• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۱/۲۵
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ علی جمشیدی دبیرگروه سیاسی

مختصات جدال گفتمانی در سال ۹۸

سرخوردگی از شعارهای بی‌عمل البته موید این است که در انتخابات آتی احتمالا فریادهای بی‌وقفه علیه جریان رقیب و فضاسازی منفی دیگر موثر نخواهد بود و پیروز نهایی هم باید نشان دهد که حداقل کارنامه 20-10 ساله‌ای از حرکت در مسیر گفتمان‌های چهارگانه دارد، همزمان مرد عمل و اجراست و نهایتا دارای اخلاق است و نمی‌خواهد از رای منفی رقیب برای پیروزی وام بگیرد.

مختصات جدال گفتمانی در سال ۹۸

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، هرچند خیلی‌ها معتقدند ابهام، مهم‌ترین ویژگی امروز فضای سیاسی در یک ‌سال مانده به انتخابات مجلس یازدهم و چندی بعد از آن انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم است، اما باید گفت به‌واقع همه می‌دانند قطعی‌ترین مساله در انتخابات‌های آتی به‌ویژه ریاست‌جمهوری آینده، اجماع مردم بر «نه» به ادامه آن چیزی است که ائتلاف حسن روحانی با اصلاح‌طلبان از سال 92 به وجود آورده و باعث شده در نقاط کانونی گفتمان‌های رایج جامعه، واگرایی نسبت به دولت و مجلس ایجاد شود.

اگر قبول کنیم امروز همه جریان‌های سیاسی متفقند صندوق آرا تنها مسیر تغییر سرنوشت است و همزمان هم بپذیریم معیار سنجش، نسبت جریانات سیاسی با چهار گفتمان آزادی، استقلال، عدالت و کارآمدی باشد (گفتمان‌هایی که هنوز به‌نظر می‌رسد جایگاه خود را در نگاه مردم از دست نداده‌اند و تکیه بر آنها می‌تواند تعیین‌کننده پیروز میدان رقابت باشد، چراکه مردم در مصادیق عدالت‌خواهانه‌ای مانند رسیدگی به مفاسد اقتصادی یا اموال و دارایی‌های فرزند یک وزیر حساسند و پیگیر در ماجرای تعطیلی 90، دغدغه‌هایشان باعث گشوده شدن زبان اعتراض می‌شود، توامان مدافع سپاه پاسداران و قاسم سلیمانی مقابل ترامپ هستند و همچنان دل‌نگران کشور در غیاب دولتی که هست ولی انگار نیست) به‌سرعت و صراحت می‌توان از دیدگاه عمومی نمره مردودی به جمع اعتدالیون و اصلاح‌طلبان قرارگرفته در قدرت از سال 92 داد، چراکه کارنامه حسن روحانی و تیمش در قوه مجریه، علی لاریجانی در صدر مجلس و اصلاح‌طلبان در فراکسیون امید و شورای شهر تهران حکایت از کم‌توفیقی ائتلافی دارد که در سال‌های 92، 94 و 96 سه ‌بار تکرار شد. حتی خیلی‌ها معتقدند بلایی در 6 سال اخیر بر سر استقلال، آزادی، عدالت و به‌ویژه کارآمدی آورده شده که کمتر کسی می‌توانسته امکان وقوعش را در ذهن خود تصویر کند.

 اگر از آخری یعنی وضعیت کارآمدی شروع کنیم، واضح است که با وجود مانور گفتمانی بر اینکه دولت روحانی ادامه دولت هاشمی است و توسعه را دال مرکزی گفتمان خود می‌داند، عبور دلار از مرز 20 هزار تومان، پراید از 50 میلیون، پیاز از 14 هزار تومان، سکه از پنج‌ میلیون و دیگر کالاهایی که مجال ذکر نام‌شان نیست، همچنین تداوم ناکارآمدی در بهبود شرایط معیشتی و بعدا نمایش بسیار ضعیف در مدیریت وقایع و رخدادهای مختلف از انتخابات و توزیع سبد کالا گرفته تا سیل، زلزله و...  مجالی برای دفاع از کارنامه دولت باقی نگذاشته است، البته در باقی موارد هم به همین صورت؛ در موضوع عدالت وجود وزیران معروف به هزار میلیاردی، دفاع از پرداخت حقوق‌های نجومی و...؛ در مساله استقلال وقایعی چون برجام و ماجرای معروف موشک‌های آمریکا و سیستم دفاعی ما و چندین و چند مثال و مصداق دیگر و در آزادی هم که امید هواداران دولت به آن بود، اوج نقدناپذیری و پرخاش و تندی علیه منتقدان روشن‌کننده وضعیت است.

در این شرایط اما سوال مهم این است که چه کسی و با چه گفتمانی می‌تواند مردم ناامید از دولت را دوباره به‌پای صندوق‌های رای بکشاند؟ اصلاح‌طلبان یا اصولگرایان یا یک فرد مستقل؟ عارف، لاریجانی یا جهانگیری یا قالیباف، جلیلی، فتاح یا... ؟

برای پاسخ به این سوال خیلی‌ها تلاش می‌کنند با یک شبیه‌سازی تاریخی نمونه‌ای از گذشته بیابند و بگویند سال 1400 به احتمال فراوان فرآیندی که در گذشته تجربه شده است، تکرار خواهد شد؛ یکی می‌گوید از 98 تا 1400، تکرار 74 تا 76 است، آن یکی این برهه را مشابه 82 تا 84 می‌داند، دیگری شبیه 90 تا 92 و هستند برخی که مثال 94 تا 96 را می‌زنند و می‌گویند ما همچنان پیروزیم!

بر همین اساس بخشی از اصلاح‌طلبان از سال گذشته تلاش کردند مسیر خود را از دولت حسن روحانی جدا کنند و با انتقادهای سنگین از دولت و حتی عذرخواهی از مردم یک فاصله‌گذاری جدی با دولت یازدهم ایجاد کنند. این گروه البته بدون اینکه دقت کنند سیدمحمد خاتمی در سال 76 با ارائه گفتمانی در مقابل گفتمان هاشمی‌رفسنجانی توانست به پیروزی برسد، امید دارند این جدا شدن از دولت بتواند در 1400 برگ برنده برای رای‌آوری باشد. رجوع به تجربه تاریخی البته گواهی می‌دهد در سال 84، مصطفی معین که چندی قبل از انتخابات از دولت خاتمی جدا شده بود با حداکثری‌کردن شعار آزادی نتوانست کارنامه خود را از عملکرد دولت هشتم جدا کند و در انتخابات به پیروزی برسد. معین در آن سال آیینه تمام‌نمای دولت هشت‌ساله اصلاحات بود و لذا یکی از کمترین رای‌های تاریخ حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری را نصیب خود کرد.

عده دیگری از اصلاح‌طلبان اما این‌گونه استدلال می‌کنند که جریان مقابل آنقدر ضعیف و ناتوان و البته وحشتناک است که مردم حاضرند از سر ناچاری و برای جلوگیری از پیروزی یک اصولگرا، مانند سال 96 با وجود مشاهده ضعف‌های گسترده کارکردی، دوباره به گزینه اصلاحات رای دهند حتی اگر آن فرد کسی مانند حسن روحانی باشد. صادق زیباکلام مدافع این نظریه است و می‌گوید با تکرار همان فرآیند 92 تا 96 می‌توان به پیروزی‌ها ادامه داد. البته به‌نظر می‌رسد مدافعان این نظر آنچنان علاقه‌ای به مراجعه به مردم و آرای کف جامعه ندارند و نمی‌دانند امروز بسیاری از هواداران‌شان در اندیشه بخشیدن عطای انتخابات به لقایش هستند.

اصلاح‌طلبان اما معتقدند تاریخ در آستانه رقم زدن یک 84 دوم است و کسی که بتواند گفتمان استقلال و عدالت را سردست بگیرد در 98 و 1400 پیروز می‌شود. آنها البته ظاهرا فراموش کرده‌اند که تاکید تک‌ساحتی بر مساله‌ای چون عدالت حتی اگر رقمی معادل 16 میلیون رای را نیز برای آنها به‌دنبال داشته باشد، نمی‌تواند حدنصاب کافی برای پیروزی باشد.

البته ناگفته نماند این تاکید تک‌ساحتی حتی اگر بر مساله کارآمدی (که گم‌شده اصلی همه جریانات سیاسی در سال‌های اخیر است) هم باشد با هم توانایی فراهم آوردن اسباب پیروزی را ندارد و می‌تواند شکست‌های ممتدی را از 84 تا 96 به‌دنبال داشته باشد. علاوه‌بر این، تاکید صرف بر آزادی هم نمونه شکست‌خورده قبلی دارد، معین در انتخابات سال 84 این مسیر را رفت و نتیجه‌ای نگرفت. سعید جلیلی اما در کنار همه اینها نماد تاکید تک‌ساحتی بر گفتمان استقلال است، او در سال 92 تجربه ناکامی را از رفتن در این راه داشته است.

این توصیف البته تداعی‌کننده شکل‌گیری یک مدل خارق‌العاده در یکی، دو سال آینده نیست، بلکه آنچنان‌که جمع‌بندی خیلی از کارشناسان واقع‌بین حکایت می‌کند، امکان پیروزی در 1400 برای کسی وجود دارد که بتواند حداقل‌های 70- 60 درصدی از هر چهار موضوع یادشده یعنی آزادی، استقلال (امنیت)، عدالت و کارآمدی را توامان جمع کرده باشد و به‌اصطلاح بتواند نقاط قوت خاتمی در 76، احمدی‌نژاد در 84 و روحانی در 92 را داشته باشد و نقاط ضعف اینها را نداشته باشد.

سرخوردگی از شعارهای بی‌عمل البته موید این است که در انتخابات آتی احتمالا فریادهای بی‌وقفه علیه جریان رقیب و فضاسازی منفی دیگر موثر نخواهد بود و پیروز نهایی هم باید نشان دهد که حداقل کارنامه 20-10 ساله‌ای از حرکت در مسیر گفتمان‌های چهارگانه دارد، همزمان مرد عمل و اجراست و نهایتا دارای اخلاق است و نمی‌خواهد از رای منفی رقیب برای پیروزی وام بگیرد.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها