• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۱/۲۶
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نقش پررنگ احمد شاه مسعود در شکست ارتش سرخ و سقوط دولت کمونیستی افغانستان

مقـاومت احـمد

احمد شاه مسعود پیروزی‌های خود را بدون دریافت کمک از قدرت‌های بیگانه به دست آورد، در حالی که در زمان اشغال افغانستان، شوروی مورد انتقاد دیگر قدرت استعماری یعنی آمریکا بود و او می‌توانست از ایالات متحده کمک بگیرد. بنابراین عدم وابستگی بود که از او یک قهرمان ملی ساخت.

مقـاومت احـمد

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، این که عده‌ای او را آغاز‌کننده جنگ می‌دانستند و حرف‌هایی در این‌باره می‌زدند برایش مهم نبود. آنها را به قیامت سپرده بود و قسم جلاله می‌خورد که جنگ نکرده است، مگر برای اعتلای «کلمه‌الله» و برای وطنش. صحبت از «قهرمان ملی افغانستان» است»؛ «آمر صاحب احمد شاه مسعود»، نامی که با جهاد و مقاومت گره خورده و از پیشگامان مبارزه علیه استعمار و استکبار در منطقه بود. او می‌گفت: «اگر به اندازه کلاهم جای ماندن در این سرزمین را داشته باشم، می‌مانم و مقاومت می‌کنم. دشمنان افغانستان دشمنان من هستند و آنها نیروهایی هستند که جنگ را به مردم ما تحمیل می‌کنند.»

پس از روی کار آمدن حزب دموکراتیک خلق در افغانستان در سال 1979 که اصلی‌ترین حزب مارکسیست لنینیست این کشور بود، اتحاد جماهیر شوروی که قبل از آن با حمایت احزاب چپ دخالتش در امور داخلی افغانستان را آغاز کرده بود، تصمیم خود مبنی‌بر لشکرکشی به این کشور را عملیاتی کرد و کمتر از دو سال پس از تشکیل دولت کمونیستی در این کشور، افغانستان را به اشغال نظامی درآورد. ارتش سرخ شوروی که بعد از انقلاب اکتبر کشورهای مختلفی را به آشوب کشیده بود، این‌بار وارد آسیای مرکزی شد که شاید بتواند از کلاه این منطقه نیز نمدی برای خود دست‌وپا کند. این مساله برای آنها دور از دسترس نبود، اما چیزی که آنها پیش‌بینی نکرده بودند مقاومت بود. امری که برای همه جریان‌های امپریالیستی همواره منفور بوده است. به‌محض ورود ارتش سرخ به افغانستان احمد شاه مسعود که قبلا مخالفت خود با رژیم کمونیستی حاکم بر این کشور را اعلام کرده بود، مبارزه با دولت حاکم را تبدیل به مبارزه همه‌جانبه علیه کمونیسم و ارتش سرخ اتحاد جماهیر توسعه داد.

احمد شاه مسعود که پس از کودتای

7 اردیبهشت 1979 و تشکیل دولت کمونیستی با رهبری دسته‌های کوچک مجاهدین عملا در رهبری مبارزه علیه رژیم حاکم شرکت کرده بود، پس از اشغال نظامی افغانستان به دست شوروی به همراه یک گروه چریکی وارد منطقه استراتژیک پنجشیر شد و تا سقوط دولت کمونیستی مبارزه را از همان منطقه رهبری کرد.

به گفته ناظران بین‌المللی 60 درصد از مجموع آسیب‌هایی که به ارتش سرخ وارد شد به واسطه مقاومت نیروهای احمد شاه مسعود بود. از این جهت عقب‌نشینی و خروج نیروهای شوروی نیز نتیجه مبارزه مقتدرانه احمد شاه مسعود بود.

با وجود حملات مداوم ارتش سرخ در دوره 9 ساله اشغال افغانستان، مسعود توانایی نظامی‌اش را هر روز گسترش می‌داد. در بهار 1980 و در بدو ورود نیروهای شوروی، او تنها هزار چریک را که سلاح‌های ضعیفی داشتند در اختیار داشت و با همین توان اندک با ارتش دولت کمونیستی و ارتش سرخ شوروی می‌جنگید. با وجود همه محدودیت‌های مواسلاتی و ارتباطات اندک، تعداد نیروهای او در سال 1984 و در میانه جنگ به پنج‌هزار نفر رسید و این تعداد هنگام خروج شوروی از افغانستان به 13هزار نفر افزایش یافت. تشکیلات نظامی احمد شاه مسعود ترکیب کارآمدی از روش‌های سنتی رزمی و قواعد مدرن جنگ چریکی بود که به‌عنوان موثرترین قواعد جنگ چریکی در میان نیروهای مقاومت شناخته می‌شد.

در دوره 9 ساله حضور ارتش سرخ در افغانستان، آنها 9 بار به منطقه پنجشیر، محل استقرار احمد شاه مسعود و نیروهای چریکی او حمله کردند تا مقاومت ملی آنها را از بین ببرند، اما هیچ‌وقت موفق به این امر نشدند. آنها پس از سه سال نبرد و در پی شکست کامل 6 تهاجم گسترده نیروهایشان تصمیم به آتش‌بس با احمد گرفتند. فرمانده کل نظامی روس‌ها در افغانستان برای توافق آتش‌بس با احمد شاه مسعود وارد مذاکره شد و درنهایت یک قرارداد دو ساله آتش‌بس به امضای طرفین رسید، غافل از آنکه این توافق فرصت ویژه‌ای می‌شود برای تقویت نیروهای مقاومت و مبارزه جدی‌تر احمد شاه مسعود علیه ارتش سرخ.

مسعود از این فرصت دوساله استفاده و اقدام به سازماندهی نیروهای مقاومت کرد که در طول این سال‌ها مبارزات‌شان پراکنده بود. او با ایجاد شورای «نظار» یکی از منظم‌ترین تشکل‌های نظامی و چریکی را علیه ارتش سرخ و دولت دست نشانده کمونیستی پایه گذارد.

درنهایت نیروهای ارتش سرخ که در سال 1979 به فرمان لئونید برژنف وارد افغانستان شده بودند، در سال 1989 و در زمان میخائیل گورباچف واپسین رهبر اتحاد جماهیر شوروی با تحمل خسارت‌ها و هزینه‌های بسیار مجبور به ترک افغانستان شدند. بدون‌شک بخش قابل‌توجهی از این پیروزی در نتیجه فعالیت نیروهای مقاومت و به‌ویژه مبارزات احمد شاه مسعود اتفاق افتاد که با وجود حمایت‌هایی که از ارتش سرخ می‌شد، توانستند آنها را از خاک کشور خود بیرون کنند و سه سال بعد هم دولت دست‌نشانده‌شان را از تخت حکومت به زیر بکشند. البته پیروزی‌های متعدد احمد شاه مسعود در زمان جنگ با شوروی و دولت کمونیستی وقت و محبت مردم نسبت به او، رشک دیگر گروه‌ها و احزاب را برانگیخت و در دهه بعد از سقوط کمونیسم در این کشور او و گفتمانش را به‌شدت تضعیف کرد. از این رو در این دهه رخدادهای فراوانی در زندگی پرفراز و نشیب شاه مسعود اتفاق افتاد. پس از به ثمر رسیدن مقاومت و دور شدن دشمنان داخلی و خارجی، احمد بیان کرد که «حکومت آینده باید از طریق انتخابات و آرای مستقیم مردم که در آن زنان و مردان اشتراک داشته باشند به وجود‌ آید. یگانه طرز حکومتی که بتواند عدالت اجتماعی را در میان اقوام مردم برقرار سازد انتخابات مردمی است.»

او بارها گفت که «سیاست ماست که با همه روابط نیک و دوستانه داشته باشیم، ولی هرگز وابستگی را نپذیرفته و نمی‌پذیریم.»

احمد شاه مسعود پیروزی‌های خود را بدون دریافت کمک از قدرت‌های بیگانه به دست آورد، در حالی که در زمان اشغال افغانستان، شوروی مورد انتقاد دیگر قدرت استعماری یعنی آمریکا بود و او می‌توانست از ایالات متحده کمک بگیرد. بنابراین عدم وابستگی بود که از او یک قهرمان ملی ساخت.

در سال‌های مقاومت در برابر شوروی و بعد‌ها در برابر طالبان و تروریسم، رفتار بشردوستانه مسعود در برابر اسیران جنگی مشهور بود. یکی از فرماندهان طالبان بعد از آزادی از زندان مجاهدین گفته است:«مسعود فرزند واقعی ملت افغان است. یک‌بار ایستاد و مبارزه کرد و اکنون باز هم در برابر یک تجاوزگر خارجی [طالبان] ایستاده و می‌جنگد.»

احمد شاه مسعود ایستاد و 31 سال از عمرش را صرف مبارزه علیه ظلم کرد و نشان داد که در برابر ظلم ظالم، تنها مقاومت است که کار می‌کند، آن هم مقاومت به نام الله. از این رو اگر چه احمد فرشته نبود، اما یک قهرمان ملی بود.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها