• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۶
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0

فرآیند دشوار صلح در افغانستان

هم‌اکنون مذاکرات مستقیمی میان آمریکا و طالبان بر سر چگونگی خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در حال انجام است، اما برگزاری همین مذاکرات هم خود با سوالات و ابهاماتی توام شده است.

فرآیند دشوار صلح در افغانستان
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، در حالی که چند ماه از آغاز گفت‌وگوهای مستقیم میان آمریکا و طالبان می‌گذرد و این گفت‌وگوها همچنان ادامه دارد، تاکنون دستاورد و خروجی روشنی از این مذاکرات حاصل نشده است. تنها نکته‌ای که در ابتدای سال میلادی اعلام شد توافق دوطرف بر سر چارچوب‌های کلی مذاکرات بود که خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، تضمین این موضوع که این کشور در آینده به مامنی برای تروریست‌ها تبدیل نخواهد شد، اجرای آتش‌بس و سرانجام مذاکرات صلح بین افغان‌ها را شامل می‌شد. در آن هنگام خلیل‌زاد، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان مدعی شد که چهار مورد فوق کاملا یکپارچه و مرتبط هستند و هرگونه توافقی یا روی مجموعه این چهار مورد انجام می‌گیرد یا اینکه هیچ‌سندی امضا نخواهد شد. با گذشت چندین دور از مذاکرات میان دوطرف اکنون مشخص نیست که این قاعده «همه» یا «هیچ» مورد ادعای خلیل‌زاد همچنان پا برجاست یا خیر؟ خبرهایی که از آخرین دور گفت‌وگوها به گوش می‌رسد این است که در حال حاضر بحث‌ها بر دو محور اول یعنی زمانبندی خروج نیروهای آمریکایی و چگونگی مبارزه با تروریسم تمرکز دارد و در رابطه با بقیه موارد هنوز گفت‌وگوی جدی انجام نشده است. بدین‌ترتیب اگر درنهایت توافقی میان آمریکا و طالبان بر محور این دو موضوع اعلام شود، آن‌وقت باید گفت که آمریکایی‌ها تنها بر هدف اصلی خود یعنی دستیابی به راهکاری برای خروج آبرومندانه از افغانستان متمرکز بوده‌اند و بخش‌های اصلی و چالش‌برانگیز فرآیند صلح همچنان دست نخورده و مبهم باقی مانده است. همان‌گونه که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، مباحث دیگری چون چالش‌های امنیتی، ساختار نظام سیاسی در آینده و جایگاه و نقش زنان نیز عمده‌ترین موضوعاتی خواهند بود که در کنار موضوع خروج نیروهای آمریکایی، باید حل‌وفصل شوند تا زمینه تحقق یک صلح پایدار در این کشور فراهم شود.


 آمریکا و چالش خروج از افغانستان

هرچند هم‌اکنون مذاکرات مستقیمی میان آمریکا و طالبان بر سر چگونگی خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان در حال انجام است، اما برگزاری همین مذاکرات هم خود با سوالات و ابهاماتی توام شده است. در همین راستا، در وهله اول این پرسش مطرح می‌شود که آیا واشنگتن می‌تواند وارد مذاکرات مستقیم با طالبان شود؟ گویا پیش از آغاز این مذاکرات سیاست واشنگتن بر این اساس قرار داشت که طالبان باید با حکومت افغانستان گفت‌وگو کنند و روند صلح هم باید به رهبری حکومت کابل انجام شود. اما به نظر می‌رسد اصرار و شتاب ترامپ برای خروج نیروهای آمریکا از این کشور، مقامات کاخ سفید را به سوی مذاکراتی سوق داد که از دیدگاه برخی دولتمردان افغانستان و شاید سیاستمداران و حقوقدانان آمریکایی غیرقابل‌پذیرش است. «محمدعمر داودزی»، رئیس دبیرخانه شورای عالی صلح و نماینده رئیس‌جمهور افغانستان در امور صلح، صراحتا به این مساله معترض می‌شود که واشنگتن حق ندارد برخلاف پیمان امنیتی که با حکومت افغانستان امضا کرده است با طالبان در مورد خروج سربازانش توافق کند. حضور سربازان آمریکایی بر اساس پیمان امنیتی است و در چنین شرایطی هرگونه توافق و معاهده‌ای برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان فقط باید میان دولت کابل و واشنگتن انجام گیرد.

اقناع افکار عمومی در آمریکا و جهان در مورد اهداف و دستاوردهای عملیات 18ساله در افغانستان چالش مهم دیگری است که بر سر راه هرگونه توافقی برای خروج نیروهای خارجی و به‌خصوص آمریکایی‌ها قرار دارد. در حالی که پیش از این و در زمان شروع عملیات نظامی در افغانستان، مبارزه با تروریسم و ملت‌سازی (استقرار نظام با ثبات و دموکراسی) دو ادعای اصلی برای مداخله نظامی در این کشور بود، هم‌اکنون کاملا آشکار است که آمریکایی‌ها اهداف خود را به سطح مبارزه با تروریسم تنزل داده‌اند. کاخ سفید می‌خواهد در صورت توافق با طالبان در مورد مبارزه با تروریسم، که البته طالبان خود بخش اصلی آن بودند، خاتمه پیروزمندانه ماموریت را اعلام کند. اما این ظاهرسازی نمی‌تواند پاسخ‌دهنده سوالات بیشمار افکار عمومی باشد، سوالاتی از قبیل اینکه تکلیف دولت رهاشده افغانستان و پیمان امنیتی با آن چه خواهد شد؟ آیا در صورت سقوط دولت کابل تجربه تاریخی ویتنام برای آمریکا تکرار نخواهد شد؟ عملیات و ماموریت نیروهای خارجی که نام «حمایت قاطع» بر آن نهاده شده بود، چه فلسفه وجودی داشت؟ سرنوشت ماموریت ناتو و دیگر نیروهای خارجی در افغانستان چه خواهد شد؟

و درنهایت باید گفت که هنوز هم در سطوح تصمیم‌گیری کاخ سفید، سر درگمی و اختلاف‌نظر در رابطه با افغانستان وجود دارد. ژنرال‌های آمریکایی همچنان از حضور داعش در افغانستان و خطر مستقیم آن برای ایالات متحده سخن می‌گویند و چندان موافق برنامه‌های ترامپ برای خروج از این کشور نیستند. شاید به همین دلیل است که برنامه دقیقی برای خروج ارائه نشده و دوره‌های زمانی یک تا پنج ساله مطرح می‌شود. از همه مهم‌تر در مورد خروج کامل نیروها نیز تصمیم‌گیری قطعی انجام نگرفته است چنانکه بولتون، مشاور امنیت ملی آمریکا چند روز پیش در اظهاراتی متفاوت، با ابراز بی‌اعتمادی به طالبان، از تصمیم ترامپ برای حفظ بخشی از نیروها در افغانستان خبر داد.

 برقراری امنیت و چالش‌های پیش رو

حدود 20 سال پیش، هنگامی که نتایج نشست «بن» میان گروه‌های افغانی برای تعیین ساختار سیاسی آینده افغانستان معلوم شد، بسیاری در همان زمان این ایراد اساسی را مطرح کردند که در این ساختار به مساله امنیت و تشکیل نیروهای نظامی و امنیتی قدرتمند کم‌توجهی شده است. اتکا بر حضور نیروهای خارجی و احتمالا تمایل این نیروها برای در اختیار داشتن نبض امنیتی افغانستان، در ابتدای امر پوشش‌دهنده این ضعف بود. اما ناکارآمدی این نیروها از یکسو و عدم توجه کافی به بازسازی و تقویت قوای نظامی و امنیتی داخلی از سوی دیگر موجب شد به‌تدریج شرایط امنیتی کشور رو به وخامت بگذارد. بر اساس آمارهای منتشرشده تنها در سال 2017 ده هزار سرباز، 3400 غیرنظامی و تعداد نامعلومی از مخالفان دولت قربانی این شرایط امنیتی شده‌اند. علاوه‌بر این بنابر آمار اعلام‌شده از سوی اشرف غنی، از سال 2014 تاکنون نزدیک به 45 هزار نفر از نیروهای امنیتی در درگیری با طالبان کشته شده‌اند. در چنین شرایطی این نگرانی وجود دارد که با خروج نیروهای خارجی یا با امضای یک توافقنامه صلح شتابزده که در آن چالش امنیت به‌درستی مورد توجه قرار نگرفته باشد، اوضاع از آنچه هست وخیم‌تر شده و حتی به سوی جنگ‌های داخلی سوق پیدا کند.

بنابراین در هرگونه توافق صلحی باید مساله تامین امنیت و نیروهای برقرار‌کننده آن کاملا روشن شود. در حال حاضر طالبان خواهان انحلال ارتش ملی است و دولت هم نظر به خلع سلاح طالبان دارد و پیدا کردن راه‌حل میانه‌ای که هر دوطرف به آن رضایت داشته باشند آسان به نظر نمی‌رسد. در این زمینه پیشنهادهای متفاوتی هم ارائه شده است. کنترل مشارکتی بر ارتش و نیروهای امنیتی، از طریق سپردن برخی پست‌های کلیدی همچون وزارت دفاع و داخله (کشور) به طالبان یکی از این موارد است. ادغام طالبان در نیروهای مسلح که می‌تواند به صورت کلی یا در چارچوب جذب یک به یک و کنترل‌شده انجام گیرد، یکی دیگر از راه‌حل‌های پیشنهادی است. در کنار اینها راه‌حل دیگری هم مطرح شده است که بر اساس آن دوطرف نیروهای مسلح تحت امر خود را حفظ کرده و امنیت نواحی تحت‌کنترل خود را برعهده خواهند داشت. در هنگام بروز اختلاف یا تنش نیز هر دوطرف حکمیت و داوری میان خود قرار دهند و نظر طرف سوم را بپذیرند. اجرای هرکدام از این پیشنهادها قطعا توام با چالش‌هایی خواهد بود، به‌ویژه در شرایطی که طالبان احساس کنند در مذاکرات دست برتر را دارند. در هر حال موضوع مهم این است که در زمان برقراری آتش‌بس و در طول فرآیند صلح خلأ امنیتی به وجود نیاید و پس از آن نیز در ساختار آینده مباحث مربوط به امنیت کاملا دقیق و روشن مورد توجه واقع شود.

 آینده مبهم نظام سیاسی افغانستان

حدود 18 سال از استقرار نظام سیاسی جدید در افغانستان می‌‎گذرد و انتظار می‌رفت طی این مدت نواقص آن برطرف و گام‌هایی رو به جلو برداشته شود. اما برخلاف این انتظارات دولت و ساختار سیاسی حرکتی در جهت معکوس داشته‌اند. از لحاظ مناطق تحت کنترل دولت مرکزی شاخص از 75 درصد به 55 درصد تقلیل یافته است. پیشرفت اقتصادی قابل‌توجهی حاصل نشده و دولت همچنان به‌شدت به کمک‌های خارجی وابسته است. از همه اینها مهم‌تر قانون اساسی هم در موارد متعددی به‌درستی اجرا نشده یا نقض شده است. دولت در برگزاری انتخابات امن و سالم هم بسیار ناتوان نشان داده که این خود سرمنشأ بسیاری از تخلفات بوده است، چنانکه برگزاری ناموفق انتخابات ریاست‌جمهوری منجر به تشکیل دولت وحدت ملی خارج از چارچوب قانون اساسی شد. علاوه‌بر این تمدید دوره قبلی پارلمان و برگزاری انتخابات پارلمانی پرحرف و حدیث اخیر که همچنان سرنوشتی نامعلوم دارد، ناکارآمدی دولت را بیش از پیش آشکار کرد.

اما در سوی دیگر ماجرا، پیشینه حکومتداری طالبان هم چنان تیره و تار است که حتی گاهی خودشان را هم به تبری از آن وادار می‌کند. به‌عنوان نمونه، ذبیح الله مجاهد، سخنگوی این گروه چند ماه قبل و در زمان شروع مذاکرات با آمریکا اعلام کرد که قرار نیست طالبان مانند گذشته و با الگوی قبلی حکومت کنند. وی در ادامه اظهارات خود حتی به رای دادن افغان‌ها در مورد نوع ساختار سیاسی آینده نیز اشاره کرده بود. با این وجود به نظر می‌رسد که دیدگاه‌ها در داخل این گروه هم یکدست و هماهنگ نیست. در همین راستا، چندی پیش بیانیه‌ای منتسب به این گروه منتشر شد که در آن تاکید شده بود طالبان هیچ‌گاه بر پایی امارت اسلامی را فراموش نکرده‌اند و تن به دموکراسی غربی نخواهند داد. همه اینها می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که در حال حاضر طالبان الگو و برنامه مشخصی برای آینده ندارند و فعلا تفکر و تمرکز خود را روی خروج نیروهای آمریکایی و جشن گرفتن این پیروزی قرار داده‌اند.

در چنین شریطی طبیعی است که پیش‌بینی در مورد ساختار سیاسی آینده افغانستان آسان نباشد. در این میان پیشنهادهایی مطرح شده است که برگزاری لویه جرگه سراسری یکی از آنهاست. در طول دو دهه گذشته پنج لویه جرگه در این کشور برگزار شده که البته طالبان در هیچ‌یک حضور نداشته‌اند. شاید این بار با حضور طالبان و سایر گروه‌ها و اقشار در این جرگه بتوان به یافتن راه‌حلی برای آینده امیدوار بود. الگوی دیگری هم پیشنهاد شده که تقریبا مشابه خودمختاری قبایل مرزی پاکستان است. بدین‌ترتیب طالبان در محدوده تحت کنترل خود از خودمختاری کامل سیاسی و امنیتی برخوردار خواهند بود و در داخل حکومت و پارلمان نیز نمایندگانی از آنها مشارکت خواهند داشت. البته این الگو با حفظ یکپارچگی و انسجام سیاسی در افغانستان هماهنگی چندانی ندارد. در هرصورت باید منتظر بود و دید که این دیدگاه‌های متفاوت، از طیف لیبرال‌ها و غربگرایان گرفته تا طالبان را چگونه می‌توان در یک مجموعه و در کنار هم جای داد.

 زنان و نگرانی نسبت به آینده

پیشینه طالبان در برخورد با زنان و در رابطه با نقش آنان در اجتماع، بیش از همه این طیف را نسبت به مذاکرات و آینده‌شان در کشور نگران و بدگمان کرده است. در دو دهه اخیر زنان در عرصه سیاسی و اجتماعی افغانستان حضور پررنگ و فعالی داشته‌اند. در زمینه آموزش هم مدارس دخترانه به‌رغم کارشکنی‌ها و مخالفت‌های طالبان، در مناطق تحت کنترل دولت دایر بوده‌اند. اکنون با این سوال مواجهیم که با سهیم شدن طالبان در قدرت آیا این شرایط حفظ خواهد شد یا اینکه موقعیت زنان مجددا به وضعیت دوران طالبان باز می‌گردد؟ یکی از مقامات دولت کابل در این رابطه به زنان افغانستانی اطمینان می‌دهد که جای نگرانی نیست چراکه هیچ‌وقت امارت اسلامی جای جمهوری اسلامی را نخواهد گرفت. زلمی خلیل‌زاد هم در روز جهانی زن در پیامی خطاب به زنان افغانستان تاکید می‌کند حقوق زنان در هر توافقنامه صلحی باید در نظر گرفته شود و آنها بخش جدایی‌ناپذیر گفت‌وگوهای بین‌الافغانی خواهند بود. از نظر او آینده افغانستان به مشارکت زنان بستگی دارد. با این همه به نظر نمی‌رسد که هیچ‌کدام از این پیام‌ها و دلگرمی‌ها بتواند آرامش را به جامعه زنان افغانستان باز گرداند، آن هم در جایی که یکی از طرف‌ها به دنبال فرار از معرکه‌ای است که گرفتار آن شده و طرف‌های دیگر نیز چنان درگیر منازعه حفظ قدرت و سهم‌خواهی هستند که فکر کردن به چنین موضوعاتی شاید برایشان پیش پا افتاده به نظر برسد.

 

* نویسنده : میراحمدرضا مشرف روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها