• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
کن لوچ و پل لاورتی با فیلم ضدسرمایه‌داری «آمدیم، نبودید» به جشنواره کن آمدند

شورش کهنه‌سربازهای انگلیسی ضد نظام سرمایه‌داری

کن لوچ در بسیاری از فیلم‌های داستانی، مستند و حتی در چندین مجموعه تلویزیونی‌اش به زندگی کسانی می‌پردازد که در جامعه‌ سرمایه‌داری به اشکال گوناگون به حاشیه رانده می‌شوند. فقرا، تهیدستان، کارگران، پناهنده‌ها، مهاجران و بی‌خانمان‌ها قهرمانان مورد علاقه‌ لوچ به حساب می‌آیند و البته فیلم‌های او در محدوده انگلستان باقی نمانده‌اند.

شورش کهنه‌سربازهای انگلیسی ضد نظام سرمایه‌داری
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، کن لوچ تقریبا شاخص‌ترین فیلمساز چپ‌گرای امروز در جهان است. شاید تا دو سه دهه پیش، داشتن چنین تمایلاتی برای یک فیلمساز چندان خصوصیات ویژه و عجیبی به نظر نمی‌رسید اما حالا که با پایان جنگ سرد و یکه‌تازی ایالات متحده در عرصه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی؛ چینش صحنه تغییر کرده، چپ‌گرایی یک مد زمانه به حساب نمی‌آید و کن لوچ از این جهت یک فیلمساز ضدجریان است. او ۸۲ سال سن دارد و هنوز حرارت روزهای اول را در خودش حفظ کرده و از طرفی اهل انگلستان است، یعنی کشوری که یکی از اصلی‌ترین خواستگاه‌های سرمایه‌داری محافظه‌کارانه به‌حساب می‌آید و همین قضیه را جالب می‌کند که نماینده انگلستان در بسیاری از رویدادهای بین‌المللی سینما، یک فیلمساز ضدسرمایه‌داری با فیلم‌هایی ضدجریان است.

کن لوچ در بسیاری از فیلم‌های داستانی، مستند و حتی در چندین مجموعه تلویزیونی‌اش به زندگی کسانی می‌پردازد که در جامعه‌ سرمایه‌داری به اشکال گوناگون به حاشیه رانده می‌شوند. فقرا، تهیدستان، کارگران، پناهنده‌ها، مهاجران و بی‌خانمان‌ها قهرمانان مورد علاقه‌ لوچ به حساب می‌آیند و البته فیلم‌های او در محدوده انگلستان باقی نمانده‌اند. نبرد آزادیبخش نیکاراگوئه، مبارزات مردم ایرلند، اشغال عراق، کودتای شیلی، مبارزه‌ طبقه‌ کارگر آمریکا و جنگ داخلی اسپانیا موضوعات دیگری هستند که لوچ در فیلم‌هایش به سراغ آنها رفته است. اهمیت کن لوچ اما در فیلم‌هایی که می‌سازد خلاصه نمی‌شود. او همواره در شمایل یک رزمنده در میدان مبارزه حضور دارد و در همبستگی با مبارزات مردمی در سرتاسر جهان و مبارزه علیه وضعیت موجود در انگلستان عملا مداخله می‌کند. لوچ در طول زندگی‌اش هر کجا که جایزه‌ای به او تعلق گرفت، فرصت جلب توجهات رسانه‌ای را تبدیل به ابزاری برای افشای سیاست‌های ستمگرانه‌ سرمایه‌داری و دولت انگلستان ‌کرد.

ازجمله در سال ۲۰۱۲ وقتی جشنواره‌ سینمایی تورین بنا داشت از او تقدیر کند، شرکت در این جشنواره را به دلیل خصوصی‌سازی صنایع در این شهر ایتالیایی تحریم و به جای آن در جمع کارگرانی سخنرانی کرد که شغل آنان در معرض تهدید قرار گرفته بود. او همچنین از مدافعان سرسخت مبارزه مردم فلسطین و جنبش بایکوت رژیم صهیونیستی است. در سال ۲۰۱۵ کن لوچ به همراه نزدیک به 200 نفر دیگر از عوامل سینما، ازجمله چند کارگردان یهودی در نامه‌ای به جشنواره فیلم لوکارنو خواهان این شدند که بخش ویژه‌ سینمای رژیم صهیونیستی را «به‌ویژه در سالگرد قتل‌عام مردم غزه در تابستان ۲۰۱۴» از این جشنواره حذف کند. لوچ بارها خواستار تحریم فرهنگی رژیم صهیونیستی شده است. خصلت مبارزه‌جویانه‌ سینمای کن لوچ موجب شده چندین مجموعه‌ تلویزیونی او در دوران نخست‌وزیری مارگارت تاچر و تونی بلر غیرقابل پخش تشخیص داده شود. او گرچه ترجیح می‌دهد میان سرمایه‌گذاران بخش خصوصی و امکانات دولتی شبکه «بی‌بی‌سی»، از دومی استفاده کند اما همواره از منتقدان جدی شبکه «بی‌بی‌سی» بوده و بارها مدیران این شبکه را به پاسخگویی وادار کرده است. کن لوچ امسال هم در جشنواره فیلم کن با فیلمی جدید حضور دارد. او پیش از این بارها در این رقابت حضور داشت و دو بار برنده نخل طلا جشنواره کن شده بود. «بادی که کشتزار جو را تکان می‌دهد» در سال 2006 و «من، دانیل بلیک» در سال 2016 دو فیلم او هستند که از این فستیوال نخل طلا را برنده شدند اما او سال‌ها پیش از آن مشهور شده بود. فیلم «قوش» محصول ۱۹۶۹ یعنی دومین ساخته سینمایی او عامل اصلی در شهرت این فیلمساز به‌حساب می‌آمد. فیلمی بسیار تلخ درباره زندگی سخت یک نوجوان به نام بیلی کاسپر که نقش او را دیوید بردلی بازی می‌کرد و جالب اینجاست که بازیگر این نقش هنری، بعدها به یک ستاره سینمای درجه دو رزمی تبدیل شد. حالا کِن لوچ در جشنواره فیلم کَن امسال با فیلم «آمدیم، نبودید» به بخش اصلی مسابقه آمده است تا در سالی که نام‌های بزرگی مثل پدرو آلمادوار، زاویه دولان، برادران داردن، جیم جارموش، ترنس مالیک، عبدالطیف کشیشه و کوئنتین تارانتینو در این رقابت شرکت دارند، فیلم او هم در میان 21 اثر بخش رقابتی قرار بگیرد.

فیلم «آمدیم، نبودید» (Sorry We Missed You) که بعضی از سینمایی‌نویسان فارسی‌زبان آن را «متاسفیم جا ماندی» هم ترجمه کرده‌اند، داستان زندگی خانواده‌ای از طبقه کارگر را روایت می‌کند. پدر خانواده، ریکی، در نیوکسل بریتانیا با یک شرکت حمل‌و‌نقل قرار‌داد صفر‌ساعته می‌بندد. قرار‌داد صفر‌ساعته در بریتانیا، شکلی از قرارداد است که کارمند زمانی که در محل کار به او نیاز داشته باشند، باید حاضر شود و بر مبنای تعداد ساعت کاری حقوق می‌گیرد. در این نوع قرارداد، کارگر هیچ‌ حقوقی برای مرخصی یا مریضی دریافت نمی‌کند. قرار‌داد‌های صفر‌ساعته به یکی از معضلات اصلی طبقه کارگر بریتانیا تبدیل شده است، چراکه براساس آن به‌راحتی می‌شود فشار اتحادیه‌های کارگری را از لحاظ قانونی تا حدی دور زد.

همسر ریکی، اَبی هم پرستار ساعتی است که روز خود را به مراقبت از سالمندان می‌گذراند. هر دوی آنها بین ۱۰ تا ۱۴ ساعت در روز کار می‌کنند و دو فرزندشان، لایزای ۹ ساله و سباستینِ ۱۴ ساله، بیشتر روز را تنها سپری می‌کنند که باعث به وجود آمدن مشکلاتی در این خانواده می‌شود.

«آمدیم، نبودید» تصویر سیاهی از فناوری را نمایش می‌دهد، فناوری به‌مثابه ابزاری برای بهره‌کشی طبقه سرمایه‌دار از کارگر. ریکی در شرکتی کار می‌کند که بسته‌های مختلف باید سر ساعت معینی به دست مشتری برسند. این شرکت برای دنبال کردن مسیر راننده و بسته مشتری، دستگاهی شبیه به اسکنر به راننده‌ها می‌دهد که چند وظیفه کلیدی دارد؛ مسیر راننده را مشخص می‌کند، در صورت تاخیر به راننده هشدار می‌دهد، بسته‌های تحویلی را اسکن می‌کند و مهم‌تر از همه به شعبه شرکت حمل‌و‌نقل امتیاز می‌دهد. تمام روز کاری راننده در رابطه‌ای ماشینی و در تعامل با دستگاه سپری می‌شود، دستگاهی که با پیش‌فرض‌های بروکراتیک سفت و سخت طراحی شده است و جنبه‌های گوناگون زندگی انسان را در نظر نمی‌گیرد. «آمدیم، نبودید» در مقایسه با فیلم قبلی کن لوچ در کن، نظر منتقدان را آن‌طور که باید جلب نکرد اما در ارزیابی‌ها مردود هم نشد. این فیلم از مجموعه منتقدان بین‌المللی اسکرین نمره 5/2 از ۴ گرفته است اما این اثر در رده‌بندی‌های دیگر، جایگاه به مراتب بهتری هم دارد.

لی مارشال منتقد اسکرین دیلی علاقه کن لوچ به مسائل سیاسی و شفقت انسانی آثار او را در این فیلم برجسته می‌داند و معتقد است اثر جدید او نقد تندی است به اقتصاد فعلی جهان و بریتانیا، همان‌طور که درامی پویاست درباره یک خانواده دوست‌داشتنی در آستانه نابودی.

او این فیلم کن لوچ را یکی از بهترین آثارش ارزیابی کرده و می‌نویسد:

«این اثر ادای دینی است درخشان به مجموعه همکاری‌های لوچ و پاول لاورتی و نمونه‌ای استادانه از اینکه چطور با مجموعه‌ای از نابازیگران می‌توان اثری همدلی ‌برانگیز را کارگردانی کرد.»

پل لاورتی، نویسنده‌ فیلمنامه‌ «من، دنیل بلیک»، یکی از همکاران ثابت کن لوچ محسوب می‌شود و تاکنون فیلمنامه‌ 14 فیلم او را نوشته است. لاورتی علاوه‌بر فیلمنامه‌نویسی از سال‌های میانی دهه‌ ۸۰ درگیر مبارزات سیاسی است. او در آن زمان به نیکاراگوئه‌ انقلابی رفت و سه سال در آنجا زندگی کرد و از این جهات شخصیتی کاملا همخوان و هماهنگ با خود کن لوچ دارد. پیتر بردشاو منتقد نشریه «گاردین» فیلم کن لوچ را ضربه‌ای سخت و باشکوه به مساله «قراردادهای صفر ساعته» در بریتانیا دانسته و معتقد است که لوچ کارگردان «اینجانب، دانیل بلیک» با اثر جدیدش کارنامه کاری خود را از گذشته هم درخشان‌تر کرده است.

بردشاو می‌نویسد: «کن لوچِ کارگردان و پاول لاورتیِ فیلمنامه‌نویس، با بیانیه‌ای پرشور از قلب بریتانیای مدرن بازگشتی توفانی به کن داشته‌اند… فیلمی که در ادامه سنت قبلی فیلمسازی لوچ قرار می‌گیرد و به دزدان دوچرخه ویتوریو دسیکا می‌رسد… او مانند اثر قبلی‌اش «اینجانب، دانیل بلیک» هزینه انسانی مدلی از توسعه اقتصادی را نشان می‌دهد که ما به‌عنوان یکی از واقعیت‌های زندگی آن را پذیرفته‌ایم.»

دیوید رونی منتقد هالیوود ریپورتر با اشاره به اینکه کن لوچ کارگردانی ۸۲ساله است، می‌نویسد: «او در سن ۸۲ سالگی در حال ساخت بخشی از بهترین بخش‌های کارنامه کاری خود در فیلم «آمدیم، نبودید» است. درامی مملو از همدلی انسانی و رنج‌ها و دل‌شکستگی‌های روزمره که صحنه‌های قدرتمندش در لحظاتی که فیلم به اوج می‌رسد واقعا نفس را بند می‌آورد.»

 

* نویسنده : میلاد جلیل‌زاده روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها