• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
پس از گذشت نیم‌قرن از پایان استعمار قاره آفریقا قدرت‌های بین‌المللی و بازیگران منطقه‌ای بار دیگر متوجه این قاره شده‌اند

به‌دنبال طلا در قاره سیاه

در میان این شرکا، تنها یک کشور است که توان اقتصادی به‌مراتب بالاتری از آمریکا و اروپا دارد و در عین حال نشان داده که هیچ پیش‌شرطی برای توسعه اقتصادی با آفریقا ندارد. چین تنها کشوری است که هیچ‌نگرانی‌ای از این بابت ندارد و تنها به یک چیز فکر می‌کند که آن هم منافع اقتصادی است.

به‌دنبال طلا در قاره سیاه
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، تاریخ بار دوم برای آفریقا در حال تکرار شدن است. آنان یک‌بار دیگر در حال تبدیل شدن به قاره‌ای مهم هستند. آمریکا، چین، اروپا، روسیه، ترکیه و حتی برخی کشورهای عربی به دنبال نفوذ و جای پای محکمی در این قاره هستند. سیاهان آفریقایی اما تجربه خوبی از اهمیت یافتن قاره‌شان ندارند. اولین‌بار در اواخر قرن هجدهم، آفریقا مهم شد و به دنبال آن قدرت‌های جهانی نوعی تلاش برای حضور در این قاره نشان دادند و بیشتر نواحی آن را اشغال کردند و تا پایان جنگ جهانی دوم هم از این قاره دست برنداشتند. حالا و پس از گذشت بیش از 6 دهه، برای قدرت‌های جهانی و بازیگران منطقه‌ای، آفریقا مهم شده است.

این بار رقابت هرچند جدی‌تر است اما بیش از اینکه از آفریقا مستعمره بسازد، به دنبال کسب منافع اقتصادی از این قاره است. با وجود تمام عقب‌ماندگی‌ها، برخی کشورهای آفریقایی در سال‌های اخیر رشد قابل‌توجهی داشته‌ و توانسته‌اند به‌عنوان کشورهای در حال توسعه جایگاه خود در معادلات بین‌المللی را توسعه بخشند.

عقب‌ماندگی چنددهه آفریقا، این قاره را تبدیل به قاره‌ای مصرف‌گرا و بازاری برای کشورهای پیشرفته کرده است. برخلاف دهه‌های قبل، آفریقا این‌بار اختیار نسبی در تعیین شریک تجاری خود دارد. دولت‌های آفریقایی به توسعه اقتصادی برای فراهم کردن مشروعیت سیاسی نیازی جدی دارند ولی اگر بخواهند این توسعه را با کمک آمریکا و اروپا دنبال کنند، لاجرم ناچار به پذیرش برخی شروط پیرامون دموکراسی و حقوق بشر به سبک غربی هستند. اما در میان این شرکا، تنها یک کشور است که توان اقتصادی به‌مراتب بالاتری از آمریکا و اروپا دارد و در عین حال نشان داده که هیچ پیش‌شرطی برای توسعه اقتصادی با آفریقا ندارد. چین تنها کشوری است که هیچ‌نگرانی‌ای از این بابت ندارد و تنها به یک چیز فکر می‌کند که آن هم منافع اقتصادی است.

 

چین

چین اصلی‌ترین بازیگر قاره سیاه است. این کشور از سال 2009 بزرگ‌ترین شریک تجاری قاره آفریقاست. ارزش این مبادلات در سال 2017 به بیش از 170 میلیارد دلار رسیده است. توجه چین به مبادلات اقتصادی با آفریقا از میانه‌های دهه 80 میلادی شروع شد اما در سال 2000 با ایجاد مجمع همکاری‌های چین و آفریقا وارد مرحله جدیدی شد. این مجمع تاکنون سه بار موفق به برگزاری سه دوره نشست سران در سال‌های 2006، 2015 و 2018 شده است. از زمان تشکیل این مجمع تاکنون ارزش تبادلات طرفین 17 برابر و میزان سرمایه‌گذاری چین در آفریقا نیز 100 برابر شده است.

چین در قاره آفریقا اهداف چندگانه‌ای را دنبال می‌کند. «تامین انرژی» و «بازاری برای صادرات» اصلی‌ترین هدف پکن است. این کشور تا سال 2020 به بزرگ‌ترین وارد‌کننده نفت در جهان تبدیل می‌شود و به همین دلیل چشم به منابع نفت و گاز آفریقا دارد. این کشور در منابع نفتی کشورهای سودان، آنگولا و نیجریه سرمایه‌گذاری کرده است. از سوی دیگر با توجه به مناقشه تجاری و جنگ تعرفه‌ای آمریکا علیه چین این کشور برای جبران کاهش صادراتش به آمریکا، به دنبال بازار جدیدی است. با توجه به آنکه بیشتر صادرات چین به کشور آمریکا، کالاهای مصرفی هستند و بازارهای خرده‌فروشی این کشور را تامین می‌کنند، قاره آفریقا می‌تواند محل مناسبی برای فروش کالاهای ارزان چینی باشد. در سال 2030 جمعیت آفریقا به 1.7 میلیارد نفر خواهد رسید که نیمی از آن را طبقه متوسط تشکیل خواهد داد. با این تحول مصرف خانوارهای آفریقایی از 1.1 تریلیون دلار 2015 به 2.5 تریلیون دلار در سال 2030 خواهد رسید.

گرچه اقتصاد بزرگ‌ترین محور نفوذ چین در قاره سیاه است اما تنها محور آن نیست. چینی‌ها فعالیت‌های فرهنگی را برای تثبیت حضور اقتصادی خود در آفریقا آغاز کرده‌اند. چین تاکنون 54موسسه آموزشی کنفوسیوس در 39کشور آفریقایی تاسیس کرده است و قصد دارد 200 هزار متخصص آفریقایی را در آن قاره و 40هزار کارشناس و مهندس را در داخل چین آموزش دهد. با حمایت‌های دولت چین هم‌اکنون صدها مدرسه در کشورهای مختلف آفریقایی همچون آفریقای جنوبی، اوگاندا و کنیا در حال آموزش زبان چینی هستند.

چین در عرصه نظامی نیز فعالیت گسترده‌ای در آفریقا دارد. پکن در سال‌های اخیر با پشت سر گذاشتن آمریکا به بزرگ‌ترین فروشنده تسلیحات نظامی به آفریقا تبدیل شده است. چین گرچه در سال 2017 اولین پایگاه نظامی خود را در آفریقا و در کشور جیبوتی افتتاح کرد، اما سعی کرد نفوذ نظامی‌اش بیشتر به صورت غیرمستقیم و در همان قالب فروش تسلیحات و آموزش‌های نظامی باشد.

 

روسیه

تا پیش از فروپاشی شوروی، روس‌ها یکی از بزرگ‌ترین بازیگران قاره آفریقا بودند. روسیه با بازسازی خود در مدت سه‌دهه پس از فروپاشی، درصدد احیای بخشی از نفوذش در قاره سیاه برآمده است. حضور در جنگ سوریه و پیروزی در آن به همراه متحدانش، سرپل خوبی به این کشور برای نفوذ و نظارت بر آفریقا بخشیده است. حوزه مورد علاقه روس‌ها در کشورهای آفریقایی فروش سلاح، همکاری‌های نظامی اطلاعاتی، توسعه میادین نفتی، احداث نیروگاه‌های گازی هسته‌ای، و استخراج مواد معدنی و نیز نفتی و فلزات گران‌بها است. در حوزه نظامی حدود 80 درصد از فروش نظامی روسیه در سراسر این قاره به الجزایر بوده، زیرا بیشتر کشورهای این قاره از تجهیزات غربی بهره می‌گیرند و امکان خرید تسلیحات سنگین روسی را ندارند اما در حوزه فروش سلاح‌های سبک به گروه‌های دولتی و غیردولتی، روس‌ها بازار گسترده‌ای را پیش روی خود دارند. در زمینه همکاری هسته‌ای نیز روسیه تنها در یک قرارداد با آفریقای جنوبی متعهد به ساخت هشت رآکتور اتمی برای این کشور شده است.

روسیه به دلیل ضعفش در زمینه تولید کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت برخلاف دیگر رقبایش در آفریقا یعنی چین، هند، ترکیه و اندونزی سهمی از این بازار ندارد.

 

اتحادیه اروپا

بیشترین منافع قاره آفریقا تا الان به اروپا رسیده است. چند صدسال حضور استعماری اروپاییان در این قاره دلیل این مساله است. امروز اما شرایط تا حدودی تغییر کرده است؛ هم تعداد بازیگران عمده جهانی و هم قدرت‌شان بیشتر شده است. از سوی دیگر پدیده‌ای به نام مهاجرت نیز در شکل جدید به وجود آمده است. اگر قاره آفریقا بیش از این فقیر و بی‌ثبات شود مردم آن راهی نزدیک‌تر از مدیترانه و جایی بهتر از اروپا برای حرکت به سمت آن نمی‌شناسند. این مهاجرت‌ها باعث بروز مشکلات و معضلات فرهنگی و اقتصادی در اروپا شده است. حجم سرمایه‌گذاری‌های این اتحادیه در قاره سیاه 42 میلیارد یورو است. مساله مهاجرت و نیز نفوذ چین و دیگر رقبای کشورهای اروپایی در قاره آفریقا باعث شده است اتحادیه اروپا به‌دنبال طرحی به نام «طرح مارشال آفریقا» بروند تا بانک‌های بزرگ و چندملیتی غربی در روند تامین مالی پروژه‌های کشورهای آفریقایی نقش بیشتری را ایفا کنند. تا پیش از این بخش قابل‌توجهی از مداخله کشورهای اروپایی در کشورهای آفریقایی تنها از طریق ارائه کمک‌های مالی دولتی صورت می‌گرفت که مبالغ زیادی را شامل نمی‌شد. اروپا با طرح‌هایی مانند طرح مارشال به‌دنبال افزایش میزان سرمایه‌گذاری و نفوذ اقتصادی در آفریقا با همکاری بخش خصوصی خود است.

 

آمریکا

آمریکا در گذشته بزرگ‌ترین شریک تجاری آفریقا بود ولی امروز جای خود را به چین داده است. شاید یکی از دلایل آن توجه بیش از حد آمریکا به انجام عملیات‌های نظامی و دخالت در امور داخلی کشورهای این قاره باشد. آمریکا می‌خواهد عقب‌ماندگی‌اش در مقابل کشورهای دیگر در حوزه اقتصاد را با استفاده از زور و نیروی نظامی جبران کند. آمارها می‌گوید آمریکا 14 پایگاه عملیاتی و 20 پایگاه احتیاطی در آفریقا دارد که هزاران سرباز آمریکایی به‌همراه نظامیان مزدورشان در آنها به صورت مخفیانه فعالیت می‌کنند.

روزگذشته سایت یاهونیوز اعلام کرد آمریکا در 36 کشور این قاره مداخله نظامی کرده است.

به جز توسعه حضور و عملیات‌های نظامی در آفریقا، آمریکا سیاست‌های دیگری را نیز برای نفوذ در این قاره در پیش گرفته است که تا حدی به یکدیگر وابسته هستند. سرمایه‌گذاری در امور زیربنایی، مقابله با بیماری‌های واگیردار و تقویت جامعه مدنی وابسته به غرب سه موضوع اصلی مورد علاقه آمریکا در این قاره هستند. اما آمریکا در اجرای این سه سیاست موفقیت زیادی کسب نکرده است. دولت آمریکا در برابر کشورهایی مانند چین و روسیه که سرمایه‌گذاری‌هایشان بیشتر توسط شرکت‌ها و بانک‌های دولتی صورت می‌گیرد به شرکت‌های سرمایه‌گذار خصوصی وابسته است که به‌راحتی حاضر به سرمایه‌گذاری در کشورهای بی‌ثبات آفریقایی نمی‌شوند. دلیل استقبال بسیاری از کشورها از حضور و سرمایه‌گذاری کشوری مانند چین ریسک‌پذیری بالای شرکت‌های این کشور در سرمایه‌گذاری در مناطق دوردست است. از سوی دیگر کمک‌های مالی آمریکا برای اجرای برنامه‌هایش مقابله با بیماری‌های واگیردار و همچنین دیگر کمک‌های بهداشتی و غذایی این کشور به کشورهای آفریقایی مبلغ بسیار کمی را شامل می‌شود. تقویت جامعه مدنی با ساختار‌های غربی نیز سومین سیاست آمریکا در آفریقاست که با واقعیات اجتماعی این کشور‌ها مطابقت ندارد و موجب ترس حاکمان کشورهای آفریقایی نیز شده است. آمریکا برای هرگونه سرمایه‌گذاری و اعطای کمک‌های مالی شروط بسیاری را پیش‌روی کشورهای آفریقایی قرار می‌دهد که یکی از آنها آزادی فعالیت فرهنگی ان‌جی‌او‌های غربی در این کشورها در جهت ایجاد آزادی‌ها مدنی است. به همین دلیل بسیاری از کشورهای آفریقایی به دریافت چنین کمک‌هایی از آمریکا تمایلی نشان نمی‌دهند. همین مشکلات و عدم انجام اصلاحات در طرح‌های نفوذ در قاره آفریقا باعث شده اندیشکده بروکینز دولت دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا را به بی‌توجهی نسبت به آفریقا متهم کند و خواستار توجه دولت آمریکا به نفوذ کشورهایی مانند چین در این قاره شود.

 

ترکیه

مناسبات روابط ترکیه و آفریقا طی 15 سال اخیر به‌شدت دگرگون شده است. در طول این مدت تعداد سفارتخانه‌های ترکیه در آفریقا از 12 سفارت به 41 افزایش یافته و ارزش مبادلات تجاری دوطرف نیز با جهشی 6برابری به 17.5 میلیارد دلار رسیده است. حجم سرمایه‌گذاری ترکیه در این قاره نیز با 65 برابر افزایش از 100 میلیون دلار به 6.5 میلیارد دلار افزایش یافته است. هم‌اکنون حجم قراردادهای شرکت‌های ترکیه‌ای در آفریقا 55 میلیارد دلار است و ترافیک پروازی خطوط هوایی ترکیه به 52 نقطه در 32 کشور رسیده است. ترکیه علاوه بر روابط سیاسی، با فعال کردن وزارت دیانت خود، حمایت‌های گسترده‌ای را برای افزایش نفوذ مذهبی به‌خصوص در کشورهای شمال آفریقا به عمل آورده است. رجب طیب اردوغان بیش از 30 دیدار از 28 کشور آفریقایی به‌عنوان نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور در 10 سال گذشته انجام داده است. ترکیه علاوه بر نفوذ اقتصادی، فرهنگی و سیاسی نفوذ نظامی در آفریقا را نیز در برنامه دارد. این کشور اولین پایگاه نظامی‌اش را در سال 2017 در سومالی تاسیس کرد و همچنین با اجاره جزیره «سواکین» سودان به دنبال احیای پایگاه نظامی دوران عثمانی در این جزیره و ایجاد پایگاه نظامی در نزدیکی «تنگه باب‌المندب» است.

 

هند

به علت سابقه مشترک هند و بسیاری از کشورهای آفریقایی در زمینه استعمار شدن توسط بریتانیا هم‌اکنون هندی‌تباران زیادی در کشورهای آفریقایی مانند آفریقای‌جنوبی زندگی می‌کنند. حتی مهاتما گاندی، رهبر استقلال هند نیز مدتی در این کشور زندگی کرده است. حضور جمعیت‌های هندی‌تبار کنار نفوذ رقبا به این قاره، باعث شده هند توجه به قاره سیاه را به یکی از اولویت‌های سیاست خارجی خود تبدیل کند.

انرژی و تجارت دو موضوع مهم در روابط هند و آفریقاست. هند دوسوم نفت خود را از منطقه غرب آسیا تامین می‌کند و به همین دلیل به دنبال تنوع‌بخشی به سبد خرید خود است. سودان، ساحل عاج، لیبی و نیجریه از جمله کشورهایی هستند که در زمینه نفت و دیگر انرژی‌ها با هند همکاری دارند.

طبق آمارها روابط تجاری هند با آفریقا از حدود 900میلیون دلار در 1991 به 30میلیارد دلار در سال 2007 و در حدود 62میلیارد دلار در سال 2019 رسیده است. این میزان یک‌سوم روابط تجاری چین با کشورهای آفریقایی است. هند برای جبران عقب‌ماندگی‌اش از رقبا قصد دارد 14مرکز دیپلماتیک دیگر در قاره آسیا تاسیس کند. این کشور هم‌اکنون 29سفارتخانه در آفریقا دارد در حالی که چین 43سفارتخانه در کشورهای این قاره تاسیس کرده است.

 

* نویسنده : سید مهدی طالبی روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها