• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ زهرا شمیرانی روزنامه نگار

«عصر جدید» امپریالیسم فرهنگی

مخاطبان «عصر جدید» تمرکزشان بر تفاوت های فردی و «چیزی برای فرد، دیده شدن » است. این درحالی است که رسانه ملی چنان که از نام آن برمی آید مهم ترین رسالتش حفظ و استحکام «ملت بودگی» است. همه آنچه رسانه های استعماری درحال تخریب آنند. کثرت در عین وحدت...

«عصر جدید» امپریالیسم فرهنگی
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»،1- نام «آدورنو » و «مکتب فرانکفورت » با «صنعت فرهنگ » گره خورده است. مهمترین ویژگی تعریف کننده صنعت فرهنگ از نگاه او، «استانداردسازی » است. استانداردسازی به تجزیه افراد، همانند کالاها، به آمار صرف و برچسب های طبقه ساز منجر می شود؛ یعنی هیچ چیزی برای مصرف کنندگان باقی نمی ماند که بتوانند طبقه بندی کنند. تولیدکنندگان این کار را به جای آنها انجام داده اند. پیگیری نیازهای مصرف کننده سبب ایجاد تفاوت های سطحی بین کالاهایی می شود که به صورت انبوه و براساس ویژگی های سبکی مقابل تنوع ذاتی در کیفیت، تولید شده اند.

براساس معنای «بت وارگی » کالا در مارکسیسم کلاسیک، آدورنو بحث می کند که توده مردم درحین مصرف و براساس کالاهایی که استفاده و میان خودشان مبادله می کنند، توصیف می شوند.

صنعت فرهنگ درخدمت منافع ایدئولوژیک اقتصادی و سیاسی است. این عمل از طریق  تولید موسیقی، فیلم، برنامه و سایر خلاقیت های احساس برانگیز انجام می یشود که هدف از این  محصولات، سرگرم کردن و آسان کردن مصرف برای مردم و نیز راضی کردن آنان به سرنوشت شان و نیز عدم اعتراض و مطالبه است. چنانکه آدورنو بر موسیقی عامه پسند به عنوان مورد مطالعه تمرکز کرده، ما نیز می توانیم بر برنامه های عامه پسند متمرکز شویم و به همین اعتبار در چنین شرایطی از آنها همانند آدورنو به عنوان «رسانه نهایی کنترل اجتماعی» یاد کنیم. اگر با این دید، به مساله بنگریم؛ نیک درمی یابیم که چرا «عصر جدید » نه تنها آوانگارد و اتفاقی نو برای رسانه ملی محسوب نمی شود که از قضا برنامه ای محافظه کار در تداوم «صنعت فرهنگ» است.

2- متاسفانه، صنعت فرهنگ بهگون های توده های مردم را شرطی کرده که آنان نسبت به تفکر عقلانی خنثی می شوند. نباید از این نکته غفلت ورزید که اگر هیچ کس  دیگر نتواند سخن بگوید، یقینا دیگر کسی برای گوش کردن وجود نخواهد داشت!

به اعتقاد آدورنو، صنعت فرهنگ، از طریق تاکید بر «خلاقیت فردی» هنرمندان خود و بازاریابی برای این ستارگان عام هپسند با توسل به فردیت مصر فکنندگان، «ساختار استانداردشده » محصولات خود را پنهان م یکند (گرچه این مصرف کنندگان به عنوان طرفداران معرفی می شوند). آدورنو این حالت را «شبه فردی شدن» می نامد؛ یعنی وانمود می شود که این محصول، توسط نابغه ای منفرد، برای لذت فردی ساخته شده، اما در واقعیت، این «کالا» را تولیدکنندگان برای کسب سود تولید و برای مصرف جمعی بسته بندی کرده اند. با این استدلال، تغییر مسیر احسان علیخانی از «ماه عسل» به «عصر جدید» نه تنها در کارنامه حرف های او یک نقطه تاریک خواهد بود بلکه تحلیلگران رسانه و علوم انسانی را با این هشدار مواجه می سازد که «رسانه ملی» در آستانه یک «شیفت پارادایمی» قرار گرفته است. ماه عسل، نه تنها برندی از آن تلویزیون بود که به سهم خود بر اعتبار این رسانه می افزود بلکه نسخه بومی یک برنامه سازی موفق بود. این درحالی است که «عصر جدید» نه از آن رسانه ملی است و نه از آن علیخانی! «عصر جدید » ما را از آن خود خواهد کرد بی  هیچ تفاوتی نسبت به سایر «تلن تشو»ها.

3- در راستای مکتب فرانکفورت، نظریه امپریالیسم رسانه ای و فرهنگی شکل گرفت که محوریت آن مفهوم «تولید رضایت» بود. در توضیح آن باید گفت، کارکرد رسانه های جمعی در همه دنیا خدمت به منافع حکومت ها و روایت های غالب است. البته، رسانه ها به شکل آشکار به انتشار پروپاگاندا اقدام نمی کنند، مگر اینکه دولتی باشند یا اینکه منافع اقتصادی نیرومندی آنها را کنترل کند.

رسانه های جمعی معمولا با سیاست های دولت همدلی می کنند و گرایش دارند تا صداهای معترض را به حاشیه برانند. رسانه ها از طریق گزارش نگرانی های دولت به شکل ظاهری، اما غفلت از بررسی عوامل وسیع تر اقتصادی، اجتماعی و تاریخی که مسائل بین المللی را شکل می دهند، در میان عامه مردم، تولید رضایت می کنند. در واقع، این حالت «خودسانسوری»، روی هم رفته پیچیده تر و ناآگاهانه تر است، زیرا در پشت ادعای بی طرفی، پنهان می شود که نهادهای رسانه ای بر آن تاکید می کنند.

4- «بی طرفی»، اما گزافه گویی است. در همه دنیا رسانه ها سویه مند هستند و این امری طبیعی است. پرسشی که در پایان قابل طرح است این است که تلویزیون رسمی ایران، اولا آیا ادعای بی طرفی دارد؟ ثانیا از چنین نهاد پرقدرتی پذیرفته است که نمونه ایرانیزه شده تلنت شوهای آمریکایی را در ابعادی سترگ به مخاطبان میلیونی خود تحمیل کند؟ «تلنت شو»ها توان کشف کدام استعداد منتقدانه، پیشروانه یا برسازنده ای را دارند؟ «عصر جدید» در نگاهی خوشبینانه به شمار مخاطبان تلویزیون خواهد افزود اما مخاطبانی مسخ شده از نمایش های محیرالعقول.

چنین مخاطبانی با عادت به مصرف سرگرمی های تخدیری، بیش از آنکه در پی «رویای ایرانی » باشند به منافع فردی خواهند اندیشید. مخاطبان «عصر جدید» تمرکزشان بر تفاوت های فردی و «چیزی برای فرد، دیده شدن » است. این درحالی است که رسانه ملی چنان که از نام آن برمی آید مهم ترین رسالتش حفظ و استحکام «ملت بودگی» است. همه آنچه رسانه های استعماری درحال تخریب آنند. کثرت در عین وحدت...

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها