• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۱/۱۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
مهدی باقربیگی؛ بازیگر قصه‌های مجید در گفت‌وگو با «فرهیختگان»:

اگر هزار فیلم دیگر هم بازی کنم، باز مجید در دل مردم است

من اگر هزار فیلم دیگر هم بازی کنم، باز مجید در دل مردم است و من را با آن مقایسه می‌کنند. حتی در سریال «در چشم باد» یا «در مسیر زاینده‌رود»، مردمی که به صداوسیما پیام داده بودند همه می‌گفتند چه خوب شد مجید را آوردید و او هم بازی کرده و انگار واقعا من همان مجیدم.

اگر هزار فیلم دیگر هم بازی کنم، باز مجید در دل مردم است
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، مهدی باقربیگی کار بازیگری‌اش را با قصه های مجید کیومرث پوراحمد شروع کرد و برای همیشه در ذهن همه ایرانیان ماندگار شد. گفت‌وگویی با او درباره قصه‌های مجید و کار با کیومرث پوراحمد داشتیم.


شما اولین کارتان را با قصه‌های مجید شروع کردید و حالا بعد از گذشت سال‌ها از آن مجموعه تلویزیونی می‌خواهیم بپرسیم چقدر از «مجید» سهم خود شما و چقدر سهم کارگردان یا نویسنده کتاب بوده است؟

خاطرات مثل این است که آدم یک آلبوم عکس قدیمی را جلویش بگذارد و ورق بزند و با آن اتفاق خوبی که آن موقع پیش آمده بود بخندد و اگر هم خاطرات بدی بوده ناراحت شود. ماجرای سریال «قصه‌های مجید» برای من هم مثل یک آلبوم است که مرا یاد بچگی می‌اندازد. مسلم بدانید که یک چیزی هم در خودم بوده که مجید شده است.

غیر از تاثیر شما روی کاراکتر مجید، این کاراکتر هم توانست روی شما تاثیرات ماندگاری بگذارد؟

من اگر هزار فیلم دیگر هم بازی کنم، باز مجید در دل مردم است و من را با آن مقایسه می‌کنند. حتی در سریال «در چشم باد» یا «در مسیر زاینده‌رود»، مردمی که به صداوسیما پیام داده بودند همه می‌گفتند چه خوب شد مجید را آوردید و او هم بازی کرده و انگار واقعا من همان مجیدم.

یعنی فکر می‌کنید هنوز هم در مردم آن شوری که شما را ببینند وجود دارد؟

بله، یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌هایی که من از این کار به دست آوردم، این است که هر کسی من را با هر عقیده و رفتاری ببیند، لبخند به لبش می‌نشیند و به خوبی از آن دوران قدیم یاد می‌کند؛ یعنی به‌عنوان یک حس نوستالژیک و خاطراتی که با خانواده داشتند و زندگی‌هایی که ساده‌تر و آرام‌تر بود از «قصه‌های مجید» از آن دوران حرف زده می‌شود. من هر روز که از خانه بیرون می‌روم با چندین نفر این‌گونه مواجه می‌شوم.

آشنایی شما با آقای پوراحمد چگونه شکل گرفت و استارت کار بازیگری شما با ایشان چطور زده شد؟

من دوم راهنمایی بودم و آقای پوراحمد در خانه بی‌بی خدا بیامرز بودند و مدرسه ما پشت خانه بی‌بی بود. اینها در مدارس راهنمایی سطح شهر دنبال پسر بچه‌ای می‌گشتند که جثه‌اش مثل من لاغر و ریزه باشد و لهجه‌اش هم اصفهانی باشد. می‌گفتند ما 600 نفری را در مدارس اصفهان دیده‌ایم و 30، 40 تا از این بچه‌ها را انتخاب کرده و با یک تست ویدئویی گرفتند که من و یکی از بچه‌های دیگر که آخرین نفرات بودیم تست دادیم و بالاخره من در این آزمون قبول شدم.

شما قبل از اینکه بخواهید این مجموعه را بازی کنید آیا کتاب قصه‌های مجید را خوانده بودید؟

نه، اما آقای پوراحمد پیش از فیلمبرداری یک مجموعه کامل از کتاب قصه‌های مجید را برایم خرید و هر قسمتی را که ایشان می‌گفت می‌خواهیم فیلمبرداری کنیم، ابتدا داستان اصلی را می‌خواندم و بعد فیلمنامه را و آقای پوراحمد هم در کنارم بود. آنچنان چیز خاصی نبود، چون زندگی واقعی خودمان بود و آن نسل دهه ۵۰ و ۶۰ بازی‌ها و دغدغه‌هایشان با هم مشابه بود و کار هم سخت نبود.

وقتی کتاب قصه‌های مجید را خواندید نظرتان در مورد کتاب چه بود و چه حسی داشتید؟ آیا کتاب را دوست داشتید؟

من همیشه گفته‌ام که آقای مرادی‌کرمانی قلم طلایی دارد که هنوز می‌توانیم از آثارش فیلم‌هایی مثل «قصه‌های مجید» بسازیم اما متاسفانه در حال حاضر یک مقدار کم‌مهری و کم‌توجهی به ادبیات و نویسنده‌های معاصری که واقعا قلم طلایی دارند، می‌شود.

شما در سن کم با آقای پوراحمد همکاری کردید. ایشان چطور توانست از یک نابازیگر نوجوان و احتمالا بازیگوش، بازی بگیرد؟ آیا برداشت‌های متعددی داشتید تا بالاخره، مورد مطلوب دربیاید؟

آقای پوراحمد کسی است که تمام جزئیات کار را در نظر می‌گیرد و حتی یک پلان بیخودی و بگیر در رویی ندارد و برای تک‌تک دقایق کارش فکر می‌کند. البته ایشان هم بالاخره تا آنچه مدنظرش است به دست نیاورد، کار را تعطیل نمی‌کند، حتی اگر تا 100 برداشت ادامه پیدا کند.

در آن سن ‌و سال کم، چطور سختی کار جلوی دوربین را طاقت می‌آوردید؟

زمانی که فیلمبرداری داشتیم، پرده‌ای که می‌کشیدیم روی حیاط آن خانه و مواقعی که باد می‌آمد سر و صدا و تکان خوردن زیاد پرده باعث می‌شد نتوانیم فیلمبرداری کنیم و فیلمبرداری تعطیل می‌شد. بعضی روزها که واقعا خسته می‌شدم، دعا می‌کردم توفان شود و این پرده دوباره تکان بخورد و کار تعطیل شود!

الان هنوز کارگردانی هست که بخواهید با او کار کنید یا به شما پیشنهاد داده باشد؟

برخی از کارگردان‌ها هستند که واقعا دوست دارم با آنها کار کنم. من همیشه دوست داشتم با حاتمی‌کیا، علی حاتمی، داریوش مهرجویی و اصغر فرهادی کار کنم.

 

* نویسنده : یگانه عرب روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها