانیم توافق کنیم و به یک توافق منصفانه دست پیدا کنیم... . آنها باید تماس بگیرند و اگر این کار را انجام دهند ما آماده گفت‌‌‌وگو با آنها هستیم.»

وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه سالگرد خروج از برجام مجددا- بدون کوچک‌ترین اشاره به مساله جنگ نظامی- هدف از فشارهای حداکثری را این‌گونه توصیف می‌کند: «ما آنقدر به اعمال حداکثر فشار بر ایران ادامه خواهیم داد تا  رهبران رفتار ویرانگرانه‌شان را تغییر دهند، به حقوق مردم ایران احترام بگذارند و به میز مذاکره بازگردند.»
مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز در 22اردیبهشت دقیقا همان راهبرد را در مصاحبه با شبکه «سی‌ان‌بی‌سی» تکرار می‌کند و می‌گوید:

«ما نمی‌خواهیم محاسبات اشتباه داشته باشیم. هدف ما جنگ نیست، هدف ما (ایجاد) تغییر در رفتار حاکمیت ایران است.» 24اردیبهشت نیز مجددا همین راهبرد را اعلام می‌کند: «واشنگتن به دنبال جنگ با ایران نبوده و هدفش تغییر رفتار رهبران ایران است.»

برایان هوک، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران نیز اخیرا در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید: «به دنبال جنگ با ایران یا هرکس دیگر نیستیم.» در 18اردیبهشت نیز صریحا می‌گوید: «آمریکا نمی‌خواهد وارد جنگ با ایران شود.»

جان بولتون هم که به اظهارات جنجالی و جنگ‌طلبانه مشهور است و در همایش سال‌های گذشته گروهک منافقین در پاریس وعده تصرف ایران تا 2019 را داده و حتی در میانه مذاکرات هسته‌ای صریحا گفته بود: «برای جلوگیری از بمب ایران، ایران را بمباران کنید.» هنوز پایش به کاخ سفید باز نشده بود که رسما از حرف‌های خود عقب‌نشینی کرد و در اولین اظهاراتش در 3فروردین97 در مصاحبه با فاکس‌نیوز گفت: «اظهارنظرات شخصی که مطرح کردم همگی مربوط به گذشته است. مساله‌ای که حائز اهمیت است، آن چیزی است که رئیس‌جمهور می‌گوید.» و حتی سی‌ان ان در خبری نوشت بولتون به ترامپ قول داده در صورت انتصاب به‌عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید، «جنگی به راه نخواهد انداخت.»

در این مدت مسئولیت بولتون به‌عنوان مشاور امنیت ملی ترامپ، هرچند نقش جدی در کارزار فشار حداکثری علیه ایران و تند کردن فضا علیه ایران داشته اما نگاهی دقیق به اظهارات او هم نشان‌دهنده که جدا کردن بولتون از تیم ترامپ چقدر ساده‌اندیشانه است. در یکی از تندترین مواضع بولتون در بیانیه‌ای «اعزام ناوگروه آمریکایی به منطقه را برای ارعاب ایران توصیف کرد اما اعلام کرد به دنبال جنگ با ایران نیستیم.» و در 19 اردیبهشت نیز در توئیتی دقیقا همان راهبرد ترامپ و پمپئو را تکرار می‌کند و می‌نویسد: «تا زمانی که سران ایران تصمیم به تغییر رفتار مخرب، احترام گذاشتن به حقوق مردم ایران و بازگشت به میز مذاکره نگیرند، ایالات متحده به فشار حداکثری خود ادامه خواهد داد.»

ترامپ هم در 28 اردیبهشت اختلاف راهبردی بین خود، بولتون و پمپئو را کاملا رد کرد و گفت: «گزارش رسانه‌ها درباره عدم اتفاق‌نظر در تیم امنیت ملی کاخ سفید مزخرف محض بوده است و پمپئو و بولتون اقدامات بسیار خوبی انجام داده‌اند و از آنها خشمگین نیستم.» در تحلیل چرایی مواضع تند اما هماهنگ بولتون با ترامپ بدون کوچک‌ترین تحلیلی به این قسمت از یادداشت روزنامه «یوس‌ای تودی» دقت کنید: «این ایده در سراسر دنیا جا افتاده که او درحال هدایت ترامپ به سمت یک درگیری نظامی خطرناک با ایران است. اما کارشناسان امنیتی هم در داخل کاخ سفید و هم در بیرون آن گفته‌اند که درباره نقش بولتون و نفوذ او روی ترامپ، به‌خصوص در مساله‌ای مانند جنگ علیه ایران مبالغه شده است.»

 همچنین مارک دوبوویتز، مدیرعامل لابی ضدایرانی «بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها» به‌عنوان نزدیک‌ترین و موثرترین اندیشکده در دولت ترامپ می‌گوید: «در یک «رقص ژئوپلیتیک» که با هدف ارسال پیامی سرسختانه به ایران طراحی شده، جان بولتون صرفا در حال ایفای نقش خودش است. اگر شما یک ستیزه‌جوی تمام‌عیار می‌خواهید بولتون از بسیاری جهات، اصل همان چیزی است که دنبالش می‌گردید. این کار (به خدمت گرفتن بولتون) از منظر عملیات روانی مفید است. کاخ سفید تعمدا تصمیم برای ارسال بمب‌افکن‌های بی‌52 و سایر نیروی نظامی خود به منطقه را در بوق و کرنا کرده، به صورت کاملا هدفمند گفته که این کار را در واکنش به تهدیدهای ایران انجام می‌دهد و عمدا جان بولتون را برای اعلام این پیام‌ها انتخاب کرده است.»

مارک دوبوویتز که یکی از مشاوران غیررسمی ترامپ درباره ایران است در ادامه می‌گوید: «من فکر می‌کنم این سیاست یک کارزار کاملا هماهنگ است که دارای یک‌ وجه روابط‌عمومی، یک‌ وجه موضع‌گیری نظامی و یک وجه اقتصادی-مالی است. بولتون و پمپئو «پلیس‌های بدی» هستند که باعث عصبانیت ایران و سایر کشورها از مقاصد ترامپ می‌شوند.»

از طرفی تمامی مقامات نظامی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا نیز گزینه جنگ نظامی را قاطعانه رد کرده‌اند. جیم مالوی، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی تروریست آمریکا می‌گوید: «ارتش آمریکا به دنبال جنگ با ایران نیست... . من در وضعیت برنامه‌ریزی برای جنگ نیستم و وظیفه چنین کاری را هم ندارم.»

بررسی اعزام ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن هم نشان می‌دهد برخلاف فضاسازی رسانه‌ای و ادعاهای بولتون خبر اعزام عادی و طبق برنامه و روتین این ناو یک ماه پیش در بیانیه‌ای در سایت رسمی نیروی دریایی تروریست‌های آمریکا منتشر شده و صرفا بولتون قصد بهره‌برداری از آن را در جنگ روانی داشته است. همچنین «ایلان گلدن‌برگ»، مدیر بخش امنیت خاورمیانه در اندیشکده «مرکز امنیت آمریکایی جدید» در توئیتی در این باره نوشت: «اعزام یک ناوگروه به سنتکام، اقدام غیرمعمولی نیست و احتمالا اقدامی عادی بوده که از مدت‌ها قبل برنامه آن چیده شده است. ادبیات آتش‌افروزانه بولتون، غیرمعمولی و تحریک‌آمیز است البته حدس من آن است که این موضوع یک فرصتی برای تلاش به‌منظور ارعاب ایرانی‌هاست نه چیزی بیشتر.»یکی از مقامات ستادکل نیروهای مسلح نیز در واکنش به این فضاسازی‌ها اعلام کرد: « ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در دریای عربی متوقف شده و به خلیج فارس نیامده و سایر واحدهای شناور رزمی‌شان هم خارج شده و خلیج‌فارس از همیشه خالی‌تر است، لذا ادعای آمریکا که ناوگان فرستاده دروغ است... . حرکات آمریکا در منطقه برای حفظ و ایمن‌سازی واحدهای خود بوده و سایر مطالب عنوان‌شده از طرف آمریکا «عملیات روانی دشمن» برای تحت‌تاثیر قرار دادن افکار عمومی داخلی و خارجی است.» از طرفی اصولا برای آغاز یک جنگ نظامی هیچ‌کشوری ناو خود را نزدیک مرزهای طرف مقابل نمی‌کند تا مستقیما در تیررس موشک‌ها قرار گیرد.

یکی دیگر از فضاسازی‌های اخیر سفر غیرمنتظره پمپئو به عراق و بازنمایی رسانه‌ها از آن به‌عنوان هشدار به ایران و اعلام به عراق برای جلوگیری از حضور نیروهای مقاومت در جنگ احتمالی میان آمریکا و عراق بود؛ خبری که هرچند در رسانه‌ها بازتاب زیادی داشت اما چندی بعد فالح الفیاض، مشاور امنیت ملی عراق ابعاد پنهان ماجرا را بیان کرد: «آمریکایی‌ها می‌گویند از واکنش جمهوری اسلامی ایران به اقدامات آمریکا در منطقه نگران هستند برای همین مایک پمپئو به بغداد آمد تا اطمینان دهد آمریکا درصدد اقدام نظامی نیست.» هشدارهای امنیتی آمریکا در خلیج فارس و عراق و خارج کردن نیروهای غیرضروری خود از عراق و بلافاصله هدف قرارگرفتن سفارت آمریکا در آن کشور نیز در ادامه همین ایران‌هراسی و جنگ روانی است تا هم فشاری به ایران برای تغییر محاسبات و نتیجتا تغییر رفتار باشد و هم هشداری به کشورهای منطقه برای عدم همکاری با ایران.

همان‌طور که روشن است گزینه نظامی اهرمی در جهت بازدارندگی، عملیات روانی جهت تغییر رفتار ایران و بازگشت به پای میزمذاکره و همچنین ایران‌هراسی و امنیتی کردن ایران در منطقه است و نه گزینه واقعی و عملیاتی که در این مساله میان دولت دموکرات اوباما با دولت جمهوری‌خواه ترامپ و همچنین میان ترامپ و تیم خیالی «B» تفاوتی نیست.

بنابراین دوقطبی کاذب جنگ_صلح و جنگ‌هراسی که جریان غربگرا داخلی از سال 92 با آن سعی در فریب افکار عمومی را داشته و دستاوردهای هسته‌ای را نیز بدون هیچ‌دستاوردی معامله کرد، غیرواقعی و همان‌طور که گفته شد صرفا وسیله‌ای برای امتیازگیری بیشتر از طرف مقابل است.

به‌نظر می‌رسد بعد از خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌های تعلیق شده و تشدید فشارهای اقتصادی و نتیجه نگرفتن آمریکا از این اهرم در تغییر رفتار ایران، آن کشور برای تدوام این راهبرد کلان خود عرصه‌های سیاسی، امنیتی و روانی را جدی‌تر از پیش در دستور کار قرار داده است و در همین راستا می‌توان به تشکیل گروه ویژه اقدام ایران، اجلاس شکست‌خورده لهستان، سرمایه‌گذاری‌های عظیم در حوزه رسانه‌های فارسی‌زبان، تلاش برای تقویت گروه‌های ورشکسته اپوزیسیون، ایجاد اجماع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس علیه ایران، ایجاد خرابکاری‌های امنیتی و ترور در ایران و نهایتا تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ایجاد فضای شبحِ جنگ با مانورهای عملیات روانی اشاره کرد؛ عملیات روانی‌ای که با اقدامات بازوهای داخلی توسط جریان غربگرا و روزنامه‌های زنجیره‌ای تکمیل می‌شود، آنجا که دوگانه جنگ-صلح را تیتر می‌کنند یا در سرمقاله خود با هراس از جنگ، دولت را به سازش و مذاکره با آمریکا بر سرمسائل موشکی و منطقه‌ای توصیه می‌کنند.

و نهایتا همان‌طور که رهبرمعظم انقلاب فرموده‌اند: «شبحِ جنگ را بزرگ می‌کنند برای اینکه یا ملت را بترسانند یا ترسوها را بترسانند؛ چون بالاخره ما یک مشت ترسو هم داریم دیگر اینها را بترسانند؛ بالاخره مساله‌ شبح جنگ را بزرگ می‌کنند، مطرح می‌کنند؛ یکی این است. یکی هم مساله‌ مذاکره که بله، ما با ایران حاضریم مذاکره کنیم. آن‌وقت این هم دیگر از آن بازی‌های پیش‌پاافتاده [است] که یکی‌شان می‌گوید مذاکره‌ بی‌پیش‌شرط، یکی‌ می‌گوید نه، مذاکره‌ باپیش‌شرط! اینها دیگر بازی‌های سیاسی است که واقعا پیش‌پاافتاده است، یعنی ارزش پرداختن به آنها را ندارد. به‌هرحال هم راجع به جنگ، هم راجع به مذاکره صحبت می‌کنند... . به‌طور خلاصه در دو کلمه به ملت ایران بگویم: جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد؛ این حالا خلاصه‌ حرف بود که بدانید، همه‌ ملت ایران بدانند؛ اما اینها استدلال پشت سرش هست، صرف ادعا نیست، صرف گفتن و آرزو کردن و شعار دادن نیست، استدلال هست.»

 

* نویسنده : علیرضا فقیهی‌راد روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها