• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۱۵
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
حرف آزاد دانشجو

خداحافظی وزیر بهداشت و چند نکته

وزارت بهداشت در برهه کنونی باید پاسخگوی این سوءتدبیر‌ها باشد و راه‌حلی برای برون‌رفت از چاه ویل طرح تحول سلامت ارائه دهد وگرنه بحران‌هایی که در آینده به وجود می‌آیند، شدید‌تر از بحران‌های اقتصادی کنونی خواهند بود.

خداحافظی وزیر بهداشت و چند نکته
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، این روز‌ها که وزیر بهداشت از دولت رفته است و افراد و تشکل‌های مختلف سیاسی، علمی و دانشجویی در رابطه با آن موضع‌گیری می‌کنند، خوب است نگاه دقیق‌تری نسبت به عملکرد وزارت بهداشت داشته باشیم. یکی از مهم‌ترین شاخص‌های جهانی سلامت و رفاه اجتماعی مساله پرداخت از جیب (Out of packet) است که به معنای هزینه‌ای است که هرکدام از افراد جامعه به صورت مستقیم برای درمان پرداخت می‌کنند. متوسط پرداخت از جیب مردم در سال 92 حدود 50.5 درصد ارزیابی شد، درحالی که متوسط شاخص جهانی آن 17.9 درصد بود. دولت یازدهم با هدف تحقق عدالت در سلامت و افزایش دسترسی مردم به خدمات بهداشت و درمان در سال 1393 طرحی را با نام «طرح تحول سلامت» به اجرا درآورد. این طرح در چهار گام تدوین شد:

۱- بهبود دسترسی، استطاعت‌پذیری و کیفیت درمان
۲- افزایش خودمراقبتی
۳- واقعی‌سازی تعرفه‌ها
۴- تحول در آموزش پزشکی

همزمان با افزایش بودجه وزارت بهداشت از  19هزار میلیارد تومان در سال 92 به 36 هزار میلیارد در سال 93، طرح تحول سلامت شروع شد!

ابتدای کار موفقیت‌های بزرگی در گام‌های اول و دوم نصیب کشور شد. افزایش پوشش بیمه سلامت ایرانیان از حدود دو میلیون نفر به 10میلیون و 500 نفر که 4/4 میلیون نفر آن از قبل بیمه‌های دیگر داشتند، کاهش پرداخت از جیب مردم و افزایش سهم سازمان‌های بیمه‌ای، کاهش پرداخت از جیب مردم در بخش بستری دولتی، عدم‌ارجاع بیماران به خارج از بیمارستان برای تهیه دارو و ملزومات، ترویج زایمان طبیعی، پوشش نیازهای دیده‌نشده بیماران بی‌بضاعت، حمایت از ماندگاری پزشکان در مناطق محروم، ارتقای کیفیت هتلینگ در بیمارستان‌های تحت پوشش وزارت بهداشت، گسترش پوشش خدمات هوایی اورژانس، بازسازی خانه‌های بهداشت و ساخت 700 خانه بهداشت و ورود در بحث آموزش بهداشت عمومی از کارهایی بود که در آن دوران صورت پذیرفت.  اما این طرح در ادامه به دلیل عدم‌بررسی درست زیرساخت‌ها، توجه‌نکردن به قوانین بالادستی، عدم‌بررسی منابع پایدار مالی و درنظرنگرفتن پیامد‌های اجتماعی رفته‌رفته تبدیل به تهدیدی برای جامعه شد که در ادامه به آن می‌پردازیم. وزارت بهداشت در برنامه‌ریزی طرح تحول سلامت تمرکز خود را بر بحث درمان قرار داد و با افزایش تخت‌های بیمارستانی و تاکید بر خدمات بستری خود‌به‌خود اقبال مردم را برای بستری‌شدن در بیمارستان‌ها زیاد کرد. در سخنی ساده وقتی بیمار می‌بیند بستری‌شدن و مداخله‌ درمانی مانند جراحی برایش هزینه ‌چندانی ندارد، حاضر است به‌راحتی بستری شود و تحت معالجه قرار بگیرد. از سمت دیگر درمان‌های القایی نیز افزایش پیدا کرد؛ یعنی پزشک نیز به‌راحتی بیمار را بستری کرده و تحت درمان قرار می‌داد. گام سوم طرح تحول این مشکل را تشدید کرد؛ زیرا وزارت بهداشت با بهانه کاهش زیرمیزی پزشکان و واقعی‌کردن تعرفه‌ها، آنها را در دور اول 120درصد افزایش داد که این افزایش تعرفه‌های خدمات برای پزشکان، منجر به تشدید درمان‌های القایی شد.

عدم‌توجه به زیرساخت آنجایی معنا پیدا می‌کند که وزارت بهداشت درحالی که موظف به تشکیل پرونده الکترونیک سلامت در تمام ابعاد بود، آن را اجرا نکرد، کاری که می‌توانست هزینه‌ها را تا 30 درصد کاهش بدهد و راهنماهای بالینی که به اذعان همه کارشناسان می‌توانست درمان‌های القایی را با درصد بالایی کاهش دهد، عملیاتی نشد.  در بحث عدم‌توجه به قوانین بالادستی مواردی وجود دارد؛ ازجمله این موارد می‌توان به چالش قانونی این طرح درمورد مواد 32 تا 38 قانون برنامه پنجم توسعه درخصوص سلامت و بیمه پایه اشاره کرد. بند «ج» ماده 32 قانون برنامه اعلام می‌کند که «سامانه خدمات جامع و همگانی سلامت» باید به‌گونه‌ای اجرا می‌شد که موارد زیر را در اولویت قرار می‌داد: «مراقبت‌های اولیه سلامت، محوریت پزشک خانواده و نظام ارجاع، سطح‌بندی خدمات، خرید راهبردی خدمات و پرداخت مبتنی‌بر عملکرد به جای پرداخت نظام کارانه‌ای.» درنظرنگرفتن منابع مالی پایدار از دیگر اشتباهات جدی این طرح بود که هر سال با افزایش هزینه‌های درمان بدهکاری‌های وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی را افزایش می‌داد. بر اثر عوامل افزایش هزینه‌ها که بالاتر توضیح‌شان رفت، روزبه‌روز تقاضا بیشتر می‌شد ولی عرضه به دلیل نبود نقدینگی دچار اشکال شد.

پزشکانی که به‌علت افزایش تعرفه‌ها و همین‌طور افزایش پوشش بیمه‌ای در بخش بستری تا دیروز درمان‌های القایی خود را چندبرابر کرده بودند، حال منتظر پرداخت کارانه‌هایشان توسط سازمان‌های بیمه‌ای و دولت بودند اما اعتباری برای پرداخت وجود نداشت. دارو‌هایی که تا دیروز به دلیل افزایش پوشش بیمه‌ای به وفور تجویز و پخش می‌شدند، حالا به دلیل بدهکاری بیمارستان‌ها به شرکت‌های پخش دارویی دیگر یافت نمی‌شدند. بیمه تامین‌اجتماعی، سلامت ایران و دیگر بیمه‌ها که سهم درمانی‌شان زیاد شده بود، با افزایش افسارگسیخته هزینه‌های درمان مواجه و مجبور شدند از دیگر منابع مالی خود استفاده کنند اما این هزینه‌ها پایان نگرفت بلکه بیشتر شد و بیمه‌ها را به کام ورشکستگی کشاند. وزارت بهداشت که دچار چنین بدهکاری عظیمی شد، تصمیم به کاهش پوشش درمانی بیمه سلامت گرفت و رسما اعلام شد دارندگان بیمه سلامت تنها می‌توانند به مراکز درمانی مجاز دولتی مراجعه کنند. پوشش دارویی بیمه‌ها کاهش پیدا کرد ولی بدهکاری‌ها همچنان ادامه یافت. در سال 96 وزارت بهداشت اقدام به پخش اوراق قرضه به اعتبار هشت هزار میلیارد تومان کرد؛ یعنی استقراض رسمی! که این اوراق شبه‌ربوی هر سال بر مقدارشان افزوده می‌شود.  مطالبی که عنوان شد تنها قسمتی از فاجعه‌ای است که امروز درحال رخ‌دادن است؛ فاجعه‌ای که به‌زودی گریبانگیر مردم جامعه می‌شود و زمانی توسط مردم لمس می‌شود که دیگر دیر است و اگر وزارت بهداشت با همین رویکرد ادامه بدهد و تصمیم به اجرای سیاست‌های درست نداشته باشد، تبدیل به یک معضل خواهد شد. وزارت بهداشت در برهه کنونی باید پاسخگوی این سوءتدبیر‌ها باشد و راه‌حلی برای برون‌رفت از چاه ویل طرح تحول سلامت ارائه دهد وگرنه بحران‌هایی که در آینده به وجود می‌آیند، شدید‌تر از بحران‌های اقتصادی کنونی خواهند بود. منتقدان و کارشناسان راه‌حل‌های مناسبی را برای برون‌رفت از این مساله مطرح کرده‌اند که در متن نیز به آنها اشاره شد.

 

* نویسنده : امیرحسین محمودی دانشجو

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها