• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۵
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
قالب دیگری از تفکر سیاسی در عهد صفوی

رسالات اندیشه سیاسی بر مبنای عهدنامه مالک

از کهن‌ترین شروح عهدنامه باید به فرمان مالک اشتر ترجمه حسین بن محمد بن‌ابی‌الرضا حسینی علوی آوی اشاره کرد که در سال 729 انجام شده است.

رسالات اندیشه سیاسی بر مبنای عهدنامه مالک
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، یکی از قالب‌های تفکر و اندیشه سیاسی شیعه در عصر صفوی، ترجمه و شرح «عهدنامه مالک‌اشتر» است که امام‌علی بن‌ابیطالب(ع) به مالک اشتر فرمانروای خویش در مصر ارسال داشته است. سیدرضی در «نهج‌البلاغه» نامه‌های متعددی را از علی(ع) به کارگزاران خود در سرتاسر سرزمین‌های اسلامی جمع‌آوری کرده، اما اهمیت رساله مالک به‌لحاظ اندیشه سیاسی بیش از دیگر رسالات است. تاکنون صدها شرح و تفسیر بر این عهدنامه نوشته شده است که برخی از آنها دارای وجوه سیاسی هستند. با توجه به سفارش‌های امام علی(ع) به مالک درمورد رعایت حقوق مردم، آثار سیاسی مبتنی‌بر این عهدنامه نسبت به آثاری که از موضع فقهی یا سیاست‌نامه به نگارش درآمده‌اند، گرایش‌های مردم‌دارانه‌ و تساهل‌مدارانه‌ای را ارائه می‌دهند. در این شروح «مردم» جایگاه ویژه‌ای دارند و غالبا نویسندگان این رسالات، با ارجاعات متعدد به عهدنامه، سخنان علی بن ابی‌طالب(ع) در رعایت حال مردم به مقتضای شرع و رعایت عدالت را به سلطان وقت گوشزد می‌کنند.

ابن‌ابی‌الحدید معتزلی در شرح نهج‌البلاغه نامه مالک را با سفارش‌نامه‌ای که اردشیر بابکان، پادشاه ساسانی برای جانشینان خویش نوشته همانند دانسته است. ابوعلی مسکویه رازی نیز در «تجارب‌الامم» این سفارش‌نامه اردشیر بابکان را آورده است. (رک: ف/ مشکوه، ج 5: 1221) در نامه تنسر که ابن مقفع به عربی برگردانده و ابن‌اسفندیار هم از عربی به فارسی درآورده و نیز در تاریخ طبرستان، از سخنان اردشیر بابکان بهره برده شده است. (نامه تنسر، 1311: 60)

از کهن‌ترین شروح عهدنامه باید به فرمان مالک اشتر ترجمه حسین بن محمد بن‌ابی‌الرضا حسینی علوی آوی اشاره کرد که در سال 729 انجام شده است. (آقابزرگ، 1377، ج 15: 362) این رساله در کتابخانه چستر بیتی(1) انگلستان به‌شماره 308 نگهداری می‌شود و در یک مقدمه، دو مقاله و یک خاتمه به نام شرف‌الدوله تاج‌الاسلام علی فامنینی ساخته شده است. آوی در مقدمه خویش در باب عهدنامه مالک می‌گوید:

«الحق دستوری است ملوک و وزرا را و از باب تدبیر و اصحاب تقدیر را مستوعب سایر رسوم و آداب از تهذیب اخلاق و تدبیر منازل و سیاست مدن و قانونی منطبق بر نوامیس الهی مانند امور عبادات و احکام و کیفیت عقود و ایقاعات و اقامت حدود و سیاسات بر مرتکبان جرایم و جنایات.» (آوی، میکروفیلم 5/3432 دانشگاه: 124)
در دوره صفویه نیز به ترجمه‌های متعددی برمی‌خوریم که جعفریان فهرست برخی از آنها را آورده است. (رک: جعفریان، 1389 ج 1: 187) از آن جمله می‌توان به تحفه سلیمانیه به ترجمه سید ماجد بن محمد بحرانی شیرازی (1186-1097) قاضی اصفهان، آداب سلوک حاکم با رعیت از علامه مجلسی(2) (ف/ دانشگاه، ج 5: 1219؛ ف/مرعشی، ج 1: 215)، ترجمه محمدباقر بن اسماعیل حسینی خاتون‌آبادی (1127-1170 ق) که برای شاه سلطان‌حسین نوشته شده است(3) (ف/دانشگاه، ج 7: 2716؛ ف/ ملک، ج 2: 13؛ ف/ ملی، ج 6: 139)، ترجمه میرزا علی‌رضای تجلی(م 1085) فرزند کمال‌الدین حسین شیرازی‌اردکانی به نام شاه سلیمان نگاشته است (ف/ دانشگاه، ج 9: 1214)، ترجمه محمدکاظم فرزند محمد فاضل مدرس‌مشهدی(زنده در 1106) (ف/ مجلس، ج 38: 407؛ ف/منزوی، ج 2: 1574)، ترجمه و شرح ملا محمدصالح روغنی‌قزوینی که در 1094 نوشته شده (فهرست منزوی، ج 2: 1573)، ترجمه عبدالواسع تونی که در دست علمای سده دوازدهم هجری هم بوده است. (ف/ منزوی، ج 2: 1573) و ترجمه ابوالحسن الشریف العاملی (م 1138) که همراه با شرحی برای شاه‌سلطان‌حسین نوشته و به نام نصایح‌الملوک و آداب‌السلوک موجود است. (ف/سپه‌سالار، ج 2: 33 و ج 5: 715)

شرح دیگری را نیز علی‌رضا تجلی فرزند کمال‌الدین حسین شیرازی‌اردکانی(م 1085 ق) نوشته که در دیباچه آن شاه سلیمان صفوی ستایش شده است و نسخه‌ای از آن به شماره 1221 در کتابخانه گنج‌بخش نگهداری می‌شود. (ف/گنج‌بخش، ج 2: 947)

از کتب سیاسی که در شرح کلمات امیرالمومنین(ع) نگاشته شده است، می‌توان به «نظم‌الغرر و نضد‌الدرر» اثر عبدالکریم بن‌محمد یحیی قزوینی (زنده در 1124) اشاره کرد که در واقع شرحی است بر «غررالحکم و دررالکلم» کتاب پر ارج عبدالواحد بن محمد تمیمی آمِدی که شامل سخنان کوتاه علی(ع) است. کتاب غررالحکم آمدی در عهد صفوی مورد توجه بسیار بوده و علاوه‌بر قزوینی، آقا جمال خوانساری هم شرح دیگری بر آن نگاشته است. گویا شرح قزوینی به دستور شاه سلطان‌حسین بوده و به همین جهت بیشتر شامل وجوه سیاسی است. در واقع قزوینی کتاب غررالحکم آمدی که خود شرحی است بر اقوال علی(ع) را منبع تأمل فکری خویش در باب سیاست کرده است.

البته مصحح «نظم‌الغرر» قزوینی معتقد است شرح قزوینی بر شرح آقا جمال دارای امتیازاتی است. (قزوینی، 1371: 15) این رساله اگرچه به‌لحاظ اندیشه سیاسی از رسالات مهم دوره صفویه است و به‌طور مفصل درمورد سیاست و حکومت تأمل کرده، به جهت آنکه از وجوه عرفانی و حکمت الهی به موضوع نپرداخته است، از موضوع کار ما خارج است.

کانون اصلی آثار سیاسی مبتنی‌بر عهدنامه مالک «عدالت» است که مطابق با تعریف علی بن ابیطالب‌(ع) اصل و اساس هرگونه سیاست حق‌مدارانه است. حق و راستی تنها صراط منتهی به سعادت است و در آن هر چیز در جایگاه خویش قرار گرفته است. بنابراین عدالت که «قرار گرفتن هر چیز در جایگاه خود» است، در سیاست به معنی وجود حاکم مورد تایید حق در رأس قدرت است. در مجموعه عهد جدید، در رساله اول پولس قدیس به قرنتیان، گفته شده: «آیا نمی‌دانید ظالمان وارث ملکوت خدا نمی‌شوند؟» (عهد جدید، 2002: 1319) در جای دیگری آمده است که «ستمگران وارث ملکوت خدا نخواهند شد.» (همان) در قرآن این آیه به‌صورت «لا ینال عَهدی الظالِمین» (بقره: 124) آمده است. سیدمحمد بن عبدالکریم طباطبایی‌بروجردی در قرن دوازدهم پیرامون این آیه دو رساله سیاسی نگاشته است. نخست تفسیر «و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات» و دیگری «امامه الظالم» که به شماره‌های 3/99 و 4/99 در کتابخانه موسسه آیت‌الله بروجردی نگهداری می‌شوند. استدلال هر دو رساله بر این استوار است که امامت مخصوص افرادی است که هیچ‌گاه به گناه آلوده نشوند. (ف/بروجردی، دفتر اول، 1384: 66)

و نیز باید به رساله محمدکاظم بن محمد فاضل شریف در ترجمه و شرح عهدنامه اشاره کرد که در آن عهد را عهد و میثاقی الهی شمرده و معتقد است «والی باید که در مراعات میثاق و پیمان کوشش بی‌پایان نماید.» (محمدکاظم، نسخه خطی 191 ملی: 116)

میان مجموعه نسخ خطی دانشکده حقوق دانشگاه نسخه‌ای به نام «نصایح الملوک و آداب السلوک» به قلم ابوالحسن بن‌محمدطاهر فتونی اصفهانی(4) (متوفی 1138 ق) وجود دارد که وی آن را به تاریخ 1118ق نگاشته و تقدیم به شاه سلطان‌حسین کرده و نهایتا در 1277 ق قلمی شده است. رساله در واقع اثری میان فقه، حکمت و عرفان است که بر مبنای عهدنامه مالک نگاشته شده است. اصفهانی می‌گوید چون کامل‌ترین دستورالعمل در باب سیاست، نامه علی(ع) به مالک است، آن رساله را شرح کرده است. (اصفهانی، نسخه خطی 1/151ج حقوق: 3)

آغاز رساله در ضرورت سیاست، بر مبنای دیدگاه عرفانی وی است. در واقع این همان هسته مرکزی روح اندیشگی عصر صفوی است که در اینجا نیز نمود یافته است. اصفهانی با همان اسلوب معتقد است «غرض اصلی و مقصد کلی از ایجاد بنی نوع انسان عبادت و عرفان خالق ایشان بوده و تحصیل آن موقوف بر حصول علم و عافیت و امان است.» (همان: 2) در واقع ضرورت سیاست از این نقطه آغاز می‌شود؛ یعنی حصول علم و عافیت و امان، در جهت عبادت و عرفان خالق. اما وی بنا به اینکه یک فقیه است، مدبر اصلی چنین مدینه‌ای را امام غایب می‌داند. بر همین اساس دوره غیبت به مثابه شرایطی که دست بنی نوع انسان از مدبر حقیقی کوتاه است، به دوره‌ای برای سیاست سلاطین بدل می‌شود. به نظر می‌رسد این بخش از اندیشه‌های اصفهانی دقیقا همان بخشی است که باید بر مبنای نظام معنایی تحلیل شود. از آنجا که وی در نظام معنایی خویش، تحلیلی از انسان دارد که در آن هدف از خلقت انسان، عرفان خالق است، نمی‌تواند با غیبت امام معصوم(ع) دست انسان را از شرایط کمال و عرفان خالق کوتاه کند. بنابراین برخلاف فقهایی که هر نوع دولتی در عصر غیبت را جائر اعلام می‌کنند، سعی دارد مشروعیت ایشان را تایید کند؛ این مشروعیت در گرو عمل حاکم است و حاکم نباید این را فراموش کند که «علت اقتدار» او چیست:

«حکیم منان در هر زمان و جمیع اوان تا انقراض دوران، مقتدایی که پیشوای دین مبین و امامی که والی امور مسلمین تواند بود مقرر فرموده که در این اوان، حضرت صاحب‌الزمان و مهدی دو جهان است. لیکن چون به سبب مصالح لازمه عظام، جناب اقدس ملک علام ذات مقدس آن امام انام‌(ع) را چون آفتاب تحت‌الغمام از نظر هر خاص و عام استتار داده، عامه خلایق از وصول فیض خدمت والا نعمتش(5) محروم گشته‌اند و علمای اعلام که نایبان عام آن امام همام‌(ع) هستند، از وجوه بسیار قادر [به] دفع شر اشرار و تمکین و اقدار اخیار نبوده، از تدابیر سیاسات مدینه عاجزند، سلاطین والاتبار و حکام عالی مقدار را در اصقاع و اعصار تسلط و اقتدار داده که از روی حکمت و کمال معدلت، بنای رفاهیت عباد را معمور و اساس امنیت بلاد را دستور دادند و لهذا هریک از ایشان که به سبب استعمال مناهی و اشتغال به مخالفت الهی از ثمره سلطنت محروم و از علت اقتدار خود غافل شود، در اندک مدتی توسن دولتش به سر آمده، هرچند غفلتش بیشتر باشد، رذالتش بیشتر است. پس بر هر مناصب سلطنتی ضرور و لازم و بر هر والی حکومتی فرض و متحتم است که قدر دولت خود بداند و خود را از ضبط بلا و ترفیه عباد و دفع ظلم ظالمان و شر اشرار و عاث مظلومان و رعایت اخیار بر نهج قویم شرع مستقیم باز ندارد تا آنکه شاید او را از بازخواست دنیا و آخرت جبار کریم راه نجاتی باشد.» (همان: 2-5)

در عبارت بالا مشخص است که «علت اقتدار» سلاطین عصر غیبت، «علمای اعلام» هستند «که نایبان عام آن امام همامند» و تنها به این جهت که در آن زمانه «قادر به دفع شر اشرار و تمکین و اقدار اخیار نبوده، از تدابیر سیاسات مدینه عاجزند، سلاطین والاتبار و حکام عالی مقدار را اقتدار داده‌اند». این سخن روی دیگری نیز دارد؛ اگر علمای اعلام قادر به موارد فوق باشند، با وجود آب، حاجتی به تیمم نیست. بدین طریق می‌توان شاهد بود که انسان‌شناسی عرفانی در نظام معنایی یک فقیه، تا چه پایه می‌تواند در کیفیت اندیشه سیاسی وی تاثیرگذار باشد. نمود اصلی چنین فقیهی را در مقالات آتی خواهیم دید.

از دیگر مختصات اندیشه سیاسی بر مبنای عهدنامه مالک، محوریت عدالت است. پیش از این در باب اهمیت عدالت در سیاست سخن رفت، اما تاکید بر عدالت را بیش از هرجا در آثار سیاسی مبتنی‌بر عهدنامه مالک بازمی‌یابیم. عدالت در اینجا تنها عملی که بود یا نبود آن مستوجب صواب و عقاب باشد، نیست؛ عدالت در واقع دارای آثاری وضعی است و به‌لحاظ هستی‌شناختی دارای تبعاتی است که بیش از هرچیز در کلام علی(ع) نمود یافته است. بر همین اساس است که او معتقد است «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم».

از میان آثار اندیشه سیاسی عرفانی مبتنی‌بر عهدنامه مالک، مهم‌ترین آثار مربوط به سید‌ماجد بحرانی و قطب‌الدین نیریزی عارف و حکیم ذهبی اواخر عهد صفوی است. اثر اخیر در واقع اثری است که هر سه سنت تأمل عرفانی در باب سیاست، یعنی علم‌الاخلاق سیاسی، عهدنامه مالک و اندیشه سیاسی مبتنی‌بر فلسفه اخلاق حکمت الهی را در بر می‌گیرد، اما از آن جهت که اثری ممتاز در سیاست و حاوی نظریات تاسیسی نیریزی است، آن را در بخش چهارم مورد خوانش قرار می‌دهیم.

منابع در دفتر روزنامه موجود است.

پی‌نوشت‌ها:
1. Chester Beatty Library
2. نسخه دیگری با نام آداب الولاه یا سلوک ولاه العدل اثر علامه مجلسی به شماره 311 در کتابخانه جامعه همدرد دهلی نو موجود است که ترجمه و شرح عهدنامه به‌همراه احادیثی در باب سیاست و کشورداری است. (ف/ همدرد1999: 111)
3. خاتون‌آبادی عهدنامه را «محتوی بر طریق سلوک با رعایا بل کافه برایا» (خاتون‌آبادی، نسخه خطی 7/2599 ملی: 165) و «رساله‌ای در سیاست مدن» (همان: 166) معرفی می‌کند. از وی رسالات دیگری نظیر آداب طلب مسائل، رساله‌الصلوه، نوروزنامه و رساله در باب اجسامی که بین آسمان و زمین مخلوقند برجای مانده است.
4. مولف در متن خود را ابوالحسن العاملی الاصفهانی النجفی معرفی کرده است. (اصفهانی، نسخة خطی 1/151ج حقوق: 3)
5. در متن: والا نهمتش

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها