• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۲/۰۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
به بهانه عدم درج نام شاعر در ترانه فیلم «ژن خوک»

بازخوانی تاریخی شعردزدی

باید به‌حق مادی و معنوی یک اثر به چشم حق‌الناس نگریسته شود تا از بروز هیرادهای دیگر جلوگیری شود. البته پایبندی به حقوق مولفین و مصنفین داخل هم می‌تواند راهگشا باشد.

بازخوانی تاریخی شعردزدی
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، کلیپ ترانه «حلالم کن» با صدای محسن چاووشی در فیلم «ژن خوک» منتشر شد و اسمی از فریبا صفری‌نژاد، ترانه‌سرای آن نیست؛ البته اولین‌بار هم نیست که در حوزه کلام آهنگ‌های این خواننده‌، حاشیه درست شده است. «افسار» قطعه‌ای بود که در سال 94 از چاووشی و به‌عنوان یکی از قطعات موسیقی سریال «شهرزاد» در فضای مجازی منتشر و به اشتباه به استاد شهریار نسبت داده شد. البته چاووشی بعدها گفت «پریناز جهانگیرعصر» شاعر این قطعه را پیدا و حقوق مادی و معنوی وی را پرداخت کرده و از آن طرف هم از خانواده مرحوم شهریار عذرخواهی کرده است. شاید مشهورترین ماجرای بین خواننده و شاعر برگردد به حمید هیراد؛ خواننده نوپایی که هنوز نیامده انواع جنجال‌ها و حاشیه‌ها را دور و بر خودش دید. از اتهام سرقت ادبی تا پلی‌بک در شیراز. او ابیاتی از اشعار قدیم و جدید را به‌هم می‌چسباند و ترانه را به اسم خودش منتشر می‌کرد. البته ماجرا با بیانیه ترانه‌سرایان و عذرخواهی هیراد به پایان رسید. نمونه دیگر به شکایت وارثان رحیم معینی‌کرمانشاهی شاعر و ترانه‌سرا از سالار عقیلی، فرزاد فرزین و محمد معتمدی برمی‌گردد که بدون مجوز از اشعار وی استفاده کردند. عقیلی از ترانه «برف پیری»، معتمدی از «افسانه عشق» و فرزین از «بازگشته» بدون مجوز استفاده کرده‌ بودند. پیش از این نیز اردلان سرفراز، ترانه‌سرای مقیم کشور آلمان از رضا صادقی، سینا سرلک و علی لهراسبی به‌دلیل استفاده بدون‌مجوز از ترانه‌هایش شکایت کرده بود.


  ماجرای «حلالم کن»

صفری‌نژاد ماجرای ترانه «حلالم کن» را این‌گونه شرح می‌دهد: «این ترانه را حدود هشت سال پیش داده بودم به محسن چاووشی. هیچ خبری هم دیگر از آن نداشتم. پیگیری هم نکرده بودم. تا اواخر پاییز ۹۴ که مطلع شدم «حلالم کن» را آقای چاووشی برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد داده و اداره سانسور مجوز نداده است. گرچه حیرت‌انگیز بود که ترانه عاشقانه را دیگر چرا مجوز نداده‌اند؛ اما قابل درک بود. نوروز ۹۸ دوستی که از ماجرای مجوز نگرفتن این ترانه آگاه بود، در تماسی تلفنی مطلعم کرد که «حلالم کن»، ترانه متن فیلم سینمایی «ژن خوک» است که این روزها در تهران اکران نوروزی دارد! من نه آن فیلم را دیده‌ام و نه از اینکه آقای چاووشی کار روی ترانه را تمام کرده و به ژن خوک داده، چیزی می‌دانستم. پیگیری کردم و دریافتم که «حلالم کن» را ظاهرا با این شرطِ اداره سانسور که اسم من نباشد، منتشر کرده‌اند! کار درستی نکرده‌اند؛ هرچند از اجرای زیبای این ترانه با صدای چاووشی، مانند همه اجراهای او بسیار لذت می‌برم.»

  بزرگ‌ترین سرقت ادبی

سرقت ادبی و شعر دزدی پدیده تازه‌ای نیست. از دهه 30 که پیرمردی به نام کاظم غواص‌زنجانی که در گیلان زندگی می‌کرد و اشعار حزین را با گذاشتن تخلص خود «غواص» به‌جای «حزین» و با اندک دست‌کاری‌های ناشیانه‌ای به نام خود منتشر می‌کرد و تا امروز که از این موارد دیده شده است و احتمال زیاد سال‌های آینده هم دیده شود. ماجرای این «غواص» اما خاص و جالب است. اشعار او شک و تردید استاد امیری فیروزکوهی و سپس فریدون نوزاد را برانگیخت، حتی اشعاری از حزین لاهیجی منتشر شد که با اشعار غواص یکی بود؛ اما او همه آنها را انکار کرده و نامه‌هایی برای امیری فیروزکوهی و فریدون نوزاد ارسال کرد و (ظاهرا) رباعی‌هایی برایشان سرود که قوه شعری خود را اثبات کند و از طرفی اشعار مشترک خود و حزین را به بهانه اینکه به استقبال حزین رفته بوده و شعر او اشتباه چاپ شده است را توجیه می‌کرد. حتی غواص با نیما نیز دیدار کرد و با غزلیاتش او را شدیدا تحت تاثیر قرار داد. دکتر شفیعی‌کدکنی در سال 40 در کتابخانه آستان قدس رضوی، نسخه خطی دیوان حزین را پیدا می‌کند و یکی از ابیاتی را که از غواص در حافظه داشته‌اند، در دیوان حزین ‌می‌بینند و به این ترتیب ماجرای این سرقت ادبی افشا می‌شود. ایشان کتاب «شاعری در هجوم منتقدان» را درخصوص شعر حزین لاهیجی و گزیده‌ای از اشعار او نگاشته‌اند و در ابتدای این کتاب به ماجرای این دزدی نیز اشاره کرده‌اند. البته به‌جز این مورد، شباهت عجیب شعر «علی ‌ای همای رحمت» به سروده مفتون همدانی، از شاعران سده چهاردهم هجری و معاصر استاد شهریار هم وجود دارد، اما این توارد هم موافقان و مخالفانی دارد که کپی‌بودن این اثر را رد یا تایید کامل نکرده‌اند.

  حفظ حقوق مادی و معنوی شاعر

مساله رعایت کپی‌رایت سال‌هاست که محل بحث است و هنوز هم اقدام جدی و موثری  در رابطه‌اش نشده است. ایران عضو کنوانسیون برن نیست و پیوستنش مخالفان پرقدرتی دارد. شاید اگر مساله کپی‌رایت حل شود دیگر هیچ خواننده یا شاعری نتواند با خیال راحت و بدون هزینه سراغ آثار دیگران برود. بد نیست مرور کنیم حرف‌های دکتر محمد سریر، آهنگساز و رئیس اسبق خانه موسیقی را. ایشان در جلسه‌ای که با موضوع حق کپی‌رایت در موسیقی و شعر برگزار شده بود، چنین گفته بود: «کشور ما عضو «کنوانسیون برن» نیست. بنابراین ما از نظر قانونی نمی‌توانیم درباره آنچه در داخل کشور ثبت کرده‌ایم، مدعی شویم. به این معنی که اگر اثر یکی از هنرمندان ما در خارج از کشور مورد استفاده قرار گیرد، ما نمی‌توانیم اعتراض کنیم.

عدم تعهد کشور ما به این کنوانسیون از یک نگاه اشتباه سرچشمه می‌گیرد. این نگاه مساله «پرداخت هزینه بابت استفاده از آثار دیگران» است. به این ترتیب اگر ما عضو این کنوانسیون شویم، باید برای استفاده از آثار خالقان اثر در کشورهای دیگر اعم از کتاب، موسیقی، ترانه، فیلم و... هزینه پرداخت کنیم. چون نمی‌خواهیم هزینه پرداخت کنیم، بنابراین متعهد به این کنوانسیون نیز نشده‌ایم. اما از این نکته غافلیم که اگر برای مدتی هزینه پرداخت کنیم، پس از ثبت آثارمان، دیگران نیز در مقابل استفاده از آثار هنرمندان ما هزینه می‌پردازند. به این ترتیب هم هزینه‌های پرداختی ما بازمی‌گردد و هم اینکه آثار خلاقانه هنرمندان ما با نام خودشان در سطح جهانی مطرح می‌شود. به این ترتیب به هدف «جهانی‌شدن هنرمان» هم خواهیم رسید. ظرفیت هنرمندان ما نشان می‌دهد ما می‌توانیم در حوزه‌های مختلف هنری آثار ماندگاری خلق کنیم که به ثبت جهانی نیز برسد. بنابراین نخستین اشتباه ما عدم تعهد به کنوانسیون بِرن است.»

دکتر سریر درباره فعالیت خانه موسیقی در زمینه ثبت آثار و پرداخت حقوق مادی و معنوی ترانه‌سرایان و آهنگسازان اینچنین گفته است: «این مساله بارها در خانه موسیقی مطرح شده است. اما بین هنرمندان داخلی هم این موضوع رعایت نمی‌شود. این مساله نیز با مسئولان مطرح شد و با وجود موافقت آنها هنوز هم اتفاقی در این زمینه رخ نداده است و گویا از این کار منصرف شده‌اند. اگر از هر باری که کاری از رسانه پخش می‌شود، حتی 10 تک تومانی هم به حساب سازندگان اثر اختصاص پیدا کند، هنرمند نیازمند تامین هزینه‌هایش نخواهد بود و مهم‌تر اینکه دست او برای خلق آثار خوب و ماندگار باز خواهد شد. در خارج از کشور حتی ورثه هنرمند نیز بعد از فوت او از هر بار پخش اثر آن هنرمند، مبلغی دریافت می‌کنند.»

مظلومیت شاعران و ترانه‌سرایان را در تلویزیون و رادیو هم می‌توان دید و شنید. وقتی آهنگی از سیمای ایران پخش می‌شود با فرض اینکه شناسنامه کار معرفی شود تنها به اسم آهنگساز و خواننده بسنده می‌شود و در موارد معدودی شاهد بیان اسم ترانه‌سرا و شاعر هستیم. باید به‌حق مادی و معنوی یک اثر به چشم حق‌الناس نگریسته شود تا از بروز هیرادهای دیگر جلوگیری شود. البته پایبندی به حقوق مولفین و مصنفین داخل هم می‌تواند راهگشا باشد.

 

* نویسنده : سیدمهدی موسوی‌تبار روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها