• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۱/۱۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ سیدمهدی ناظمی‌قره‌باغ پژوهشگر فلسفه

به مناسبت یک جشنواره

نمی‌توان منکر شد جشنواره‌ها در نحوه‌ای ملازمت با سینما قرار دارند. یعنی اگر عده‌ای قصد داشتن سینما دارند، باید جشنواره داشته باشند. تعلق خاطر به هر نوع مقصد سینمایی، ما را ملزم می‌سازد به ایجاد جشنواره‌ای متناسب با آن مقاصد. به عبارت دیگر، خصلت عام، شایع و «مدرن» سینما، اقتضایی بودن جشنواره‌های سینمایی را هم دارد.

به مناسبت یک جشنواره

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، شاید بد نباشد به مناسبت ایام جشنواره فیلم فجر، تأملی داشته باشیم درباره اینکه چه نسبتی می‌توان با جشنواره داشت. به عبارتی پرسش از اساس جشنواره را می‌توان پیش رو قرار داد و این پرسش طبعا ما را با نگاه‌های فلسفی درگیر می‌کند. درواقع هنر، از همان زمانی که به یاد می‌آوریم در یونان باستان، همواره با آیین بوده و امروز هم در قالب سینما، همچنان آیینی است و جشنواره‌ها یکی از مقومات مهم «آیین» سینما هستند. آیینی که باید بسیار درباره آن حساس بود و به ذات آنچنان اندیشید که دچار لغزش نگردیم و با قیاس آن را در تناظرهای ساختگی قرار ندهیم.

آیا از جشنواره گریزی است؟ اگر بخواهیم از ادبیات بودریار وام بگیریم، باید بگوییم جشنواره‌ها اساسا در نسبت با نظام «جامعه مصرفی» طراحی شده‌اند و نحوه‌ای آیین‌های فانتزی-نشانه‌ای هستند که در آن، انسان‌ها بتوانند به صورت مجازی خود را غرق در اشیا و محیط سینمایی کنند. تا سینما هست و نظام تکنیک و مصرف بر انسان‌ها احاطه دارد، گریزی از جشنواره‌ها نیست. جشنواره آیینی است برای معناسازی و معنادهی تا تنور سینما در متن آن گرم بماند. طبعا اگر کسی سینما نمی‌خواهد، می‌تواند نسبت به جشنواره‌ها هم بی‌اعتنا باشد. اما اگر سینما باید باشد، تقابل با اصل جشنواره چندان عملی نیست. اما از سوی دیگر، پذیرش نظام جشنواره‌ها، به‌معنای پذیرش نگاه درجه دوم به خود است.

جغرافیای غرب، از نظر فکری، غربی است و تا زمانی که غربی است و به میزانی که غربی است نمی‌تواند به شرق، به مثابه ابژه نگاه نکند. اما شگفت این است که شرقی بخواهد به خود آن‌گونه نگاه کند که غربی به او. این کار معنایی ندارد یا حداقل معنای محصلی ندارد. جشنواره‌های غربی، به غیر غربی‌ها نگاه ابژکتیو و درجه دوم دارند. شرقی‌ها ممکن است در این نگاه سهیم باشند و مثلا یک ایرانی به همان شکل به آفریقایی نگاه کند. اما نشدنی و بهت‌آور آن است که یک شرقی بتواند به خود آنچنان نگاه کند که غربی به او نگاه می‌کند. این کار، اگر بتوان آن را کاری نامید، نحوه‌ای خود‌-روسپی‌گری است. به این معنا که فردی داوطلبانه خود را مهیا سازد تا سوژه متجاوز، به او چنان نگاه کند که خودش درواقع خود را آن‌طور نمی‌بیند. یک انسان محترم خود را روسپی نمی‌خواند و پذیرای تجاوز دیگران نیست، حتی اگر دیگران به او چنین نگاه کنند. اما وقتی قرار باشد انسان چون مومی باشد برای دیگران، یعنی آن که پذیرفته است خود را محو «شکل‌دهی غیر» کند.

جشنواره‌ها در دنیای امروز از طریق معناسازی مجازی، به جهت‌دهی و سیاستگذاری می‌پردازند. در این جهت‌دهی، مهم این نیست که مخاطب در کجای دنیا باشد، به هر حال در پی آن خواهد بود که طبق معیارهای کن، برلین و هالیوود خود را بیاراید. از آن بدتر آن است که جشنواره‌های مستقل نیز در پی آن خواهند بود که خود را به جشنواره‌های مهم و پر آوازه شبیه کنند تا برای خود معنایی بیابند. آیا چنین معنایی همان معنایی است که ما داریم؟ برای کسی که به دنبال روسپی‌سازی است، روسپی، انسانی مانند خودش نیست؛ روسپی، صرفا ابژه مصرف شدن است. اما برای کسی که به ذره‌ای تشخص برای خود قائل باشد؛ دل خوش کردن به روسپی‌گری، به‌رغم بهره بردن از امکانات و زرق و برق‌های روسپی‌خانه، معنای درستی ندارد. فرد متشخص به دنبال یافتن معنایی مستقل از روابط روسپی گری در روسپی خانه است.

کشورهایی که به دنبال فرارفتن از قواعد تحمیلی جشنواره‌های غربی هستند، نباید دل به شباهت‌های بین خود با آن جشنواره‌ها خوش کنند. این راه در بهترین حالت، آنها را تبدیل به جشنواره‌های جنبی غربی می‌کند؛ یا محافلی برای معرفی آثار به جشنواره‌های اصلی غربی. جشنواره‌های مستقل باید به دنبال معیارهایی باشند که مبتنی‌بر فرهنگ بومی باشد و این حداقل می‌تواند برخی از مقدمات فرارفتن از  فرهنگ رایج جشنواره‌ای باشد. جشنواره ایرانی باید جشنواره‌ای باشد که حداقل خط قرمز آن، احترام به فرهنگ ایرانی و اجتناب از معیارهای تحمیلی-تصنعی رایج باشد. این البته همه کار نیست، اما گام اول است. تحقق سینمایی برای ایران و جشنواره‌ای متناسب با سینمای ایران، راهی طولانی در پیش دارد.

پس خصلت اصلی جشنواره‌ها را در دو کارکرد سیاستگذارانه و آیین فرهنگ مصرفی می‌توان فهمید. جشنواره‌ها از بدو تاسیس تا به امروز ناظر به سیاست‌هایی طرح شده‌اند و براساس این سیاست‌ها کار می‌کنند و در برخی از انحای خود، از سینمای جشنواره‌ای نیز حمایت می‌کنند. به زبان دیگر می‌توان گفت که جشنواره‌ها به ما این اطمینان را می‌دهند که سینما و زندگی سینمایی ما، همان خانه امن وجود ماست.

از سویی نمی‌توان منکر شد جشنواره‌ها در نحوه‌ای ملازمت با سینما قرار دارند. یعنی اگر عده‌ای قصد داشتن سینما دارند، باید جشنواره داشته باشند. تعلق خاطر به هر نوع مقصد سینمایی، ما را ملزم می‌سازد به ایجاد جشنواره‌ای متناسب با آن مقاصد. به عبارت دیگر، خصلت عام، شایع و «مدرن» سینما، اقتضایی بودن جشنواره‌های سینمایی را هم دارد.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها