• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۱/۲۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
بررسی طرح «حفظ کرامت آسیب‌دیدگان اجتماعی»

حفظ کرامت یا زیباسازی شهر؟

اگرچه طرح «حفظ کرامت آسیب‌دیدگان اجتماعی» هیچ نسبتی با عنوان آن ندارد، اما لازم است نمایندگان مجلس در ارتباط با آن عنوان، هرچه زودتر مداخله و تقنین کنند و به مساله‌ کرامت انسانی آسیب‌دیدگان اجتماعی بپردازند.

حفظ کرامت یا زیباسازی شهر؟
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، 1- 16 بهمن‌ماه سال جاری و چند روز مانده به چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، طرح «حفظ کرامت آسیب‌دیدگان اجتماعی» با فوریت عادی در مجلس اعلام وصول شد. با توجه به گسترش آسیب‌های اجتماعی و ابتلای بخش بزرگی از جامعه‌ ایران به انواع آن، خبر امیدوارکننده‌ای بود، به‌خصوص که از نام آن برمی‌آمد که نه در پی حذف و نه صرفا به‌دنبال تامین نان و آب، بلکه در پی حفظ کرامت انسانی مبتلایان به این آسیب‌هاست. با وجود این، خواندن مقدمه‌ توجیهی این طرح کافی بود تا امیدمان رنگ ببازد. اولین دلیل توجیهی که برای طرح ذکر شده، «افزایش تعداد متکدیان، کلاش‌ها، زباله‌گردها و ولگردهای معتاد متجاهر خصوصا در شهرهای بزرگ» است که علاوه‌بر «کریه و مشوه کردن چهره‌ شهرها، آرامش روانی مردم را با مخاطره جدی روبه‌رو کرده است». در این نگاه مبتلایان به آسیب‌های اجتماعی از قبیل معتادان متجاهر و کارتن‌خواب‌ها به‌خودی‌خود اهمیتی ندارند بلکه از آنجاکه خطری برای زیبایی شهر و امنیت روانی مردم ایجاد می‌کنند به مساله بدل می‌شوند. نگاهی که معمولا در سیاست‌ها و راهکارهای ما وجود داشته و با توجه به‌عنوان طرح امیدوار بودیم این‌بار خود این اشخاص به‌عنوان یک انسان باکرامت مورد بحث قرار گرفته باشند؛ امیدی که در اولین نگاه رو به خاموشی رفت به‌خصوص که در آخرین خط مقدمه‌ توجیهی، طرح در دست مطالعه «طرح ممنوعیت تکدی، زباله‌گردی و ولگردی معتادان متجاهر» نامیده شده است.

2- در مواد این طرح چه رویکردی به مساله کرامت انسانی آسیب‌دیدگان اجتماعی وجود دارد؟ بدنه اصلی طرح بر شناسایی «افراد معلول و ناتوان بی‌سرپرست، مجهول‌الهویه، گمشده و در راه مانده، نیازمند، متکدیان و ولگردان حرفه‌ای، معتادان متجاهر، کودکان کار و زباله‌گردها»، انتقال آنها به مجتمع اردوگاهی و سپس ساماندهی و توانمندسازی ایشان تمرکز دارد. اقدام بسیار مثبتی است اگر این افراد آسیب‌دیده شناسایی شوند و مورد حمایت قرار گیرند و با آموزش‌هایی که می‌بینند بتوانند به زندگی عادی بازگردند، اما نکته اینجاست که در حمایت از همین افراد نیز زیباسازی شهر در اولویت قرار دارد تا حمایت از این انسان‌ها و حفظ کرامت ایشان. چطور؟ در ماده‌ 9 طرح درمورد کودکان کار آمده است: «وزارت تعاون، کار، رفاه و امور اجتماعی موظف است با ایجاد مجتمع‌های شبانه‌روزی فنی و حرفه‌ای نسبت به نگهداری و آموزش کودکان و نوجوانان کمتر از 15 سال تمام شمسی اقدام کند.» منطق این کار و اینکه کودکانی که صرفا به این خاطر کار می‌کردند از محیط خانواده جدا شده و در مجتمع فنی و حرفه‌‌ای –و نه یک مرکز استاندارد بهزیستی- به‌صورت شبانه‌روزی مقیم شوند، مخدوش است. علاوه‌بر این، مشخص نیست چرا این کودکان صرفا مستحق آموزش فنی و حرفه‌ای دانسته شده‌اند و امکان حضور ایشان در دیگر مدارس به فراخور علایق و استعدادهای آنها در این طرح ایجاد نشده است؛ اما مشکل اصلی این نیست. در ذیل این ماده ذکر شده است: «کودکان و نوجوانان کمتر از 15 سال تمام شمسی که در خیابان‌ها و اماکن عمومی به هر نوع مشاغل کاذب مانند پاک‌کردن شیشه اتومبیل‌ها، دود کردن اسپند، فروش کبریت و دستمال کاغذی و... اشتغال دارند مشمول این ماده هستند.»

بر این اساس، کودکانی که در بدترین شرایط در کارگاه‌های صنعتی مثل تراشکاری‌ها و خیاط‌خانه‌ها کار می‌کنند یا ساعات طولانی در مزارع مشغول کارند از دایره‌ شمول این ماده خارج می‌شوند و صرفا کودکانی که کار آنها در مرئی و منظر عموم است و چهره‌ زیبای شهر را کریه می‌کنند و باعث رنجش خاطر شهروندان می‌شوند باید به اردوگاه منتقل شده و مهارت بیاموزند تا دیگربار خطی بر جمال شهر نیندازند.

3- در تبصره 3 ماده 2 این طرح نیز تکلیف شناسایی، جمع‌آوری و تحویل این افراد به اردوگاه بر دوش شهرداری نهاده شده است. با این تقسیم وظیفه، مشخص است که طرح در پی حل مشکل آسیب‌دیدگان اجتماعی مخفی از چشم‌ها نیست و صرفا به‌دنبال «جمع‌کردن» اشخاص آسیب‌دیده از سطح شهر و زیباسازی مناظر شهری است و به همین خاطر نیز این وظیفه را نه بر دوش ماموران بهزیستی یا انتظامی بلکه برعهده‌ شهرداری گذاشته‌اند. نگارنده خود آگاه است که به‌کار بردن لفظ «جمع‌آوری» برای انسان‌ها خود در تناقض آشکار با کرامت انسانی اشخاص است، اما چه کند طرحی که «حفظ کرامت انسانی آسیب‌دیدگان اجتماعی» بر پیشانی آن خورده است، از چنین ادبیاتی استفاده می‌کند. انحراف فاحش‌تر و آسیب‌ بزرگ‌تری که اینجا پیش ‌آمده است، محول‌کردن وظیفه‌ دستگیری و انتقال اشخاص به اردوگاه به ماموران شهرداری است. مطابق قوانین و اصول حقوقی، دستگیرکردن اشخاص و محدود ساختن آزادی آنان صرفا در حوزه‌ اختیارات ضابطان آموزش‌دیده و تحت ‌نظارت قضایی است. چطور می‌توان این وظیفه‌ خطیر را به‌خصوص وقتی شامل دستگیری کودکان کار می‌شود، به ماموران شهرداری سپرد؟ حتی ماموران پلیس نیز در شرایط خاص اختیار محدود ساختن آزادی متهم و انتقال او به مکان دیگری مثل بازداشتگاه یا دادسرا را دارند و در اکثر مواقع بدون تصریح قانون یا حکم مشخص قضایی چنین حقی را ندارند؛ حال با کدام منطق می‌توان دست ماموران شهرداری را باز گذاشت که هر کودک کاری در خیابان را بدون حضور ماموران انتظامی یا بهزیستی جلب یا اقدام به دستگیری معتادان و کارتن‌خواب‌ها کنند؟ هنوز جوهر قلم نویسندگانی که از ماجرای گل خوراندن به کودکان گل‌فروش کرمانی نوشتند، خشک نشده است. نمایندگان مجلس قصد عبرت گرفتن ندارند؟ اخبار بداخلاقی‌های گاه‌به‌گاه ماموران شهرداری‌ها به گوش آنها نمی‌رسد که می‌خواهند چنین تکلیفی را به آنها واگذار و اختیاری وسیع‌تر از اختیار پلیس -که تحت حکومت انواع قوانین و مقررات آیین‌ دادرسی کیفری و نظامی قرار دارد- به آنها اعطا کنند؟

4- نکته‌ حیرت‌انگیز دیگر در این طرح با توجه به شرایط اقتصادی فعلی کشورمان، جرم‌انگاری دستفروشی است. مطابق ماده 15 این طرح، فروش کالاها در تقاطع‌ها، محل ترافیک و گذر خودروها –که تقریبا تمام معابر و خیابان‌ها با این تعریف داخل آن می‌شوند- جرم‌انگاری شده است و مجازات درجه 7 یعنی حبس از 91 روز تا 6 ماه یا جزای نقدی از یک‌میلیون تا دومیلیون تومان را در پی دارد.

طرحی که مدعای حفظ کرامت آسیب‌دیدگان اجتماعی را دارد، کسانی را که در نتیجه‌ سیاست‌های اشتباه اقتصادی در دام فقر افتاده‌اند و می‌کوشند با دستفروشی معیشت خود را تامین کنند، مجرم دانسته و تا 6 ماه حبس برای آنها در نظر گرفته است. براساس منطق این طرح، آدمی که تنها جرمش تلاش برای تامین حداقل‌های زندگی‌ بوده، مجرم است و باید دستگاه عدالت کیفری هزینه‌ دستگیری، تعقیب، محاکمه و سپس در زندان نگاه داشتن او را به جان بخرد و از این طریق هم منافع جامعه تامین می‌شود، هم عدالت جاری می‌شود و هم کرامت آسیب‌دیدگان اجتماعی حفظ می‌شود.

5- اگرچه طرح هیچ نسبتی با عنوان آن ندارد، اما لازم است نمایندگان مجلس در ارتباط با آن عنوان، هرچه زودتر مداخله و تقنین کنند و به مساله‌ کرامت انسانی آسیب‌دیدگان اجتماعی بپردازند. لازم است در قوانین ما به این موضوع پرداخته شود تا حقوق کودکان بی‌دفاع کار در سر چهارراه تامین شود و از این پس نه شاهد دست‌درازی‌های ماموران شهرداری و تکرار ماجرای «گل خوراندن به گل‌فروش‌ها» باشیم، نه طرح‌های عجولانه‌ «ساماندهی کودکان کار» که پس از مدتی و ایراد آسیب به کودکانی متوقف شوند. باید توجه داشت که اولین و اصلی‌ترین آسیب‌دیدگان آسیب‌های اجتماعی خود این اشخاص هستند، نه امثال ما که از دیدن آنها یا شیشه پاک‌کردن و مراجعه‌ ایشان پشت چراغ‌قرمز‌ها آزرده می‌شویم. آسیب‌دیدگان اجتماعی انسانند نه آلودگی‌ای بر چهره‌ شهر که باید جمع‌آوری و پاک شوند. در این زمانه شدائد و حال که به فکر حل آسیب‌های اجتماعی افتاده‌ایم، باید حواس‌مان باشد که نقض کرامت انسان‌ها، ولو یک معتاد کارتن‌خواب متجاهر، خود بزرگ‌ترین آسیب‌ اجتماعی است. بهتر است نمایندگان مجلس دیگربار دست به قلم شوند و این‌بار طرحی بنویسند که ضامن حفظ کرامت انسانی آسیب‌دیدگان اجتماعی باشد تا زمانی که بتوانیم این آسیب‌ها را به طور کلی ریشه‌کن کنیم. در مسیر مبارزه با آسیب‌ها، نقض کرامت آسیب‌دیدگان، خطر محتمل و معتنابهی است که گاه می‌تواند روی پرده‌ نقره‌ای و به قیمت «متری شیش‌ونیم» هم به ما عرضه شود و مایی که درگیر شدت فاجعه‌ایم، دیگر حساسیتی به آن نداشته باشیم. زمانه‌ نگاه‌کردن به آسیب‌دیدگان به‌عنوان یک معضل سر آمده است. آنها انسان‌هایی هستند مبتلا به معضل و معضلاتی.

 

* نویسنده : رضا مشتاقی روزنامه نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها