• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۱/۰۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نقدی بر رویاپنداری وحی در گفت‌وگو با دکتر کرم سیاوشی

مغالطات یک خوابگرد

شاعران و عارفان که دکتر سروش بسیار می‌کوشد وحی پیامبران را از سنخ سخن آنان -البته در سطحی بالاتر- بداند، هیچ‌گاه از ضرورت خوابگزاری برای اشعار و الهامات خویش سخن نگفته‌اند. بدین‌سان می‌توان نتیجه گرفت که نظریه رویای رسولانه، رویایی بیش نیست و در برابر استدلال‌ها و قرائن بسیاری که در صفحه صفحه آیات قرآن، خلاف آن وجود دارد، رنگ می‌بازد و یارای مقاومت ندارد .

مغالطات یک خوابگرد
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، براساس نظر عبدالکریم سروش «زبان قرآن، زبان بیداری نیست، بلکه زبان خواب و رمزآلود است و البته زبانی عرفی و بشری است»، «چنان نیست‌که محمد(ص)، مخاطب آواهایی قرار گرفته باشد و در گوش باطنش سخنانی را خوانده باشند و فرمان به ابلاغ آن داده باشند، بل محمد(ص) روایتگر تجارب و ناظر مناظری است که خود دیده است و فرقی است عظیم میان ناظر راوی و مخاطب خبر. به او نگفته‌اند برو و به مردم بگو خدا یکی است»، «به او نگفته‌اند برو و به مردم بگو که رستاخیزی هست، میزانی، دوزخی، بوستانی، حشر خلایق و نشر کتب بل وی بنفسه و بعینه، ناظر و راوی آن مناظر بوده است»، «محمد راوی رویاهای رسولانه است»، «در زبان رویا، مجاز و کنایه راه ندارد، یعنی الفاظ بر غیر‌معانی حقیقی‌شان حمل نمی‌شوند گرچه برای فهمیدن‌شان، به کتاب لغت مراجعه نمی‌توان کرد، بلکه باید از شیوه خوابگزاری بهره جست»، «رفتن از تفسیر به تعبیر، مستلزم یک شیفت پارادایمی و یک تغییر الگوی بنیادی است. در گفت‌وگو با دکتر کرم سیاوشی، دانشیار دانشگاه بوعلی سینای همدان به نقد و بررسی این نظریه پرداختیم که از نظر می‌گذرانید.


آیا رویاپنداری زبان قرآن، پیش از عبدالکریم سروش هم سابقه‌ای دارد؟

روایاتی که به موجب آن صحابه پیامبر(ص) کیفیت دریافت وحی را از آن حضرت جویا شده‌اند(1) دلیل روشنی است بر اینکه جست‌وجوگری درباره ماهیت و نحوه نزول وحی به دوران نزول می‌رسد.

در آیات قرآن با استعمال تعابیری چون: «آیه، آیات، سوره، قول ثقیل، کتاب الله، کلام الله و...» قرآن به خداوند نسبت داده شده است. بر این اساس از همان صدر اسلام تاکنون مسلمانان به‌ویژه محققان و عالمان، نزول آیات و سُوَر قرآن را یک‌راست از آن خداوند می‌دانند که به‌صورتی مرموز و در قالب وحی رسالی و با وساطت یا بدون وساطت فرشته وحی بر قلب مبارک پیامبر اعظم نازل شده و بر لوح دل مبارک آن حضرت حک شده است. در روایتی، علی‌بن‌سالم از پدرش نقل می‌کند که از امام صادق(ع) درباره ماهیت قرآن پرسش کردم، آن حضرت فرمود: «هو کلام‏‌اللّه‏ و قول‏‌اللَه‏ و کتَاب‌اللَه و وحی‌اللّه و تنزیله و هو الکتاب الْعزیز الَذی‏ لا یأتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید»(2)

مطابق تفسیر برخی مفسران ذیل آیه 16 از سوره قیامت و آیه 114 از سوره طه، شتاب پیامبر‌(ص) به‌هنگام اخذ قرآن از فرشته، به‌خاطر اشتیاق یا برای پرهیز از فراموشی صورت گرفته که خداوند پیامبرش را از آن باز داشته است(3) تا آنجا که در همان سوره قیامت حتی وعده ارائه بیان و تفسیر قرآن نیز از سوی خداوند به رسولش داده شده است، لذا نقل است که آن حضرت فرموده است: «ألا إنِّی اُوتیتُ القرآن (الکتاب) و مثله معه»(4)

از همان آغاز رسالت دیدگاه‌های مخالفی با دیدگاه پذیرفته شده میان عالمان و عوام مسلمان نیز وجود داشته که عمدتا از سوی مخالفان رسالت مطرح شده است. در قرآن این دیدگاه‌ها نکوهش و سرزنش شده است. آنان پیامبر(ص) را به «سحر، کهانت، شاعری و جنون و مُعَلَّم بودن، مفتری بودن، و...» متهم می‌کردند. یکی از این نسبت‌ها هم تعبیر «خواب‌های آشفته» است (ر. ک: انبیاء/5). بر این اساس اولین‌باری که وحی رسالی، رویا نامیده شده -آن هم از نوع رویای‌آشفته- به صدر اسلام بازمی‌گردد. ولی‌الله دهلوی، (م۱۱۷۶ق) عارف مسلمان شبه قاره هند در کتاب کوچک اما بسیار مهم «تأویل الاحادیث فی رموز قصص الانبیاء» درصدد برآمده تا با توسل به خواب و رویا از امور شگفت‌انگیز و معجزات موجود در قصص انبیا، تفسیری باورپذیر به‌دست دهد. به باور او تمام قصص قرآن و معجزاتی که در این قصص به پیامبران نسبت داده شده است، نظیر بیرون راندن آدم از بهشت، افکندن ابراهیم در آتش، اژدها شدن عصای موسی و... . از قبیل منامات و رویاست. او رویا را متعلق به عالم مثال می‌داند و براساس مبانی متافیزیکی خود درباره عالم مثال -به‌عنوان عالمی واقعی و مستقل از ذهن- برای رویا واقعیتی در این عالم قائل است. به‌عنوان نمونه در تأویل داستان آدم و خروجش از بهشت می‌گوید: «این همه خواب و رویاست و تعبیر آن این است که خداوند اراده کرده است که او خلیفه‌ای در زمین باشد و به کمال نوعی خود برسد، اما نهی او از خوردن میوه درخت ممنوعه و سپس وسوسه شیطان و پس از آن سرزنش و اخراج او، همگی تصویری است که خروج تدریجی او را از عالم مثال به عالم ناسوت به ذهن تقریب می‌کند. به عقیده دهلوی معجزات مطروحه در قصص قرآن، صور مثالی و رویایی واقعیاتی هستند که در عالم طبیعت در قالب عادات طبیعی هرچند نادر محقق می‌شوند؛ صوری که از جنس خوابند و نیازمند تعبیر. بدین سان او تمامی حوادث خارق عادت را در قصص انبیا به‌صورت طبیعی و مادی توجیه می‌کند!(5)

نظر دهلوی، مبتنی‌بر نگرش افلاطونی او به عالم مثال است. او مبانی نظری خود درباره عالم مثال را نیز در مهم‌ترین و مشهورترین کتابش؛ یعنی «حجت‌الله البالغة» بیان کرده است. براساس آن چه در کتاب اخیر آمده همه امور پیش از آفرینش در این جهان، در عالم مثال حقیقتی دارند. بنابراین وقتی اشیا در عالم ناسوت به وجود می‌آیند، این وجود بر مبنای همان وجود مثالی آنهاست که تحقق خاص یافته ‌است. رویا نیز مربوط به عالم مثال است که فاقد ماده است. با این همه او رویا را تنها به آیات معجزات و امور شگفت‌انگیز محدود می‌کند و به مطلق وحی تعمیم نمی‌دهد. بر این اساس، با توجه به آشنایی سروش با آرا و آثار دهلوی، می‌توان حدس زد که ایشان نظریه «رویاپنداری وحی» را از دهلوی الهام گرفته و آن را به مطلق وحی تعمیم داده است. (6)

شگفت آنکه هرچند رویا پنداشتن وحی قرآنی از نگاه ما موجب تخفیف جایگاه قرآن و فروکاستن از عظمت آن است؛ لکن در نگاه نظریه‌پرداز «زبان رویایی برای قرآن»، ماجرا درست برخلاف این است و او از فروکاسته شدن جایگاه خود «رویا» درد دریغ دارد! لذا می‌گوید: «وحی را رویا انگاشتن، نه‌تنها از قوت و غنای آن نمی‌کاهد که بر آن می‌افزاید. مفسران وحی را «مسموعات» نبی می‌پنداشتند، ولی «مرئیات» اوست. اگر آنان می‌گفتند: پیامبر خبر قیامت را از خدا شنیده و برای ما بازگفته است، اکنون می‌گوییم: او صحنه قیامت را دیده است، جن، ملک، شیطان، عرش و کرسی را هم. اگر آنان می‌گفتند: خدا قصه سجده فرشتگان بر آدم و سرپیچی شیطان را برای پیامبر تعریف کرده است، اکنون می‌گوییم: آن صحنه با شکوه را پیامبر به چشم رویابین خود دیده است و برای ما تعریف کرده، و چه تصویر هوش‌ربایی و چه حکایت پر رمز و نکته‌ای! دریغا! که ما در عصری زندگی می‌کنیم که «رویا» اهمیت پیشین و دیرین خود را از دست داده ‌است، با شنیدن واژه رویا آدمیان به یاد خواب‌های آشفته و پریشان می‌افتند و همه را چنین می‌انگارند. این جفای بزرگی بر حقیقت است. رویا برای گفتن ناگفتنی‌ها و نمودن نانمودنی‌هاست. (7)

بدین‌سان نتیجه می‌گیرد: غفلت از «زبان رویا» و مغالطه خوابگزارانه، جمعی را بر آن داشته است تا روح‌الامین را تعبیر ناکرده، واسطه‌ای بپندارند که قرآن را به قلب محمد می‌رساند: روح‌الامین این قرآن را به‌ زبان عربی بر قلب تو وارد کرده است. (8)

البته نکته جالب‌تر بلکه تأسف‌آورتر اینکه وی حالت رویایی فراهم آمده برای پیامبر(ص) را از جانب غیب و وحی نمی‌داند! بلکه پیامبر را هم آفریننده و منشأ رویا می‌داند که در رویا از زبان خداوند سخن می‌گوید و خودش را از زبان خداوند مورد خطاب قرار می‌دهد: «از این بالاتر، پیامبر در رویا به‌جای خدا هم می‌نشیند و از زبان او سخن می‌گوید. همه «انزلناها» و «قل‌ها» را در قرآن می‌توان چنین خواند و فهمید. اگر خطاب به خویشتن جایز است که هست، همچون موارد بسیار که در شعر حافظ و سعدی و دیگران داریم (حافظا، سعدیا...) و اگر در رویا می‌توان به‌‌جای دیگری نشست و از زبان او با خود سخن گفت، چه جای شگفتی است که خدا در پیامبر رود و پیامبر به جای او بنشیند و از زبان او با خود سخن بگوید). (9)

به‌نظر می‌رسد برآیند این دیدگاه آن است که -نعوذ‌ بالله- گویی اصلا خدایی وجود ندارد یا وجود دارد؛ لکن تنها کاره‌ای نیست و پس از آفرینش آفریدگان، ارتباط یک‌راستی با هیچ‌یک از آنها ازجمله پیامبران نمی‌تواند داشته باشد. درحقیقت روح این اندیشه درباره خداوند (یدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ) (مائده/5) است. چراکه خداوندی که با پیامبر خویش نمی‌تواند سخن گوید بلکه صرفا اموری را به او نشان می‌دهد تا او مطابق با دانش خویش و آگاهی‌های زمانه خویش آنها را تعبیر کند، چگونه از قدرت مطلق برخوردار است و بشر چه‌سان می‌تواند نشان هدایت را از او دریافت کند؟

نیز در اندیشه سروش پیرامون وحی، گویی فرشته یا فرشتگانی وجود ندارند؛ چراکه فرشتگانی که نمی‌توانند با پیامبر خدا ارتباط برقرار کنند و پیامی را از سوی خداوند به فرستاده‌اش برسانند، نشان وجودشان را از کجا باید بیابیم؟ حال آنکه خداوند درباره قرآن می‌فرماید: «أنزَلَه بِعِلمِه والمَلائکةُ یَشهدون» (نساء/166) و قرآن را یک سره از جانب و برخاسته از علم خویش می‌داند و فرشتگان را گواه بر این حقیقت معرفی می‌کند.

مدعای اصلی نظریه رویاپنداری وحی قرآنی چیست؟

عبدالکریم سروش به‌طور کلی سه دلیل برای اثبات نظریه خویش اقامه می‌کند: 1- اشاره مأثورات و منقولات تاریخی 2- ساختار متنی پراکنده قرآن 3- وجود تناقض در قرآن! در ادامه به نقد و بررسی ادله مذکور می‌پردازیم.

1- مأثورات و منقولات تاریخی

ایشان می‌نویسد: دربرخی از روایات فریقین از رویای صادقه یا مشخصا از رویای پیامبران به‌عنوان وحی یاد شده است. به‌عنوان مثال، این روایت که «رویای صادق یک‌چهل‌و‌ششم نبوت است.»(10) یا این روایت که «رویای انبیا وحی است.»‌(11) نمونه‌ای از این‌گونه مأثورات است؛ لذا صاحب نظریه با استناد به این‌گونه روایات، نظریه خویش را از حیث روایی استوار می‌کند!

مفهوم این دسته از روایات -صرف‌نظر از وضعیت سندی آنها- این نیست که همه وحی‌ها به پیامبران در قالب رویا منتقل می‌شود، بلکه روایات مذکور به‌نحو موجبه جزئیه تایید می‌کنند که یک صورت از وحی‌ها به پیامبران در قالب رویا انجام می‌گیرد، چنانکه در پاره‌ای از آیات قرآن هم به انتقال مطالب و اخباری به پیامبران در قالب رویا اشاره شده است (12) در کتاب مقدس هم اخبار بسیاری در قالب رویا دراختیار پیامبران در تبعید بنی‌اسرائیل قرار می‌گرفته است. چنان‌که کتاب ارمیای نبی(ع) مشتمل بر برخی از این قسم وحی است. لکن سروش دانسته یا نادانسته «موجبه جزئیه» را تبدیل به «موجبه کلیه» کرده و نتیجه می‌گیرد که همه قرآن از سنخ و صورت وحی «رویا»یی است! البته این رویاپنداری مختص به قرآن کریم نخواهد بود و براساس دریافت صاحب نظریه باید به همه متون آسمانی از جمله صحف آدم، صحف حضرت ابراهیم، تورات، انجیل، زبور و... تعمیم داده شود و مدعی شد همه کتب آسمانی درقالب رویا بر آورندگان‌شان عرضه شده است.

 به‌علاوه، درباره برخی از منقولات که از آنها برمی‌آید بخش‌هایی از قرآن در رویا بر پیامبر اسلام(ص) نازل شده است، مثلا در هنگام نزول سوره کوثر خواب چشمان پیامبر(ص) را ربوده است.‌(13) می‌توان گفت: اولا این‌گونه وحی‌ها -‌درصورت واقعیت داشتن- بسیار محدود بوده و به همه سور قرآن قابل تعمیم نیست؛ ثانیا اصل «نزول وحی در خواب» بین اندیشمندان قرآنی محل اختلاف است و خود سیوطی که ناقل این‌گونه روایات است، آن را نمی‌پذیرد.(14)

ثالثا آنچه در این‌گونه روایات مورد اشاره قرار گرفته آن است که پیامبر در خواب یا درحالتی رویاگون آیات و کلماتی را یک‌راست از فرشته وحی یا از حضرت باری دریافت می‌کرده و به‌سرعت دراختیار مخاطبان قرار می‌داده است؛ حال آنکه مطابق با نظریه رویا‌پنداری وحی، پیامبر صحنه‌هایی را تماشا می‌کند سپس به روایت آنها می‌پردازد. چنین نگاهی پیرامون روایات دریافت بخشی از قرآن در خواب، نزد هیچ‌یک از اندیشمندان متقدم و متأخر مسلمان پذیرفتنی نیست و سخت غریب می‌نماید. چنان‌که هرگز گزارش نشده که پیامبر(ص) پس از دریافت وحی قرآنی، اظهار کند که من درحال وحی، صوری رویایی دیده‌ام و سپس به توصیف آن صور بپردازد؛ بلکه اظهار می‌داشته که من درحال وحی اصواتی را شنیده‌ام سپس آن الفاظ مسموع را به کاتبان و مخاطبان منتقل می‌کرده است. (15)

۲- ساختار پراکنده متن قرآن کریم

مدعای دیگر صاحب نظریه زبان رویا، پراکندگی طرح موضوعات در بسیاری از سُوَر قرآن است. همین امر باعث شده که وی قرآن را متهم به گسیختگی و پریشانی کند و نتیجه بگیرد که چنین سیاقی فقط با خواب و رویا قابل توجیه است! وی درباره پراکندگی مباحث در سوره‌های قرآن گوید: «پراکندگی و گسستگی در آیات این سوره‌‌ها و حتی در یک آیه واحد چندان مشهود است که حاجت به تاکید ندارد و چنان است که حتی در نوشته نویسندگان تازه‌کار هم دیده نمی‌شود. گویی باید پذیرفت که این پراکندگی... از آن است که ساختار روایی سوره‌ها تابع ساختار مه‌آلود و خواب‌آلود رویاهاست که غالبا نظم منطقی ندارند و از سویی به سویی و از گوشه‌ای به گوشه‌ای می‌روند و فاقد انسجام و انتظام هستند». (16)

در پاسخ باید گفت: درباب پراکندگی موضوعات در قرآن سخن بسیار گفته شده است. آیت‌الله خویی معتقد است قرآن کتاب هدایت است و برای تامین سعادت دنیا و آخرت بشر نازل شده و کتابی فقهی، تاریخی، اخلاقی و مانند آن نیست تا برای هر موضوعی فصلی مستقل اختصاص دهد و مطالب هر موضوع را یک‌جا بیاورد. بدون‌شک این اسلوب قرآن بهتر می‌تواند مقصود و هدف اصیل آن یعنی هدایت را در دسترس بشر قرار دهد، چراکه اگر کسی فقط برخی سوره‌های قرآن را بخواند، می‌تواند در زمانی محدود و بدون‌زحمت و دشواری به مقاصد زیاد قرآن پی ببرد و با اهداف و مفاهیم آن آشنا شود. به‌عنوان نمونه با خواندن یک سوره می‌توان از مبدأ و معاد و تاریخ گذشتگان مطلع شد و به کسب عبرت و اخلاق نیکو و آموزه‌های برجسته پرداخت و درعین‌حال، قسمتی از احکام و دستورات قرآن را درباره عبادات و معاملات فراگرفت. این مطالب درحالی به‌دست می‌آید که نظم سخن آسیبی ندیده و تناسب و اقتضای حال در همه‌جا رعایت شده است. (17)

علاوه‌بر آن، بیان قرآن بیشتر به سبک گفتاری می‌ماند تا سبک نوشتاری. کلام گفتاری در مقایسه با کلام نوشتاری، تا حدود بیشتری متناسب با احوال اقتضائات مخاطب بیان می‌شود و پراکندگی‌های ظاهری، مکث‌ها، انقطاع‌ها نه‌تنها عیب نیست، بلکه حسن و بلاغت به‌شمار می‌رود (18)

۳- ادعای وجود تناقض در قرآن

سروش مدعی است که در قرآن مواردی از تناقض وجود دارد! که این امر بیانگر نشأت گرفتن متن قرآنی از سوی شخص پیامبر اسلام و بر مبنای رویای مشاهده شده، است. چه، آن حضرت رویای خویش را براساس آگاهی‌های زمانه روایت کرده است؛ حال آنکه امروز روشن شده که آن آگاهی‌ها درست نبوده و مختص زمانه بوده است! لذا گوید: «این رویا و رویت گرچه سراپا قدسی و الاهی بود، ملون به الوان طبیعت و مقدر به اقدار بشریت هم بود که جان تا در کالبد است، احکام کالبد بر او جاری است و نفس تا در طبیعت است، شئون طبیعت با اوست». (19)

واقعیت آن است که هیچ تناقضی در قرآن وجود ندارد. همه عبارات به ظاهر مخالف یکدیگر، قابل جمع بوده و سر از تناقض درنمی‌آورند. به‌عنوان مثال میان آیات: «لایُسئَل عَمّا یَفعَل»،(انبیاء، 23) «رُسُلا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یکونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّه حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّه عَزِیزا حَکیما»‌،(نساء، 165) «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّک مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهورِهمْ ذُرِّیتَهمْ وَ أَشْهدَهمْ عَلی أَنْفُسِهمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکمْ قالُوا بَلی شَهدْنا ان تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کنَّا عَنْ هذا غافِلِین»، (اعراف، 172) هیچ تناقضی وجود ندارد و برعکس هر سه آیه موید یکدیگرند. اولا همان‌طور که صاحب‌المیزان نیز تصریح کرده است، خداوند متعال از آن جهت مورد سوال و مواخذه واقع نمی‌شود که مالک و صاحب اختیار همه جهانیان است و کسی توان مواخذه او را ندارد‌(20) ثانیا از آنجا که خدا حکیم است، حکمت او اقتضای ارسال رسل و آگاه کردن بنی‌آدم را دارد. از سویی در آیه اول بحث بازخواست و پرس‌وجو از خداوند مطرح است که هیچ‌کس را نسزد که خداوند را بازخواست کند؛ لکن در دو آیه دوم بحث عذر و بهانه داشتن برای انجام دادن یا ندادن اعمال است که اگر پیامبران به‌سوی بشریت روانه نمی‌شدند چه بسا در پیشگاه خداوند انسان‌ها عذری برای ارائه داشتند و براساس آن می‌توانستند خود را از خشم الهی برهانند. بدین‌سان هیچ تناقضی بین این دسته از آیات نیست. سایر موارد ذکر شده توسط سروش هم از این قبیل هستند. البته از آنجا که پندار وجود تناقض در قرآن شبهه‌ای قدیمی است، مفسران و دانشمندان اسلامی در کتب تفسیری و دیگر تالیفات به آن پاسخ درخور و روشنی داده‌اند (21) به‌عنوان نمونه‌ای دیگر وی بدون توجه به سبک ویژه قرآن در بیان موضوعات مشابه در سور مختلف، تقدم و تأخر طرح موضوع سجده بر آدم را در سوره بقره(آیه34) و سوره اعراف(آیه11)، تناقض می‌پندارد؛ حال آنکه موضوع آفرینش حضرت آدم و سجده فرشتگان بر او در سور مختلف متناسب با موضوع هر سوره مطرح شده و هیچ تناقض واقعی میان آنها وجود ندارد.

چرا نظریه زبان رویایی نزد مسلمانان ناموجه است؟

دکتر سروش می‌نویسد: مومنان به هر دلیل که وحی نبوی را حجت می‌دانند، خواب نبی را هم که عین وحی اوست، باید معتبر بشمارند. گرچه رویا خواندن وحی، راه را برای تصور صحیح آن (و شاید هم تصدیق آن) هموارتر خواهد کرد. (22)

اما مشکل مسلمانان اعتباربخشی به خواب و رویای نبوی نیست؛ چراکه مسلمان براساس آموزه‌های قرآن و حدیث به رویای پیامبران به‌مثابه وحی ایمان دارند. مشکل آنجاست که بدون هرگونه استدلال استوار و با وجود اشارات بسیار در کتاب آسمانی، تمام ارتباط‌های وحیانی پیامبر از نوع رویا دانسته شود و به‌جای تفسیر و تأویل آن نیاز به تعبیر آن باشد! امری که قرآن را از کارکرد اصلی هدایتی خویش کلا خارج و آن را در شمار کتب پر راز و رمز و معماگون می‌نشاند.

بنابراین هرچند صاحب نظریه مدعی است: نظریه و صورت‌بندی نوین وی در پدیدارشناسی وحی، درک مومنان را از فرآورده وحی، آسان‌تر و ژرف‌تر خواهد کرد و خصلت سمعی‌-بصری آن را فاش خواهد کرد. چراکه قرآن در این صورت‌بندی سخنانی بی‌پرده و بی‌استعاره و به زبان عرفی (نه عرفانی)؛ و درعین‌حال همچون دیگر خواب‌ها محتاج تعبیر است(23). لکن باید گفت: برخلاف ادعای وی، طرح و توجیه جدید او پیرامون وحی آسمانی، تعالیم پیامبر گرامی را برای مسلمانان بسیار نامأنوس‌تر و سخت‌پذیرتر می‌کند و از ابهت و عظمت آن سخت می‌کاهد. مثلا صاحب این نظریه مدعی است: آنچه در رویای پیامبر درخصوص احکام می‌گذرد، مناظر بهشت و جهنم و احوال بهشتیان و جهنمیان است و لاغیر. دوزخیان را اهل تخاصم، شرک، فواحش و نفاق می‌بیند، و لذا اعمال‌شان را حرام می‌کند؛ و بهشتیان را اهل طاعت، صوم، انفاق، جهاد و... می‌بیند، و لذا اعمال‌شان را ایجاب می‌کند.‌(24) و با توجه به اوصاف اخروی دوزخیان می‌گوید: چنان نیست که این آیات (و نظایر بسیار آنها) از آینده ناآمده دوزخیان خبر دهند و کسی به پیامبر گفته باشد که عاقبت منافقان چنان است، بلکه پیامبر مکرم این احوال و صور را در رویاهای قدسی خویش دیده و تبعا به تشریع صلات، زکات و... دست برده است.(25)

همه این ادعاها بدون هرگونه پشتوانه علمی و دینی و نه صرف ادعا، بلکه اتهامی است که ایشان با توجه به درک خویش یا متأثر از متفکران غربی و غیرغربی در ارتباط با وحی محکم و مفصل الهی مطرح می‌کند.


آیا نظریه رویای رسولانه با هیچ ظاهر قرآنی معارضه ندارد؟

صاحب نظریه بر آن است که نظریه‌اش با هیچ ظاهر قرآنی معارضه ندارد و مطابق با روایاتی که رویای پیامبران را وحی می‌نامد می‌توان از این مدل بدون تکلف بهره برد و لااقل رویا بودن بخشی از قرآن را تایید و تصدیق کرد.(26) اما برخلاف این باور خوشبینانه، باید گفت نظریه رویای رسولانه با بیشتر ظواهر آیات و صریح بخش بسیار زیادی از آیات دیگر در تعارض است. آیاتی که اشاره به دریافت کلام و قول و کتاب از سوی پیامبر دارند، آیاتی که در آنها پیامبر مورد خطاب (تایید و مواخذه) است، آیاتی که به چاره‌سازی و بیان توجیه و راهگشایی درباب وقایع رخ داده در دوران رسالت می‌پردازند، آیاتی که به‌صورت پس‌گویانه مطالب غیبی بسیاری از گذشته‌های دور را از ماجراهای زندگی پیامبران و اقوام آنها بیان می‌کند، آیاتی که نکات بلند معرفتی و حکمی بسیاری را بر فراز و فراتر از سطح زمان و مکان عرضه می‌دارند، آیاتی که از بی‌اطلاعی و بی‌سوادی رسول گرامی سخن می‌گویند، آیاتی که مناظر شگفت اخروی را به زیباترین شکل ممکن به تصویر می‌کشند، آیاتی که به بهترین صورت و بیان به طرح صفات و شئون الهی می‌پردازند، آیاتی که در قالبی متین و مستدل شرایع و اخلاقیات را توضیح می‌دهند و... همه و همه با فرضیه رویای رسولانه سخت در تعارض هستند.

اما چنان‌که پیشتر نیز گفته شد هرچند اصل وحی نامیدن رویای پیامبران در بخشی از روایات مطرح است؛ لکن هیچ دلیل روشنی دراختیار نیست که مقصود از این قسم از وحی، وحی قرآنی باشد بلکه تناسب آن با وحی غیرقرآنی و وحی بیانی اولی است. تازه براساس همین ادعا وی تنها بخشی از وحی قرآنی را برمبنای رویا فرض می‌کند! حال که چنین است، چرا نزول همه وحی را برمبنای نظریه غیر رویا و دریافت کلام که مبنای و مرکب پذیرفته شده در سیره صحیح مسلمین از صدر اسلام تاکنون است فرض نکنیم؟ چرا بدون سند، ساز جدیدی کوک کنیم!

آیا قرآن را «خوابنامه» نامیدن و آن را نیازمند «خوابگزار» دانستن با جهت‌گیری هدایتی و معرفت‌بخشی قرآن در تعارض نیست؟

صاحب نظریه رویای رسولانه مدعی است که قرآن «خوابنامه» پیامبر است که به زبان عرفی بیان ‌شده‌؛ لذا نیازمند «خوابگزاری» است و این خوابگزاری گرچه شبیه تأویل است، اما همان نیست و آنان که تن به تأویل داده‌اند و دست از ظاهر کلام برداشته‌اند، ناخواسته به خوابگزاری نزدیک شده‌اند. (27) باید گفت: با وجود اینکه صاحب نظریه از خدشه وارد نکردن دیدگاهش با جهت‌گیری‌های رسالت پیامبر سخن می‌گوید؛ ولی این نظریه به بدترین شکل ممکن جهت‌گیری هدایتی و معرفت بخشی و الهام بخش قرآن کریم را با شبهه و ابهام مواجه می‌سازد و به‌کلی آن را از دسترس اقشار گونا‌گون مسلمان بلکه بشریت خارج می‌سازد. معبران خوابنامه قرآن را از میان چه صنفی ‌باید یافت؟ کدام تعبیرخواب‌های ارائه شده قابل‌پذیرش است و کدام نیست؟ در ترجمه و تفسیر وحی بر مبنای لغت، سیاق و سایر نشانه‌های درونی و برونی، می‌توان درباره ترجمه‌ها و تفسیرهای ارائه شده از سوی مفسران و مترجمان نظر داد و به رد و پذیرش آنها اقدام کرد.

آیا معبران وحی قرآن نباید خود نیز تجربه‌های رویایی همسان با سطح رویاهای پیامبر داشته باشند تا از پس تعبیر آن برآیند؟ اوصیای معصوم پیامبر که راهنمایان راستین طریق مسلمانی از پس حضرت رسول هستند و بسیاری از اندیشمندان فریقین بر طهارت و دانش‌شان صحه گذاشته‌اند، هیچ‌گاه از خوابنامه بودن قرآن و ضروت خوابگزاری برای آن سخن نگفته‌اند و خود نیز در مقام خوابگزاری برای آن برنیامده‌اند.

شاعران و عارفان که دکتر سروش بسیار می‌کوشد وحی پیامبران را از سنخ سخن آنان -البته در سطحی بالاتر- بداند، هیچ‌گاه از ضرورت خوابگزاری برای اشعار و الهامات خویش سخن نگفته‌اند. بدین‌سان می‌توان نتیجه گرفت که نظریه رویای رسولانه، رویایی بیش نیست و در برابر استدلال‌ها و قرائن بسیاری که در صفحه صفحه آیات قرآن، خلاف آن وجود دارد، رنگ می‌بازد و یارای مقاومت ندارد و البته براساس آیات قرآن می‌توان گفت که منشأ این نظریه‌پردازی‌های سست، عدم‌دسترسی افراد غیرمعصوم به جایگاه فرازمندی است که پیامبران در آن موقعیت بلند وحی الهی و رسالی را از دستان مقدس عوامل غیبی دریافت می‌کنند: «و إنَّک لَتُلَّقَی القُرآنَ مِن لَدُن حَکیم عَلیم» (نمل/6)(والله اعلم)

در این مقال امکان طرح همه شبهات پیرامون نظریه رویای رسولانه ممکن نبود؛ لذا دیگر ابهام‌های مطروحه در مجال دیگری قابل طرح و پاسخگویی است.


پی‌نوشت‌ها:
(1) نک: سیوطی، جلال الدین (1421ق). الاتقان فی علوم القرآن، بیروت: دارالکتب العربی، ج۱/ ۱۶۸.
(2) ابن بابویه، 1376ش: امالی، تهران: کتابچی، ص545. همو، التوحید، 1398ق: قم، جامعه مدرسین.
(3) نک: سید قطب، (1425ق)، فی ظلال القرآن، بیروت: دار الشروق، ج4 / 2353. علامه طباطبایی، (1390ق) المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: موسسة الاعلمی للمطبوعات، (ج14/ 214و...).
(4) احمد بن حنبل، (بی تا) المسند، بیروت: دار صادر، ج4/ 131. ابو داود، (1410ق) السنن، تحقیق و تعلیق: سعید محمد اللحام، بیروت: دار القکر للطباعة و النشر، ج2/ 392).
(5) ولی‌الله دهلوی، حجه‌الله البالغه، ج۱/ ۷۹ به نقل از: محسن آرمین؛ (1392ش)، مقاله «پاسخی به دکتر سروش؛ ابهام در مفاهیم، ناتوانی در تطبیق»، 5-5-97ش، پایگاه اینترنتی مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی.
(6) محسن آرمین، همان.
(7) عبدالکریم سروش، (1392ش) محمد(ص)؛ راوی رویاهای رسولانه(2)
(8) همان.
(9) همان.
(10) «الرُّویا الصَّالِحَةُ جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَأَرْبَعِینَ (أو سبعینَ) جُزْءا مِنَ النُّبُوَّةِ». کلینى، (1429ق)، الکافی، قم: دار الحدیث، ج15/ 223. ابن بابویه، (1413ق)، من لا یحضره الفقیه، قم: دفتر انتشارات اسلامى، ج‏2، ص 585. ابن ابی جمهور احسائی، (1405ق) عوالی اللئالی العزیزه فی الاحادیث الدینیه، قم: دار سید الشهداء للنشر، ج‏1؛ ص162. محمد بن اسماعیل بخاری، الصحیح، 1422ق، بی‌نا، بی‌جا ج9/ 31.
(11) «رُویا الْأَنْبِیاءِ وَحْی». شیخ طوسی، 1414ق: امالی، قم: دار الثقافه، ص338.
(12) یوسف/5. فتح/27. انفال/3. إسراء/60.
(13) سیوطی، همان، ج 1/ 103.
(14) همان.
(16) جعفر نکونام؛(1392ش)، نقد نظریه رویاهای رسولانه، سایت مدهامتان. با تصرف
(17) سروش، محمد(ص)؛ راوی رویاهای رسولانه(2)
(18) نک: سید ابوالقاسم خویی، (1382ش) البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه هاشم‌زاده هریسی و نجمی، تهران: وزارت ارشاد، ص143 و 144.
(19) عبدالکریم سروش، همان
(20) طباطبایی، همان، ج14/ 270
(21) برای نمونه رک: «تنزیه القرآن عن المطاعن» اثر قاضی عبدالجبّار معتزلی، «البیان» آیت‌الله خویی و کتاب: «شبهات و ردود» آیت‌الله معرفت.
(22) عبدالکریم سروش؛ محمد(ص)؛ راوی رویاهای رسولانه(3)
(23) همان.
(24) عبدالکریم سروش؛ مقاله محمد(ص)؛ راوی رویاهای رسولانه(4)
(25) همان.
(26) همان.
(27) عبدالکریم سروش؛ محمد(ص)؛ راوی رویاهای رسولانه(5)

 

* نویسنده : سیدحسین امامی روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها