• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۱۲
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
نگاهی به فیلم «یاسمین غمگین» از وودی‌آلن

بورژوای غمگین

حکایتی که در فیلم «یاسمین غمگین» بیان می‌شود، حکایتی از بحران روحی و اجتماعی طبقه مرفه جامعه است

بورژوای غمگین
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، - یاسمین: «... همیشه می‌خواستم در زندگی کار بزرگی بکنم. من پرانرژی بودم. نه اینکه فقط بروم خرید کنم و میهمانی بروم و... . چند مرکز خیریه برای افراد فقیر را اداره می‌کردم. برای مدرسه‌ها و موزه‌ها پول جمع‌آوری می‌کردم. می‌دانید؟ ثروت مسئولیت می‌آورد! من مثل خیلی از این به‌اصطلاح دوستانم، فقط یک مصرف‌کننده تهی‌مغز نبودم. البته نمی‌گویم که از خرید لباس بدم می‌آمد...»

فیلم سینمایی «یاسمین غمگین» یا «جاسمین غمگین» - Blue Jasmine- اگر بهترین کار وودی آلن نباشد، قطعا یکی از بهترین کارهای او و اثری است که به‌ویژه بین منتقدانی با گرایش‌های متنوع، محبوبیت پیدا کرد. هرچند وودی آلن خود در این اثر بازی نمی‌کند ولی فرم کلی اثر را خیلی هم متفاوت از دیگر آثار او نمی‌توان دید. با این ‌حال احترام بیشتر او به «بیان درست یک قصه» از سویی و «صداقت او در شرح یک ماجرای فرهنگی-اجتماعی» از سوی دیگر، در کنار «انتخاب خوب بازیگران»، ممکن است این جایگاه ویژه را برای فیلم به‌دست آورده باشد. ما البته نمی‌توانیم به‌راحتی ادعا کنیم با فیلمی روبه‌رو هستیم که برای مقاصد فلسفی ساخته شده است، اما این فیلم در میانه‌ای از فلسفه و جامعه‌شناسی قابل تفسیر است و اتفاقا در این میانه از عهده بیان نسبی آنچه در نظر دارد، برآمده است.

آنچه در بالا ذکر شد بخشی از دیالوگ یاسمین در دوره افسردگی خود است که خطاب به فرزندان خواهرخوانده‌اش ایراد می‌کند. بعد از دستگیری یاسمین، شوهر ثروتمند و کلاهبردارش از او جدا شد. با این دستگیری و جدایی، او ناگهان از یک طبقه مرفه ساکن منهتن تبعید شد به سانفرانسیسکو و منزل خواهرخوانده طبقه متوسطش تا بلکه بتواند شغل و زندگی جدیدی برای خود بیابد...

حکایتی که در فیلم «یاسمین غمگین» بیان می‌شود، حکایتی از بحران روحی و اجتماعی طبقه مرفه جامعه است. شاید در بادی امر به‌نظر برسد جایگاه و عملکرد طبقه مرفه جامعه آمریکا و نماد آن «منهتن»، با جامعه ایرانی زمین تا آسمان متفاوت است، اما درعین بدیهی‌بودن تفاوت‌های این دو جامعه، می‌توان با دقت بیشتر، جوانبی از ماجرای این فیلم را در ارتباط با بحران‌های اجتماعی مرتبط با طبقه متوسط شهری و طبقه مرفه شهری در دیگر کشورها از جمله ایران هم فهمید.

یاسمین از ابتدا یک فرد ثروتمند نبوده است؛ هرچند همیشه سودای «ترقی» داشته و شاید براساس همین سوداست که گویی روزی عاشق یک تاجر ثروتمند می‌شود. این باعث می‌شود یاسمین در جریان یک زندگی جدید قرار بگیرد و غرق در آن شود. در این صورت زندگی جدید، نه اینکه یاسمین صرفا مصرف‌کننده متفاوتی باشد، بلکه اصلا مبدل به شخصیتی «مصرف‌کننده» می‌شود. او دائما در‌حال مصرف‌کردن است و این فقط مصرف‌کردن کالاها یا به قول خودش لباس‌ها نیست، بلکه حتی مصرف‌کردن الفاظ و نشانه‌های فرهنگی هم، بخشی از زندگی یاسمین، یا صریح‌تر بگوییم، بخشی از زندگی یک انسان مرفه تیپیکال در «جامعه مصرفی» است. جامعه مصرفی از نظر بودریار، فیلسوف فرانسوی، آخرین تطور نظام سرمایه‌داری است و در آن ضمن اضمحلال هر امر متعالی و استعلایی، مصرف کردن، مبدل به مهم‌ترین ارزش می‌شود.

یاسمین نماینده این نوع زندگی خاص است. ویژگی اصلی این زندگی، ابدا رفاه نیست، هر چند رفاه و ثروت شرط لازم تحقق این زندگی است و معمولا مشوق مهمی برای چنین اتفاقی به شمار می‌رود. خصوصیت مهم این صورت از زندگی، از دست دادن توان احساس واقعیت‌های انضمامی زندگی به نفع آموزه‌های انتزاعی جامعه مصرفی است که اغلب خود را در شکل مدهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... نشان می‌دهند. کسی که در چرخه این زندگی مصرفی گرفتار می‌شود، اسیر مناسباتی می‌گردد که در آن، همه‌چیز از قبل براساس یک پرستیژ کمابیش کلاسیک و کلیشه‌های قلابی آن، معین شده است. این کلیشه‌های قلابی، کلیشه‌هایی است که ارتباط انضمامی انسان را با دیگران و با چیزها قطع می‌‌کند و آن را با ادبیاتی توخالی و روابطی مبتنی‌بر بازار مصرف و تولید جایگزین می‌کند. پایه‌ای‌ترین احساسات و روابط انسانی مانند تعهد زوج‌ها به یکدیگر یا غمخواری و همکاری برای خواهر، یا صداقت در توضیح شرایط خود قبل از یک زندگی جدید، در این نوع روابط کلیشه‌ای از بین می‌روند یا شکلی دروغین پیدا می‌کنند.

طبقه هدف در جامعه مصرفی، اقشار مرفه و سپس طبقه متوسط هستند. رفت و آمد بین این دو طبقه، امروز چیزی طبیعی است. یاسمین از طبقه متوسط به مرفه انتقال یافته است و سپس در شرایطی که «شکست عشقی» را تجربه می‌کند، شکستی که به‌شدت مربوط به اقتضائات زندگی در طبقه مرفه است، دوباره به طبقه متوسط برمی‌گردد و حال آن که ابدا آمادگی فهم اقتضائات زندگی واقعی را ندارد. یاسمین نه‌تنها روان و زندگی خود را ویران می‌کند، زیرا آمادگی ندارد تا از حصر شرایط زندگی مرفه دور شود، بلکه حتی زندگی اطرافیان خود را هم ویران می‌کند. او هیچ فایده‌ای برای زندگی پسرخوانده‌اش ندارد. خواهرش را به خاطر زیاده‌خواهی‌ها، بی‌اعتنایی‌ها و محافظه‌کاری طبقاتی‌اش نابود می‌کند. او نه‌تنها زندگی قبلی خواهرش را ناخواسته نابود می‌کند، حتی در زندگی بعدی او و در شرایط ورشکستگی نیز، همچنان نقش مخرب دارد و این تخریب را آنچنان ادامه می‌دهد تا خواهرش بین او و زندگی مناسب یکی را انتخاب کند.

ژست مرفه‌بودن و از آن مهم‌تر، ژست «متمدن بودن» -که در فیلم چند‌بار بر آن تاکید و طبعا به شکلی هجو می‌شود- همه ژست‌هایی هستند مقوم این تخریب فردی و اجتماعی. تخریبی که هم زندگی اقتصادی و اجتماعی دیگر طبقات جامعه را تهدید می‌کند، هم حتی می‌تواند زندگی شخصی خود انسان مصرف‌گرای طبقه مرفه را تحت‌الشعاع قرار دهد.

دلالت‌های تکان‌دهنده فیلم یاسمین غمگین، برای هر کسی که در ایران زندگی می‌کند، آنقدر روشن است که نیازی به توضیح بیشتری ندارد. کشور ما نیز امروز یک بحران فراگیر اجتماعی و اقتصادی ناشی از حضور طبقه مرفه را شاهد است. طبقه‌ای که به سرعت و به صورت آنی ارتقای اقتصادی و نیز تغییر سریع و بی‌وقفه الگوهای مصرف و الگوی زندگی را تجربه می‌کند و ضمن این تجربه، او را به این باور رسانده‌اند که مظهر فهم، دانش، تمدن، عقلانیت و... است و دست بر قضا در همه این ابعاد، تخریب می‌کند و تخریب می‌شود.

 

* نویسنده : سیدمهدی ناظمی‌قره‌باغ پژوهشگر فلسفه

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها