• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۱۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ اصغر بالسینی تحلیلگر مسائل اقتصادی و مدرس دانشگاه

چرا زنگنه توان اجرای سیاست افزایش قیمت سوخت را ندارد؟

فارغ از اینکه افزایش قیمت سوخت الزام دارد یا ندارد، آنچه اهمیت دارد آن است که مردم به‌عنوان جامعه هدف یک طرح باید از آن به‌درستی آگاهی داشته باشند و افکارعمومی پذیرش کافی برای این مساله را داشته باشند. نمی‌توان طرحی با این گستردگی را در غیاب یک برنامه دقیق و بدون آگاهی جامعه اجرا کرد و انتظار موفقیت آن را داشت.

چرا زنگنه توان اجرای سیاست افزایش قیمت سوخت را ندارد؟
0.00

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، اگر بپذیریم طرحی مانند افزایش قیمت سوخت که یکی از قیمت‌های کلیدی در اقتصاد است، یک طرح استراتژیک است لاجرم باید به قواعد اجرای طرح‌های استراتژیک هم گردن نهیم. به‌طور ساده و خلاصه می‌توان گفت برای آنکه یک سازمان بداند به کجا خواهد رفت، باید بداند اکنون دقیقا کجا قرار گرفته ‌است، پس از آن باید آنچه می‌خواهد باشد را به‌درستی تعریف کرده و چگونگی رسیدن به آن جایگاه را مشخص کند. مستندات حاصل از این فرآیند را برنامه راهبردی سازمان می‌نامند.

یک طرح و برنامه استراتژیک یا راهبردی دارای چند جزء کلیدی است که در کنار هم به موفقیت برنامه کمک می‌کنند.

1- تجزیه و تحلیل و شناخت: تعیین فرصت‌ها و تهدیدات موجود در محیط خارجی و نقاط‌قوت و ضعف داخل یک سازمان یا یک مجموعه. برای شناخت فرصت‌ها و تهدیدات موجود در محیط، جمع‌آوری اطلاعات، مطالعه، مقایسه، ارزیابی و نتیجه‌گیری آنها ضرورت دارد.

2- انتخاب: ایجاد راه‌حل‌های متنوع برای حل مساله، ارزیابی و مقایسه راه‌حل‌ها و انتخاب بهترین آنها.

3- اجرا: پیاده‌کردن استراتژی از طریق ایجاد ساختار سازمانی لازم و تدوین برنامه‌ها و خط‌مشی‌های مناسب.

4- ارزیابی: حصول اطمینان از پیشرفت استراتژی از طریق بازخورد و انجام اقدامات تصحیحی درصورت لزوم.

در کشورمان تجارب برنامه‌ریزی و اجرایی این مساله را به‌خوبی نمایان ساخته که در برنامه‌های راهبردی بیشتر به بخش‌های اول، سوم و چهارم این فرآیند توجه می‌شود، یعنی بعد از طراحی برنامه و تصمیم‌گیری درباره آن بلافاصله به‌سراغ اجرا می‌روند غافل از اینکه اگر بخش دوم یعنی انتخاب یا روش‌های پیاده‌سازی یک راهبرد مورد غفلت قرار گیرد قطعا برنامه به هدف خود نمی‌رسد. در این بخش باید برای برنامه طراحی‌شده جهت هر سناریو و احتمالات آن و روش پاسخگویی به مسائل احتمالی دقیقا تصمیم‌گیری شده و وظایف هر زیربخش به‌درستی تبیین شود.

به‌عنوان یک مورد مصداقی موفق در کشورمان که شباهت‌هایی هم با موضوع اعلام افزایش قیمت سوخت در روزهای اخیر دارد، می‌توان اجرای برنامه عظیم هدفمندسازی یارانه‌ها در آذرماه سال ۸۹ را مثال زد که طرحی با آن پیچیدگی و گستردگی به‌دلیل توجه کافی به مساله پیاده‌سازی توانست به موفقیت قابل‌توجهی در آن مقطع زمانی نائل ‌آید و افزایش یک‌باره قیمت بنزین از ۱۰۰ به ۴۰۰ تومان و قیمت گازوئیل از حدود ۱۶ به ۱۵۰ تومان که رقم قابل‌توجهی بود با کمترین مخالفت اجتماعی و تنش به اجرا درآمد.

در کتاب ارزشمند محرمانه‌های اقتصاد ایران که حاصل گفت‌وگوی مهدی مهرپور با وزیر اسبق اقتصاد در دوران هدفمندی است به این مساله اشاره می‌شود که طرح هدفمندی با پیش‌بینی دقیق تمام سناریوها و آمادگی احتمالی با آن اجرایی شد به‌طوری که حتی پیش‌بینی شده بود برای آنکه ساکنان مناطق روستایی حاشیه جنگل که از گاز مایع کپسولی استفاده می‌کنند به‌دنبال افزایش قیمت سوخت به قطع درختان جنگلی روی نیاورند، چگونه و توسط چه کسانی سوخت مورد نیاز آنها تامین شود. شما این روش اجرا را با روش اجرای ژنرال‌های پرمدعا که حتی در اطلاع‌رسانی اولیه به مردم نیز درمانده و منفعل عمل کردند و حتی نمایندگان مجلس نیز از آن بی‌اطلاع بودند، مقایسه کنید.

فارغ از اینکه افزایش قیمت سوخت الزام دارد یا ندارد، آنچه اهمیت دارد آن است که مردم به‌عنوان جامعه هدف یک طرح باید از آن به‌درستی آگاهی داشته باشند و افکارعمومی پذیرش کافی برای این مساله را داشته باشند. نمی‌توان طرحی با این گستردگی را در غیاب یک برنامه دقیق و بدون آگاهی جامعه اجرا کرد و انتظار موفقیت آن را داشت.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها