• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۱/۰۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0

آیا ماکیاولیسم، فقهی است؟

یکی از نمادهای ماکیاولی این است که دین هم می‌تواند وسیله‌ای برای رسیدن به منافع کشور باشد؛ یا شما می‌توانید کشور خود را پیشرفت دهید ولو اینکه مانع پیشرفت دیگران شوید.

آیا ماکیاولیسم، فقهی است؟

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، آیت‌الله علیدوست: در فقه وقتی بحث تزاحم دو مصلحت یا واجب یا مفسده(حرام) یا تزاحم مصلحت و مفسده رخ می‌دهد قاعده اهم و مهم مطرح می‌شود، لذا این قاعده در باب تعارض نیست بلکه از باب تزاحم است. انتهای این قاعده به لزوم تقدیم اهم بر مهم باز می‌گردد، چنانچه لزوم دفع افسد به فاسد نیز در اینجا مطرح است، بنابراین قاعده فقهی اهم و مهم در تزاحم مطرح است. فقه در اینجا چیزی در برابر شرع نیست.

انسان در اولین مواجهه با نسبت قاعده اهم و مهم با ماکیاولیسم به وجود نوعی شباهت در این دو قاعده پی می‌برد. در سال ۵۹ این مساله برای بنده سوال بود که چه تفاوتی میان این قاعده و ماکیاولیسم وجود دارد مخصوصا در فقه ما شاه‌رگ‌هایی وجود دارد که با این موارد نمی‌سازد؛ مثلا جایی که فقها می‌گویند باید واجبات را با اسباب حلال انجام دهیم از این رو انجام واجبات نسبت به حسه حرام، ضیق ذاتی دارد.

مثال دیگر اینکه پذیرش ولایت جائر، حرام است ولی اکراه در پذیرش و پذیرش برای خدمت به بندگان، مستثنی می‌شود یعنی درواقع مفسده حرمت ولایت را به خاطر خدمت به بندگان جایز کرده یعنی مواردی داریم که چون هدف، هدف بلندتری است وسیله حرام هم می‌شود مورد استفاده باشد مانند دروغی که برای اصلاح ذات‌البین جائز شمرده می‌شود.

اگر درجایی که راه فرار وجود ندارد و انجام یک واجب برای فرد تنها از مسیر حرام ممکن و طبق این قاعده مجاز است. البته تا ضیق ذاتی در انجام واجب و ترک حرام مطرح است تزاحم در میان نیست و جایی که ضیق ذاتی نیست تزاحم پیش می‌آید.

  ۳ نظریه کلان در نسبت قاعده اهم، مهم و ماکیاولیسم

نظریه اول این است که میان این دو قاعده فرقی وجود ندارد؛ ما اگر فتاوای برخی بزرگان را بنگریم راحت این مطلب به دست می‌آید که اگر ما هدفی داشتیم و یک وسیله ما را به هدف می‌رساند و هیچ راه دیگری هم وجود ندارد استفاده از این وسیله هیچ ایرادی ندارد؛ مثلا ممکن است راننده‌ای با ماشینی از روبه‌رو مواجه شود که درصورت تصادف یک نفر کشته می‌شود، ولی اگر ماشین را به حاشیه جاده بزند ممکن است تعداد بیشتری کشته شوند و بنابراین فرد روبه‌رو را انتخاب می‌کند.

برخی دیگر معتقدند ما اهم و مهم را داریم ولی محدود است لذا با ماکیاولیسم تفاوت دارد؛ از جمله افراد صاحب‌نظر که نظریه‌ای در این زمینه ارائه کرده حجت‌الاسلام مفتح است که وی معتقد است تنها در یکجا و آن هم «دم» است که می‌توانیم از این قاعده بهره ببریم و در هیچ جای دیگر این مساله قابل استفاده نیست زیرا اگر موارد استفاده از آن رواج یابد منجر به هرج‌و‌مرج می‌شود.

نظر سوم این است که قاعده اهم و مهم جای چانه‌زدن ندارد و کافی است تصور درستی از این قاعده داشته باشیم؛ بنابراین نه آیه و نه روایت می‌خواهد و نه اجماع گرچه همه این موارد را هم داریم؛ اهم و مهم این است که شارع گفته دفع افسد به فاسد شود. مثلا در مباحث سیاسی اگر امر دائر میان امنیت مردم یا ورود به محیط خصوصی آنان باشد، حرام ورود به حریم خصوصی مجاز می‌شود. این قاعده استثنا ندارد و مبتنی‌بر فطرت انسان است و اگر کسی مخالف آن است باید گیرهای نظری او را برطرف کنیم.

اگر هدفی صحیح و مقدس داشته باشید و نیروی ملزمی شما را وادار به انجام آن می‌کند و هیچ راهی هم جز استفاده از این وسیله برای رسیدن به این هدف ندارید، استفاده از آن مجاز است. ولی ماکیاولیزمی که به ماکیاولی نسبت می‌دهند این است که برای منافعی که دارید چه شخصی چه اجتماعی، می‌توانید به هر وسیله‌ای متوسل شوید یعنی هر هدفی، هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند که اگر این باشد ربطی به قاعده اهم و مهم ندارد زیرا نه عقلی، نه عرفی و نه منطبق بر فطرت است.

یکی از نمادهای ماکیاولی این است که دین هم می‌تواند وسیله‌ای برای رسیدن به منافع کشور باشد؛ یا شما می‌توانید کشور خود را پیشرفت دهید ولو اینکه مانع پیشرفت دیگران شوید ولی اهم و مهم یعنی اینکه شما دو مصلحت مقدس و شرعی و لازم التحصیل دارید و در میان آنها سبک و سنگین می‌کنید و ناچارید یکی را انتخاب کنید اما اینکه به هر وسیله‌ای می‌توان برای رسیدن به هر هدفی متوسل شد ربطی به اهم و مهم ندارد.

  محدودیت در کاربرد اهم و مهم

ممکن است گفته شود از اهم و مهم سوءاستفاده می‌شود، افزود: «سوءاستفاده از این قاعده ربطی به اصل آن ندارد البته بنده بحث استنباط دوم را مطرح کرده‌ام؛ یعنی اگر دو واجب یا دو حرام یا دو واجب و حرام تزاحم کردند استنباط دوم مطرح می‌شود که در میان آنها کدام‌یک را برگزینیم زیرا در غیر این صورت به اسلام مصلحتی می‌رسیم و نه مصلحت اسلامی بنابراین در کاربرد قاعده اهم و مهم باید مواظب باشیم زیرا اگر کمی رها شود به اسلام مصلحتی می‌رسیم.»

علیدوست افزود: «بنابراین نسبت میان این دو (اهم، مهم و ماکیاولی) بسته به این است که ماکیاولیسم را چگونه معنا و تفسیر کنیم؛ اگر هدف مقدس باشد این دو یکی است ولی اگر آنچه میان سیاستمداران کنونی رایج است و هر هدفی هر وسیله‌ای را توجیه می‌کند و ضابطه‌ای ندارد نسبتی با اهم و مهم نخواهد داشت.»

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها