• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۳
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نگاهی به مجموعه «زمستانه فیلم کوتاه» در اکران‌های «هنر و تجربه»

جدال با سوژگی

«زمستانه­ فیلم کوتاه» مجموعه ۶ فیلم کوتاه است که در ادامه نمایش فیلم‌های کوتاه در گروه «هنر و تجربه» در قالب یک سانس ۱۰۰ دقیقه‎ای از ۱۵ آذرماه تا پایان زمستان سال جاری در سینماهای سراسر کشور اکران می‌شود.

جدال با سوژگی
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، «زمستانه­ فیلم کوتاه» مجموعه ۶ فیلم کوتاه دیدن (سهیل امیرشریفی)، فروزان (میرعباس خسروی‌نژاد)، نسبت خونی (حسین امیری دوماری، پدرام پورامیری)، و می‌گذریم... (پریسا گرگین)، آینه‌های پریده رنگ (سالم صلواتی) و تو هنوز اینجایی (کتایون پرمر، محمد روحبخش) است که در ادامه نمایش فیلم‌های کوتاه در گروه «هنر و تجربه» در قالب یک سانس ۱۰۰ دقیقه‎ای از ۱۵ آذرماه تا پایان زمستان سال جاری در سینماهای سراسر کشور ازجمله در  خانه هنرمندان(تهران)، تماشاخانه پارس(کرمان)، پردیس گلستان(شیراز)، سیتی سنتر(اصفهان)، هویزه(مشهد) و هنر و تجربه(بابل) اکران می‌شود. در ادامه تحلیل «فرهیختگان» از این فیلم‌ها را می‌خوانید. فیلم‌های کوتاه با توجه اینکه زمان کوتاهی برای روایتگری دارند، ناگزیر از «طرح سریع» و «روایت کوتاه»اند و از آنجا که ریشه تمام مصائب کشورهای در حال توسعه به سوبژکتیویته و «خودبینی و خودرایی» سوبژکتیو باز می‌گردد، طبیعتا فیلم‌های کوتاه در جوامع «پی‌جوی توسعه» نیز نمی‌توانند از نزاع و جدال با سوبژکتیویته و «فرهنگ ناشی از فرآیند توسعه» بی‌توجه باشند. اما فیلم‌های «زمستانه... » گرچه در نظر اول موضوعاتی پراکنده دارند، اما عمدتا ضد«عقلانیت مدرن» هستند؛ نه‌تنها وقتی که میان عقل و احساس، جانب احساس را می‌گیرند بلکه حتی آنجا که کاراکترهای عاقل بیش از گذشت و انسانیت و ایثار، به «من» خود اهمیت می‌دهند و برای مخاطب مهوع و منزجرکننده می‌شوند.


دیدن(سهیل امیرشریفی)

«دیدن» در عنوان فیلم، دیدن از طریق دوربین‌های مداربسته است. اما نه «مشاهده صرف» بلکه مشاهده توأم با «اراده معطوف به قدرت» و میل به تصرف در «موارد شناسایی.» فیلم «دیدن» شورش و اعتراضی است علیه آن سوژه و فاعل شناسایی‌ای که پشت آن دوربین‌هاست. مردی که نه‌تنها می‌خواهد با استفاده از آگاهی‌ای که «دیدن» به او می‌بخشد، با کارگر طلافروشی تسویه‌حساب کند، بلکه حتی می‌کوشد دختر مورد علاقه‌اش را هم تحت تصرف و تسلط خود درآورد. نهایتا «دیدن»، با «دروغ» از شر «سوژه پشت دوربین» خلاص می‌شود، «دروغ» در اینجا دلالت اخلاقی ندارد بلکه دروغ یعنی آنچه خلاف «دیدن» و آگاهی سوژه است. این دروغ به‌قول نیچه، «حقیقت» است؛ چراکه در وضع سوبژکتیو و در سلطه «اراده معطوف به‌قدرت»، حقیقت چیزی جز «دروغی سودمند» به‌حال سوژه نخواهد بود. سوژه می‌خواهد آزاد باشد و سود او در رها شدن از بنده سوژه‌های دیگر و پس از آن در چیرگی بر آنهاست.

به‌این‌ترتیب فیلم نهایتا به «جدال دو سوژه» و تبدیل دخترک به «سوژه‌ای دیگر» و «سوژه آزاد» منتهی می‌شود. در وضعی که در آن همه سوژه باشند و هرکس خودبین و خود رای باشد، افراد فرعون(Emperor/Pharaoh) یکدیگر و هر انسان، «گرگ انسان» خواهد بود و جان‌ها آشتی و صلح نخواهد یافت.

نفس فرعونیست، هان! سیرش مکن/ تا نیارد یاد از آن کفرکهن/ جان گرگان و سگان هریک جداست/ متحد جان‌های عشاق خداست

فروزان(میرعباس خسروی‌نژاد)

«فروزان» داستان زنی روستایی و تنهاست که ازترس دزدان، در طول شب بیدار مانده و اموالش را می‌پاید. دزدان به خانه همسایه زده و آن «دیگران» را غارت می‌کنند. نمایش تلاش زن برای پایش مایملکش و توجه نداشتن به همسایه‌هایی که مانند او در خطرند، آن هم در محیط روستا، گویای سرایت یکه‌گی و تنهایی به روستا نیز هست؛ تنهایی و فردیتی آن هم در روستا، جایی که پیش‌تر در آن اتحادی معنوی حاکم بوده و افراد از روی سقف خانه‌ها رفت و آمد می‌کرده‌اند و درها قفل و چفت شهرها را نداشته است(چنین تصاویری در فیلم نیز هست). سوژه به‌دنبال حفظ خود و اموال خود است و «دیگری» را به‌رغم محبت ظاهری، از یاد می‌برد. «فروزان» یا نسخه‌ای شهری از یک روایت روستایی است(که در آن مناسبات روستایی در ایده اصلی داستان داخل نمی‌شود) یا آنکه با روستایی مواجهیم که دیگر مناسبات سابق آن در تزلزل است و مورد یورش سوبژکتیویته قرار گرفته است.

نسبت خونی (حسین امیری دوماری، پدرام پورامیری)

برادران ناتنی حاضر نیستند به برادری که در آستانه مرگ است و پیوند ناموفقی را پشت‌سر گذاشته، کلیه اهدا کنند. تلاش پدر هم (که کلیه پس‌زده شده در پیوند قبلی از آن او بوده) برای متقاعد‌کردن آنها، ناکام می‌ماند. فیلم کاملا سوبژکتیویته را در مقابل «روابط معنوی و خانوادگی سابق» می‌گذارد. گرچه در «نسبت خونی» نفع و ضرر شخصی -ولو به‌قدر یکی از کلیه‌ها- بر حیات «برادر ناتنی» ترجیح دارد اما روابط میان «برادران خونی» نیز دست‌کمی از رابطه‌شان با برادر ناتنی ندارد. «نسبت خونی» توانسته است روایتی منسجم از جدال میان «گذشته و حال» به‌دست دهد چراکه تفاوت دو طرزتلقی نسبت به مسائل را به‌خوبی نشان داده است.

و می‌گذریم... (پریسا گرگین)

از بی‌اعتنایی نسبت به افرادی که پیش چشمان ما دچار مشکلی می‌شوند، داستان‌هایی دیده و شنیده‌ایم. گاهی حتی با توجهی چند دقیقه‌ای و عمل کوچکی، ضرر بزرگی قابل دفع است. اما سیطره سوبژکتیویته وضع عمومی را به‌سویی می‌برد که افراد در این موارد نیز کمتر مداخله کنند. «و می‌گذریم...» نیز مانند «نسبت خونی» این بحران و معضل را طرح و به فداکاری دعوت می‌کند تا آنجا که مخاطب را نسبت به این «خودخواهی حداکثری» و گریز و ترس بیجا از گذشت‌هایی حتی کوچک، مورد مواخذه قرار می‌دهد.

در «و می‌گذریم...» در میانه درگیری دو نفر، تنها کودکی است که حاضر می‌شود وارد منازعه شود. ورودی غیرموثر در سیر روایت، ولی موثر روی مخاطب.

آینه‌های پریده‌رنگ (سالم صلواتی)

یک زندگی زناشویی که بناست با اعدام مرد، پایان یابد. هنوز فرزندی در کارنیست و زن می‌تواند به‌فکر آینده خود با مردی دیگر باشد، اما تصمیم می‌گیرد تا مرد را تشویق کند و فرزندی داشته باشند. گذر از خودبینی و خودخواهی مرسوم -که مورد تشویق خانواده زن نیز است- گرچه ممکن است به جدال «عقل و احساس» فروکاسته شود اما در اصل کنار‌زدن سوبژکتیویته است. چرا؟ چون در سوبژکتیویته است که عقل و احساس هر دو از «منافع فردی» و «لذات فردی» فراتر می‌روند و «مادری» وضعی است مملو از فداکاری و گذشتن از خود برای فرزند. «مهر بی‌غرض مادرانه» حتی پیش‌ از به‌دنیا آمدن فرزند و وقتی زن لباس‌های نوزادی را روی تخت می‌گذارد، کاملا آشکار است. به‌این‌ترتیب هم فداکاری و ازخودگذشتگی در فیلم هست هم غایت این ازخودگذشتگی زنانه، باز بی‌غرضی است.

تو هنوز اینجایی(کتایون پرمر، محمد روحبخش)

اگر در فیلم اول، «دیدن» مایه داستان بود، در «تو هنوز اینجایی»، نابینایی است که دستمایه قرار گرفته است. فیلم «بینایی» را حذف می‌کند و سعی دارد حواس دیگر را (که کلیت‌بخش نیستند و میان داده‌هایشان -در نبود بینایی- به‌آسانی «جمع» صورت نمی‌گیرد) در کار آورد. مرد نابینا شده است و به‌رغم اینکه پیش‌تر در حق همسرش جفا کرده بود و توقع نداشت که زن در نابینایی‌اش با او بماند، نهایتا زن را در کنار خود می‌یابد. زن نیز باخود درحال کشمکش است و مانند «آینه‌های پریده‌رنگ» از خودخواهی به سوی فداکاری سوق پیدا می‌کند اما اینجا نمایش «وضع خودخواهانه»، پررنگ‌تر شده است چراکه فیلم، مشاجره و بی‌احترامی مرد به زن را نیز یادآوری می‌کند. مرد نه‌تنها از زن توقع بریده است و او را در طلاق آزاد گذاشته است، بلکه حتی برای بازگشت بینایی‌اش نیز کوششی نمی‌کند؛ اما در دلش بیش از آنکه خواهان بینایی‌اش باشد، خواهان ماندن همسر خود است. ضعف و ناتوانی (خصوصا ضعف در دیدن که در سوبژکتیویسم اساسی است) در اینجا آسیب‌پذیری سوژه را آشکار می‌کند و دعوتی است به بازنگری در سوبژکتیویته و خودبنیادی. به این ترتیب در «تو هنوز اینجایی» تفطن به ضعف «خود» مخاطب را به معضلات ذاتی سوبژکتیویته و خودبنیادی متوجه می‌کند. نهایتا گرچه تمامی فیلم‌های کوتاه این مجموعه ناظر به نقایص و بحران‌های خودبنیادی و سوبژکتیویته‌اند و همه طلب گذر از آن را دارند، اما آینده‌ای پیش روی مخاطب نمی‌نهند و پیشنهادی ولو اجمالی نیز ندارند.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها