• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۲۵
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
محمد جمشیدی استاد دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

القای ترس از جنگ برای امتیازگیری از ایران است/ اگر با دست فرمان برجام جلو می‌رفتیم، گزینه جنگ جدی می‌شد

محمد جمشیدی در پاسخ به این سوال که چه شد این اتفاق رخ نداد و بازدارندگی منطقه‌ای ایران کاسته نشد، گفت: «علت این بود که ایران توانست در منطقه خود فعال شود وگرنه اگر با دست فرمان برجام می‌خواستیم پیش برویم اتفاقا گزینه نظامی علیه ایران جدی‌تر می‌شد. ایران توانست در منطقه حرکت جدی کند و توانست روسیه را با خود در سوریه همراه کند و از این جهت مساله طور دیگری شد.»

القای ترس از جنگ برای امتیازگیری از ایران است/ اگر با دست فرمان برجام جلو می‌رفتیم، گزینه جنگ جدی می‌شد
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، «بر سر یک دوراهی هستیم، چاره‌ای نداریم که یکی را انتخاب کنیم؛ یا جنگ یا مذاکره. یا مجبوریم بایستیم و با آمریکا وارد جنگ شویم یا تن به مذاکره با ترامپ دهیم و کشور را از این شرایط بغرنج خارج کنیم.» اگر بدبینانه نگاه کنیم، اینها دیالوگ‌های اصلی یک سناریوی از پیش طراحی شده است و اگر خوشبینانه نظر دهیم، اینها بخشی از کلام فرد یا افرادی است که فریب طراحی ایالات متحده را خورده‌اند و امروز آنقدر ترسیده‌اند که هوش و حواس‌شان از دست رفته. دلیلش هم واضح است.

اگر به جزئیات این سناریو دقیق‌تر ورود کنیم، ساختار تحلیل نشان می‌دهد صاحبان این نظر در حال تعریف شرایط امروز کشور درون یک دور باطل هستند؛ دور باطلی که تنها کافی است یکی دوبار دیگر تجربه شود تا بنیان‌های کشور فروبریزد. بگذارید این دور را با هم مرور کنیم.  از سال 91-90 شروع می‌کنند و می‌گویند: «در این سال در نتیجه اقدامات دولت وقت، تحریم‌ها تشدید و جایگاه بین‌المللی ایران متزلزل شد. در داخل اقتصاد دستخوش شرایط خارجی قرار گرفت و نرخ دلار سه برابر شد و تورم اوج گرفت و... . در این شرایط و با جدی شدن تحریم‌ها دو راه بیشتر نداشتیم؛ یا جنگ یا مذاکره. در چنین شرایطی کشور مسیر مذاکره را انتخاب کرد و توانست با آمریکا به توافق برسد و در نتیجه آن، هم سایه جنگ از سر کشور برداشته شد و هم ثبات اقتصادی ایجاد شد. نهایتا هم شرایط خوب و مساعد بود تا اینکه آمریکا از برجام خارج شد و دوباره ایران را تحریم کرد. حالا امروز دوباره در شرایط تحریم هستیم و نتیجتا یا باید بجنگیم یا وارد مذاکره با آمریکا شویم و مسیر سومی نداریم.»

سوای اینکه این ایده از بدیهیاتی چون مساله بده‌وبستان در مذاکره عبور می‌کند و تلاش می‌کند داده‌های نقد ایران در جریان مذاکرات برجام که به واقع توقف بخش عظیمی از صنعت هسته‌ای و خارج کردن ذخایر استراتژیکش از کشور بود را در نظر نگیرد و به این هم نپردازد که در مقابل این داده، ستانده کشور بسیار ناچیز و موقتی بود و به چشم برهم‌زدنی همان ستانده ناچیز هم از دست رفت، به تعابیری متوسل می‌شود که واقعیت ندارد. برای مثال مساله تک‌نرخی کردن تورم در دوره اول دولت حسن روحانی، نمایش کاریکاتوری از اقتصاد است، چراکه در همین ایام نرخ بیکاری روزافزون است و نقدینگی خارج از کنترل دولت نجومی می‌شود.

ادعای اینکه برجام سایه جنگ را از سر کشور برداشت نیز بیشتر به یک ایده فعالیت رسانه‌ای می‌ماند تا واقعیت میدانی، چراکه در میدان عمل مانند امروز که صحنه، صحنه جنگ نیست، در دور گذشته تحریم‌ها، هم نامه‌های متعدد رئیس‌جمهور آمریکا به مقامات ایران گواه این بود که شرایط کشور جنگی نیست و هم رجوع به اسناد و اظهارنظرهای متعدد آمریکایی‌ها نشان می‌دهد که آغاز فرآیند مذاکره برای گرفتن یکی از ویژگی‌های بازدارنده از ایران بود.

در این میان «فرهیختگان» برای بررسی بیشتر این موضوع با محمد جمشیدی، استاد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل آمریکا به گفت‌وگو نشسته و ایده «مذاکره یا جنگ» را بررسی کرده است.

دکتر محمد جمشیدی، عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران با اشاره به دوقطبی‌سازی مذاکره- جنگ در شرایط تحریم که اخیرا در فضای سیاسی مطرح می‌شود، به «فرهیختگان» گفت: «ما یک تجربه مذاکره منتهی به برجام را داشتیم که امروز بعد از پنج سال شکست آن روشن شده و فشارهای اقتصادی و تحریم‌های فعلی نیز نشان‌دهنده آن است که سیاست تعامل با آمریکا شکست خورده است.»

وی این موضوع را یک درس بزرگ دانست و افزود: «رویه آمریکا به صورت تاریخی به‌گونه‌ای بوده که در مقابل قدرت رقیب، واکنش متناسب نشان می‌دهد. به‌عنوان نمونه، تجربه مذاکراتی کره شمالی بیانگر آن است که آمریکا برای این کشور هیچ پیش‌شرطی نگذاشت، اما برای مذاکره با ایران که فاقد سلاح اتمی است 12 پیش‌شرط گذاشت.»

جمشیدی ادامه داد: «وقتی از جان بولتون پرسیدند چرا آمریکا برای کره با سلاح اتمی، پیش‌شرط نگذاشته، علت را قدرت این کشور عنوان کرد، این درحالی است که تجربه مذاکرات برجام نشان می‌داد آمریکایی‌ها در قالب مذاکره و توافق، تلاش می‌کنند توانمندی طرف مقابل را کم ‌کنند و در عین حال به توافقی برسانند که این توانمندی به صورت بلندمدت تحت‌کنترل باشد و طرف مقابل هم از فشار خارج نشود.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل یادآور شد: «هم‌اکنون طبق برجام مکانیسم تحریم و فشار بر ایران نهادینه شده و در واقع فشار اقتصادی به‌عنوان ضمانت اجرای توافق هسته‌ای تلقی می‌شود.»

وی این موضوع را واقعیت برجام خواند و گفت: «تصویر غالب از مذاکرات برجام این است که آن مذاکرات موفق بوده و اینکه آمریکایی‌ها امروز دوباره از مذاکره سخن می‌گویند به این خاطر است که آنها احساس می‌کنند می‌توانند مسیر فشار و مهار و کنترل ایران را با همین رویکرد ادامه دهند و حلقه محاصره را تنگ‌تر کنند.» 

جمشیدی خاطرنشان کرد: «امروز اگر از خودمان بگوییم که مذاکره را قبول می‌کنیم، آیا طرف آمریکایی به ایران امتیاز می‌دهد یا طرف ایرانی است که باید به آمریکایی‌ها امتیاز بدهد؟ به بیان دقیق‌تر نتیجه این مذاکره این خواهد بود که ایران اهرم هسته‌ای خود را احیا می‌کند و در واقع تحریم‌ها برداشته می‌شوند یا برعکس توانمندی هسته‌ای و غیرهسته‌ای ایران مثل موشکی و منطقه‌ای محدود شده و وارد مذاکره می‌شوند و تحریم‌ها هم حفظ می‌شوند؟»

این کارشناس مسائل آمریکا ادامه داد: «قطعا سناریوی دوم محقق می‌شود و این درحالی است که همیشه می‌گویند باید به‌گونه‌ای مذاکره کرد که دوره بعد از مذاکره بهتر از دوره قبل از آن باشد.»

وی با بیان اینکه نتیجه برجام صرفا فروش نفت، آن‌هم به میزان سابق بود، یادآور شد: «وضعیت ایران به لحاظ شرایط مالی، بانکی، نظارت و کنترل و فشار اقتصادی به مراتب بدتر از دوره قبل برجام شده است.»

ورود به بحث مذاکره قطعا باعث تضعیف توانمندی راهبردی ایران می‌شود

جمشیدی تصریح کرد: «الان هم ورود به بحث مذاکره قطعا باعث می‌شود شرایط ایران به لحاظ اقتصادی و توانمندی راهبردی ضعیف‌تر شود، چراکه طرف مقابل امروز احساس قدرت می‌کند و طرف ایرانی را ضعیف می‌داند، لذا نتیجه این مذاکره قطعا قوی شدن ایران نخواهد بود.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که آیا گزینه جنگ برای طرف مقابل جدی است؟ گفت: «اگر به آرایش نظامی آمریکا در منطقه، به اولویت‌های آمریکا در سطح جهانی و صحبت‌های مک‌کنزی در آغاز به کار به‌عنوان فرمانده سنتکام در دسامبر 2018 دقت کنید، درخواهید یافت که هیچ‌کدام درگیری در منطقه را توجیه نخواهند کرد؛ یعنی آمریکا به لحاظ راهبردی درگیر شدن در یک جنگ در خاورمیانه را خطا می‌بیند و برای همین است که به شرکا و متحدان منطقه‌ای وابسته شده و نیازمند حمایت آنهاست.»

وی گزینه جنگ را که برخی در داخل از آن سخن می‌گویند، یک گزینه تبلیغاتی و آدرس غلط دانست و ادامه داد: «اگر شما قدری مطالعات راهبردی داشته و نبض واشنگتن را داشته باشید، خواهید دید که آمریکایی‌ها قطعا به دنبال درگیر کردن خود در خاورمیانه نیستند، چراکه امروز مساله آنها این است که چطور هزینه‌های خود را در خاورمیانه کمتر کنند.»

جمشیدی در توضیح اظهارات خود گفت: «مثلا می‌گویند آمریکایی‌ها فلان جنگنده یا فلان ناو را وارد منطقه کرده‌اند، ولی دقت ندارند که آمریکا بیش از یک ماه است در منطقه ناو هواپیمابر نداشته و دو ناو خود را برای مقابله با تهدید روسیه به سمت دریای مدیترانه فرستاده بود.»

وی افزود: «در حقیقت تهدید مدنظر اینها تهدید قدرت‌هایی همانند روسیه و چین است و به این خاطر منطقه را تخلیه کردند و امروز نیز به خاطر شرایطی که ایجاد شده، ظرفیت نظامی خود را در منطقه به حالت سابق برمی‌گردانند، لذا افزایش توانمندی خاصی صورت نگرفته است.»

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به استقرار سیستم پاتریوت در منطقه گفت: «آمریکا پیش از این چهار سامانه پاتریوت در منطقه داشت که پیش از این آنها را خارج کرده بود و اکنون به جای آن چهار تا یکی را بازگردانده است.»

جمشیدی با تاکید بر اینکه آمریکایی‌ها به دنبال جنگ تمام‌عیار نبوده و بیشتر در پی قدرت‌نمایی و ترساندن یک‌سری ترسوها در داخل هستند، در پاسخ به این سوال که آیا به جز مذاکره و جنگ گزینه دیگری نیز وجود دارد یا خیر، گفت: «این بستگی به استراتژی طرف مقابل دارد. استراتژی آمریکا در قبال ایران تغییر نکرده و همچنان تحریم و فشار اقتصادی است نه جنگ و افزایش بحران به سمت درگیری نظامی نیست.»

وی درباره گزینه ایران برای فائق آمدن بر این وضعیت گفت: «ما باید بتوانیم تحریم را خنثی کنیم. جنگ یک پدیده فیک بوده و صورت‌بندی جنگ و مذاکره نیز چیزی است که آنها القا می‌کنند، در حالی که استراتژی آمریکا تحریم است و گزینه سومی که بین اینها واقعی است آن است که ایران بتواند سیاست‌هایی را دنبال کند که استراتژی تحریم آمریکا شکست بخورد.»

تحرکات نظامی برای معتبر نشان دادن تحریم است نه جنگ

عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران یادآور شد: «اگر طرف مقابل به دنبال تحریم باشد و شما نگران جنگ باشید، نشان‌دهنده این است که درک استراتژیک ندارید و این چیزی است که دشمن می‌خواهد. آمریکا دنبال تداوم تحریم ایران است و ابزار نظامی نیز وسیله‌ای است برای معتبر کردن تهدید که طرف مقابل وادار به امتیازدهی شود؛ یعنی آمریکایی‌ها به این برآورد رسیده‌اند که استراتژی تحریم اگرچه بر ایران فشار آورده، ولی ایران را وادار به مذاکره و امتیازدهی نکرده و باعث انسجام بیشتر در داخل کشور شده است، لذا می‌گویند باید مولفه دیگری اضافه شود و آن ایجاد ترس جنگ است تا طرف ایرانی وارد فاز مذاکره شود.» 

جمشیدی با بیان اینکه کسانی که از دوگانه جنگ یا مذاکره سخن می‌گویند، اصلا صورت‌مساله را درست تشخیص نداده‌اند، تصریح کرد: «راهکار این است که بتوانیم با پیوند خوردن با قدرت‌های دیگر و با شرکای نوظهور و بازیگران دیگر در نظم اقتصادی دیگری که در رقابت اقتصادی چین و آمریکا وجود دارد، فشار اقتصادی آمریکا بر خود را مهار و کنترل کنیم.»

  وی ادامه داد: «به صورت فوری‌ باید بتوانیم نفت خود را بفروشیم و تعاملات بانکی خود را از راه‌های امن دنبال کنیم، لذا واقعیت این است که مسیر اصلی مسیری دیگر است و اگر کسی بخواهد راه دیگری به جامعه نشان دهد، حتما به دنبال اغفال جامعه است.»

مهم‌ترین ابزار بازدارنده ایران، توانایی در  گسترش نامتقارن جنگ است

این کارشناس مسائل بین‌الملل با اشاره به تاکید رهبر انقلاب در اواخر دوره بوش مبنی‌بر اینکه دوران بزن و دررو گذشت، گفت: «این هشدار درست زمانی مطرح شد که دوره بوش رو به اتمام بود و اوباما نیز بعد از انتخابش به‌عنوان رئیس‌جمهور جدید هنوز به کاخ سفید نرفته بود. رهبر انقلاب گفتند ما حتی رئیس‌جمهور بعدی را هم مسئول می‌دانیم و این‌طور نیست که شما بخواهید اقدامی انجام دهید و دیگری تبعات آن را نپذیرد؛ یعنی مثلا بولتون اقدامی کند و ترامپ بگوید تقصیر من نبود.»

وی افزود: «درواقع مساله این است که اگر بخواهد اتفاقی رخ دهد، ایران می‌تواند این جنگ را به‌لحاظ زمانی و دامنه گسترش دهد. این مهم‌ترین ابزار بازدارنده است. اتفاقا جنگ و اقدام نظامی مزیت مکفی جمهوری اسلامی است.»

تحرک نظامی مزیت آمریکا نیست، ایران آمادگی گسترش نامتقارن درگیری را دارد

محمد جمشیدی با اشاره به گزینه‌های پیش روی آمریکا در آغاز درگیری با ایران گفت: «آمریکایی‌ها در بهترین حالت اگر بخواهند با ما وارد درگیری شوند به‌دنبال درگیری محدود هستند، یعنی در یک دوره بسیار محدود زمانی اقدام کنند و دامنه درگیری را گسترده نکنند که قطعا هدف از این اقدام بیشتر ترساندن ایران و دیگر کشورهاست، اما خب در مقابل ایران به‌لحاظ دکترین و آمادگی‌هایی که دارد می‌تواند این درگیری را در راستای منافع خود به‌صورت نامتقارن گسترش دهد. لذا اساسا فهم اینکه تحرک نظامی مزیت آمریکا نیست بلکه مزیت ایران است، نکته مهمی به شمار می‌رود.»

استاد دانشگاه تهران در ادامه تحلیل خود از چرایی ممکن‌نبودن آغاز جنگ با ایران گفت: «برخی تلاش می‌کنند مردم و جامعه را از آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدانش بترسانند درصورتی که همین امروز مصادیقی وجود دارد که نشان می‌دهد چقدر این ادعا به‌دور از واقعیت است. چند روز پیش اسرائیل حملاتی را به غزه آغاز کرد اما وقتی که از غزه چند موشک و راکت به سمت اسرائیلی‌ها شلیک شد، رژیم اشغالگر قدس سریعا درصدد مخفی‌کردن ماجرا برآمد و درگیری را خاتمه داد. خب چرا؟ چرا اسرائیل به این سرعت عقب می‌نشیند؟ واضح است چون جنگ به نفع آنها نیست. مثال دیگر؛ چرا وقتی انفجارهایی که در فجیره و دیگر مناطق انجام می‌شد، خبری از آن منتشر نمی‌شود؟ چون وقوع چنین تحولاتی به ضرر آنهاست. این نشان می‌دهد حرکت به سمت گزینه نظامی، مزیت طرف مقابل نیست بلکه مزیت امروز ایران است، اما به‌لحاظ تبلیغاتی گزینه جنگ برای آمریکا امروز گزینه خوبی است و قبل از اینکه اتفاقی رخ دهد، این را نشان می‌دهند. باید امروز پرسید سیستم پاتریوت در ایام شلیک موشک از جانب یمن به تاسیسات نفتی عربستان دقیقا کجا بود و چه می‌کرد؟ اصلا خود آمریکا الان کجاست؟ چرا نتوانست از سیستم امارات و عربستان دفاع کند؟»

پراکنده شدن قدرت از واقعیات امروز جهان است

وی ادامه داد: «از این رو تاکید می‌کنم یکی از ویژگی‌های زمان جدید این است که قدرت نظامی و زور پراکنده شده است و این یعنی قدرت در اختیار بازیگران متعدد دولتی و غیردولتی قرار گرفته و بازدارندگی برای قدرت‌های بزرگ تا حد زیادی بی‌معنی شده است. دقت کنید این مساله امروز مشکل اصلی آمریکایی‌هاست، لذا باز تاکید می‌کنم کسانی که دوگانه جنگ و مذاکره را مطرح می‌کنند سیاست آمریکا را درک نکرده‌اند و وضعیت نسبی ما را نفهمیده‌اند و اساسا صورت مساله را طور دیگری برای جامعه جا می‌اندازند.»

اوباما می‌گفت با برجام می‌توانیم موثرتر با ایران برخورد کنیم

عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران در بخش پایانی گفت‌وگوی خود با «فرهیختگان» در پاسخ به این سوال که آیا ادعای «مرتفع‌کردن سایه جنگ از ایران به‌واسطه برجام» صحت دارد یا خیر، بیان کرد: «اساسا مساله ما هیچ‌گاه اقدام نظامی نبوده یا ما سلاح اتمی نداشتیم که آنها بخواهند براساس آن اقدام نظامی کنند. سیاست آن زمان هم تحریم بود. خود اوباما این استدلال را در مقابل منتقدان برجام در آمریکا و اسرائیل می‌آورد که ما با برجام می‌توانیم به‌گونه موثرتری با ایران در منطقه برخورد کنیم، چون یک توانمندی ضمنی راهبردی را از ایران می‌گیریم، توان مهمی که اثر بازدارنده در مقابل تهدید نظامی دارد. این صحبت اوباما در کنفرانس مطبوعاتی بعد از برجام است. آنجا می‌گوید از امروز گزینه نظامی را بر ایران فعال‌تر می‌کنیم. می‌گوید ما از امروز یک ابزار را از زراد‌خانه ایران خارج کردیم و از امروز بهتر و موثرتر می‌توانیم با ایران در منطقه برخورد کنیم. این به این معنا بود که تقابل منطقه‌ای آمریکا بعد از برجام تشدید می‌شد، چراکه برجام آن خاصیت راهبردی برنامه هسته‌ای ایران را دیگر نداشت.

اگر با دست فرمان برجام جلو می‌رفتیم، گزینه جنگ جدی می‌شد

محمد جمشیدی در پاسخ به این سوال که چه شد این اتفاق رخ نداد و بازدارندگی منطقه‌ای ایران کاسته نشد، گفت: «علت این بود که ایران توانست در منطقه خود فعال شود وگرنه اگر با دست فرمان برجام می‌خواستیم پیش برویم اتفاقا گزینه نظامی علیه ایران جدی‌تر می‌شد. ایران توانست در منطقه حرکت جدی کند و توانست روسیه را با خود در سوریه همراه کند و از این جهت مساله طور دیگری شد.»

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها