• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۸
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
گفت‌وگو درباره آموزش و پرورش و عدالت آموزشی در مجله تصویری علوم انسانی «زاویه»

«رقابت» در مدرسه‌داری؛ اسلامی یا سرمایه‌داری

مجله تصویری علوم انسانی «زاویه» با موضوع «آموزش و پرورش ایران و آزمون عدالت آموزشی» با حضور حجت‌الاسلام ذوعلم و دکتر مهرمحمدی همراه با پرسشگری حبیب‌الله رحیم‌پور ازغدی چهارشنبه از شبکه ۴ سیما پخش شد.

«رقابت» در مدرسه‌داری؛ اسلامی یا سرمایه‌داری
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، مجله تصویری علوم انسانی «زاویه» با موضوع «آموزش و پرورش ایران و آزمون عدالت آموزشی»  با حضورحجت‌الاسلام والمسلمین علی ذوعلم، عضو هیات‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و دکتر محمود مهرمحمدی، رئیس هیات‌مدیره انجمن مطالعات برنامه درسی ایران، همراه با پرسشگری حبیب‌الله رحیم‌پور ازغدی، دانشجوی دکتری فلسفه آموزش و پرورش، چهارشنبه پنج دی ‌1397 از شبکه ۴ سیما پخش شد. در ادامه مشروح این گفت‌و‌گو را خواهید خواند.


با برنامه‌ای دیگر از سری برنامه‌های زاویه در خدمت شما هستیم تا به موضوع عدالت آموزشی در آموزش‌وپرورش ایران بپردازیم. سوال اصلی برنامه امشب این‌ است که آموزش‌وپرورش ایران در آزمون عدالت آموزشی چه نمره‌ای را کسب می‌کند؟ در این برنامه با همراهی جناب آقای دکتر محمود مهرمحمدی، عضو هیات‌علمی دانشگاه تربیت مدرس و دکتر علی ذوعلم، عضو هیات‌علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در خدمت شما خواهیم بود.

مهرمحمدی: از فرصتی که برای گفت‌وگو درباره مساله آموزش‌وپرورش فراهم کردید، خیلی متشکرم. [این بحث] شاید مهم‌ترین، زیربنایی‌ترین و راهبردی‌ترین مساله برای هر جامعه‌ای و از جمله جامعه اسلامی ماست. خدمت بینندگان عزیز هم عرض سلام و ادب دارم و تسلیت عرض می‌کنم؛ اتفاق بسیار ناگوار و ناخوشایندی که برای تعدادی از دانشجویان افتاد که متاسفانه در یک سانحه جان خود را از دست دادند. به خانواده‌هایشان تسلیت عرض می‌کنم.  بحث اصلی در موضوع عدالت آموزشی این است که وقتی بچه‌ها به مدرسه می‌روند و این پوشش تحصیلی فراهم می‌شود در مدرسه چه اتفاقی می‌افتد. اگر عدالت را از منظر کیفیت بخواهیم نگاه کنیم، به باور من نمره قبولی به آموزش‌وپرورش نمی‌توانیم بدهیم. باید چاره‌یابی و ارائه راه‌حل کنیم که حتما به آنها هم خواهیم پرداخت؛ اما واقعا ناعادلانه‌ترین اتفاق این است ما نتوانستیم فرصت‌های آموزشی، یادگیری، رشد و تربیتی مناسب در راستای تحقق اهدافی که در آموزش‌وپرورش باید آنها را دنبال کنیم در هیچ یک از ابعاد علمی، دینی و مهارتی فراهم کنیم. [درواقع نتوانستیم] فرصت‌های یادگیری و رشد برخوردار از کیفیت و پاسخگو به نیازهای متربیان جامعه، همراه با بهره‌گیری از فناوری‌های روز و روش‌های روزآمد را فراهم کنیم.

آقای دکتر ذوعلم شما هم بفرمایید به عدالت آموزشی در آموزش‌وپرورش ایران چه نمره‌ای می‌دهید؟ و اینکه ناعادلانه‌ترین وجه آموزش‌وپرورش ایران را چه می‌بینید؟

ذوعلم: خدمت همه بینندگان عزیز، جناب‌عالی و آقای دکتر مهرمحمدی سلام عرض می‌کنم. رحلت مرحوم آیت‌الله شاهرودی و ضایعه اسفناکی که برای تعدادی از دانشجویان رخ داده را تسلیت عرض می‌کنم.

فکر می‌کنم نمی‌شود آموزش‌وپرورش را از کل جامعه بدانیم و بخواهیم ببینیم در آموزش و پرورش چقدر عدالت آموزشی اتفاق افتاده است؟ فکر می‌کنم قبل از آن باید به عدالت درباره آموزش‌وپرورش فکر کنیم؛ یعنی [ببینیم] در کل جامعه ما، هم در سطح نگاه مردم، هم در توزیع امکانات و اعتبارات جامعه و هم در توجه دستگاه مسئول، اساسا چه مقداری نسبت به آموزش‌وپرورش عدالت اعمال می‌شود. به نظرم اگر آموزش‌وپرورش را منتزع از دیگر بخش‌های جامعه ببینیم، با توجه به تلاشی که در آموزش‌وپرورش صورت می‌گیرد، نمره‌ای که می‌دهیم، درست نیست. حقیقتا در آموزش‌وپرورش تلاش بسیار گسترده‌ای صورت می‌گیرد. از کف مدرسه گرفته که معلمان، مربیان و مدیران تلاش می‌کنند و زحمت می‌کشند. معلمانی داریم که گاهی 40، 50 کیلومتر مسیر طی می‌کنند تا به مدرسه برسند و هیچ توقع و انتظار مابه‌ازای مادی ندارند. گاهی برخی از این نمونه‌ها یک موقعی بروز پیدا می‌کند ولی متاسفانه معمولا دیده نمی‌شود. آن مقداری که در رسانه ملی بقیه مقولات مطرح و بزرگ شمرده می‌شود، آموزش‌وپرورش هنوز نتوانسته به جایگاه خود برسد و ظلمی از طرف رسانه‌ها به مقوله تعلیم و تربیت می‌شود. در جامعه یک بی‌عدالتی در توزیع منابع هست که این هم مساله مهمی است. به‌خصوص در نگاه دینی و انقلاب اسلامی، مهم‌ترین رسالتی که حاکمیت درباره جامعه دارد زمینه‌سازی برای رشد فرهنگی، تربیتی و معنوی جامعه است. [با این حال] واقعا در این مورد دچار یک نوع کم‌کاری مزمن هستیم. در نگاه خود جامعه به تعلیم و تربیت باز نگاه عادلانه‌ای وجود ندارد و کمتر عادلانه است. البته اگر بخواهم مقایسه کنم، بین نگاه کل جامعه و به‌خصوص بخش‌هایی از جامعه که احساس وظیفه بیشتری نسبت به بحث تعلیم و تربیت دارند، نسبت به دستگاه اجرایی کشور و دستگاه مسئول، نمره بیشتری می‌دهم. بناگذاری نظام آموزشی جدید در کشور بنا بر یک نقشه راهبردی بود که توسط کشورهای استعمارگر بر آموزش‌وپرورش ما [تحمیل شد]. این کشورها سیاست و اقتصاد ما را تحت تاثیر خود قرار داده بودند و درواقع پروژه آموزشی در کشور را یک بخشی از پروژه استمرار و تعمیق «دنباله‌رو‌ ‌بودن» ما نسبت به نظام سلطه غرب تعریف کرده بودند. متاسفانه همان نگاه در تاروپود آموزش‌وپرورش ما کم‌وبیش وجود دارد و هنوز نتوانستیم آن چرخش و تحول بنیادین را در جهت تغییر این مبنای نظری ایجاد کنیم. اگر بخواهم در این مورد نمره بدهم قطعا نمره کمتر از 10 خواهم داد. اساسا اگر ما تعلیم و تربیت را صرفا یک مقوله دولتی، (دولت به معنای قوه مجریه) تلقی کنیم، نگاه ناعادلانه‌ای به این مقوله داشته‌ایم. اگرچه حاکمیت باید یک نگاه کلان داشته باشد ولی نگاه دولتی را باید تعدیل کنیم و آن نگاه مردمی، دینی و انقلابی به آموزش‌وپرورش را خیلی تقویت کنیم. معتقدم تا وقتی‌که «جهاد آموزشی» در جامعه ما شکل نگیرد، نمی‌توانیم مساله آموزش‌وپرورش را حل کنیم. الان بحث بودجه سال 1398 در مجلس جریان دارد و متاسفانه گاهی زمزمه‌هایی را می‌شنویم که گویا باز قرار است ما به‌نحوی از منابع آموزش‌وپرورش بکاهیم یا آن را ثابت نگه داریم و به روش‌هایی دست بزنیم که نهایتا به کمترکردن کیفیت در آموزش‌وپرورش منتهی خواهد شد. [اگر چنین اتفاقی بیفتد] ممکن است که همین کیفیت آموزش‌وپرورش ما که درحد توقع نیست را هم تشدید کند. این خیلی موجب نگرانی است و باید نسبت به آن حساسیت داشته باشیم و به آن بپردازیم.

معمولا در تحلیل آموزش‌وپرورش کشور و نگاه کلان به آن از دوقطبی‌هایی یاد و بیان می‌شود که وضع امروز آموزش‌وپرورش ایران ناشی از یک سردرگمی بین این دوقطبی‌هاست؛ مواردی مانند کسری بودجه دولت‌ها و اصل 30 قانون اساسی یا نیاز به رشد کمی آموزش‌وپرورش و کیفی‌سازی فرآیندها و فضاهای آموزشی و پرورشی. مهم‌ترین تعارض را بین کدام دوقطبی می‌بینید که وضع ناعادلانه‌ای را برای آموزش‌وپرورش ایران رقم می‌زند؟

مهرمحمدی: بله. ما دربحث مربوط به تامین عدالت کیفی در آموزش‌وپرورش واقعا دچار یک تسلسل و دور باطل شدیم و از هر جا بخواهیم شروع کنیم، می‌بینیم لنگ چیز دیگری هستیم. این تسلسل در این 40 سال دست از گریبان آموزش‌وپرورش برنداشته است و هیچ‌وقت نتوانستیم بگوییم الان در همین شرایط، بدون اینکه نیاز به تمهید مقدمات دیگر و تدارک شرایط دیگری داشته باشیم، چه‌کار می‌توانیم بکنیم تا آموزش‌وپرورش در مسیر تغییر و تحول و تعالی و کیفیت قرار بگیرد؟ همیشه گفتیم دولت باید پول بیشتری بدهد همیشه گفتیم مردم باید کمک بیشتری بکنند. همیشه گفتیم نگاه‌ها به آموزش‌وپرورش باید به‌عنوان شاهراه دستیابی به چشم‌اندازهای توسعه، در ابعاد مختلف کشور باشد. ولی سوال من این است که آیا واقعا آموزش‌وپرورش با این خروجی‌هایی که می‌دهد می‌تواند مطالبه‌کننده منابع بیشتر باشد؟ منابع بیشتر برای چه؟ ما واقعا باید برای آموزش‌و‌پرورش و براساس مشرب فکری خودمان، تقدس قائل باشیم‌، اما نمی‌توانیم پشت این تقدس و قداستی که برای آموزش‌وپرورش قائل هستیم، سنگر بگیریم و مدام «هل من مزید» بگوییم! بالاخره باید کاری کنیم! باید خروجی‌های آموزش‌وپرورش، خروجی‌هایی باشد که بتواند پاسخگو باشد و دیگر شاهد این ابعاد آسیب‌های اجتماعی، نابسامانی‌ها، مشکلات فرهنگی و نابسامانی‌های اقتصادی نباشیم. درعین‌حالی که باید مطالبه‌گر باشیم، به موازات مطالبه‌گری باید طرح مشخص «تحول» داشته باشیم. البته ما سند تحول را درراستای دستیابی به کیفیت داریم. حتما آقای دکتر ذوعلم می‌گویند [باید] توجه بیشتری شود و منابع بیشتری تزریق شود و پشتیبانی بیشتری از آموزش‌وپرورش در کل حاکمیت بشود تا سند تحول را بتوانیم اجرا کنیم و آن موقع از این دور باطل خارج شویم. عرضم این است حتی اگر نخواهیم منتظر این شرایط -که شرایط خوبی است- باشیم، آیا می‌توانیم نقطه عزیمت دیگری تعریف کنیم؟

ذوعلم: با عرض معذرت این نگاه را قدری غیرعادلانه می‌دانم؛ یعنی مساله تعلیم و تربیت در جامعه نباید فقط مساله وزارت آموزش‌وپرورش تلقی شود. چرا آقای دکتر مهرمحمدی انتظار دارند فقط وزارت آموزش‌وپرورش این طرح را دهد؟ ما یک وزارتخانه درست کردیم با یک وزیر، مجموعه معاونان، معلمان، مدیران و... از ایشان انتظار داریم همه مسائل علمی، دانشی، اخلاقی، آسیب‌های اجتماعی و... را برای دانش‌آموزان حل کنند بدون اینکه حداقل امکانات در اختیارشان باشد. امروز واقعا میانگین کار معلمان ما از میانگین بهره‌وری بقیه اقشار کارمند ما به مراتب بیشتر است. من یک موقع این را محاسبه کردم که عرض می‌کنم؛ یعنی اگر یک معلم ما باید 24 یا 28 ساعت در مدرسه حضور داشته باشد و سر کلاس برود و کار سخت کلاس را به عهده بگیرد، این به معنای این است که به‌اندازه 40، 45 ساعت دارد انرژی صرف می‌کند. یک کارشناس در یک وزارتخانه، یک کارمند در یک وزارتخانه و دستگاه دیگر اگر شیفتی کار کند خیلی کمتر از این وقت می‌گذارد. اگر [غیر‌شیفتی هم باشد] به‌طور روزانه از ساعت 8 تا ساعت 4 بعدازظهر دارد کار می‌کند اما بسیار میزان کارش کمتر از این است. اگر ما داریم از جامعه پیشرفته و برتر درامور اخلاقی سخن می‌گوییم اگر سند الگوی پیشرفت خود را الان برای 50 سال بعد طراحی می‌کنیم، واقعا بدون محور دانستن تربیت اساسا پیشرفتی حاصل می‌شود؟ پیشرفت که ابلاغی، دستوری و بخشنامه‌ای نیست؛ یعنی یک اندیشه‌ای باید در فرد شکل بگیرد و هویت ملی فرد ارتقا پیدا کند. [باید] تعلقات اسلامی، ایرانی و انقلابی فرد ارتقا پیدا کند تا ما به پیشرفتی برسیم. باید اقتصاددانان ما به کمک آموزش‌وپرورش بیایند؛ یعنی اقتصاد آموزش‌وپرورش ما را فقط وزیر نباید حل کند؛ فقط کارشناس بودجه آموزش‌وپرورش نباید آن را حل کند. اساسا اینکه ما بودجه و منابع آموزش‌وپرورش را به منابع اعتبارات جاری پیوند زدیم، غلط است. در برخی از کشورها این را اجرایی کردند؛ یعنی منابع مطمئن پایدار برای تعلیم و تربیت ایجاد کردند. اساسا این منابع درآمدش در خزانه دولت نمی‌آید و بعد به آموزش‌وپرورش برود؛ مستقیم به صندوقی می‌آید که برای تعلیم و تربیت است. یک شورای عالی ملی قابل‌اعتماد هم برای این صندوق گذاشتند و آن دارد کار خود را انجام می‌دهد. ما می‌توانیم از این تجربه‌ها استفاده کنیم هم به کیفیت اضافه کنیم، هم از این دور باطلی که آقای دکتر مهرمحمدی گفتند نجات پیدا کنیم.

مهرمحمدی: همان‌طور که عرض کردم ما نباید مدام موضوع تغییر و تحول را به تأخیر بیندازیم و مرتبا آن را به تمهید شرایط دیگر احاله نکنیم و ارجاع ندهیم. این اصل ایده من است. برای این باید چه کار کنیم؟ «رقابت پایدار»، تولیدکننده کیفیت ماندگار است. نمی‌دانم چرا از رقابت واهمه داریم! رقابتی که از آن صحبت می‌کنم یعنی اینکه تا عمق جان و وجود یک مدرسه این تهدید به وجود بیاید که اگر من در رقابت برای تدارک کیفیت آموزشی و تربیتی برتر کم بیاورم، از صحنه حذف می‌شوم؛ یعنی شرط بقای مدرسه در صحنه تعلیم و تربیت، رقابت، آن‌هم از نوع دستیابی به کیفیت‌های برتر آموزشی و تربیتی شود. همینجا تصریح کنم و قبلا هم گفتم، اگر می‌توانیم 50 هزار میلیارد را 100 هزار میلیارد کنیم حتما این کار را انجام دهیم؛ اما این پول را نباید دست مدرسه بدهیم. مدرسه باید این پول را در ازای شایستگی‌هایی که کسب کرده است از دست خود والدین بگیرد. والدین باید یک عاملیتی داشته باشند. من این را حق شهروندی-تربیتی والدین تلقی می‌کنم. والدین ما باید «عاملیت تربیتی» داشته باشند و بتوانند با سهمی که از بودجه دولت دارند، از نهادهای آموزشی که به‌زعم و نظر و با استانداردهای آنها (و البته در چارچوب یک سیستم و یک مانیفست تعلیم و تربیت نظام جمهوری اسلامی ایران) مطابقت دارند، خرید خدمت آموزشی کنند و آنها خدمات آموزشی و تربیتی بهتری ارائه دهند.

کلیدواژه‌هایی مثل «تمرکززدایی» و «رقابت‌پذیری» در طرح شما به ایده‌هایی مانند «بازار آزاد آموزش و پرورش» بسیار نزدیک می‌شود. آیا ایده بازار آزاد را تکرار می‌کنید یا با آن مرزبندی دارید؟

مهرمحمدی: حتما مرزبندی دارد. الان تاکید کردم ما به مدرسه آزادی عمل می‌دهیم و به مدرسه می‌گوییم تو باید درجهت اعتلا و ارتقای کیفیت خدمات، لحظات را مغتنم بشمارید ولی در چارچوب مانیفست و اصولی که سند تحول و مبانی نظری ما برای تربیت، تدارک دیده است؛ بنابراین اصلا بحثم بحث بازار آزاد و خصوصی‌سازی نیست، این از یک جهت. از جهت دیگر اینکه بودجه، بودجه دولت و وظیفه، وظیفه دولت است. قانون اساسی تصریح دارد که باید زمینه آموزش‌وپرورش را برای متربیان تا پایان آموزش عمومی تدارک ببیند و به‌نظرم پایان آموزش عمومی و آموزش‌وپرورش، یعنی پایان 18 سالگی است. وجه دیگر لحاظ کردن عدالت این است ‌که ما قطعا جاها و مناطقی را داریم که ممکن است کماکان لازم باشد مدارس ما دولتی اداره شود. مثلا فرض کنید در هنرستان‌های کارودانش، فنی و حرفه‌ای یا در مناطق محروم، اگر لازم باشد دولت کماکان در آن زمینه‌ها البته حضور خود را حفظ خواهد کرد.

ذوعلم: با عرض معذرت اعتقادم این است که بحث «رقابت» اساسا یک تز اسلامی نیست؛ این ایده جناب آقای دکتر مهرمحمدی عناصر متفاوتی دارد که روی هر کدام باید مستقل بحث کرد. خیلی خوب است شورای عالی آموزش‌وپرورش یک فراخوانی ارائه دهد و ایده‌هایی که نگاه عملیاتی، قابل‌اجرا و معتبری از نظر جامعه آموزش‌وپرورش است را جمع‌آوری کند و روی آنها بحث شود. قطعا در این تضارب آرا به فکرهایی می‌رسیم و این خیلی لازم است. اتفاقا در نگاه اسلام، مدیریت یک امر کاملا توزیع شده است. باید مدرسه را به‌عنوان یک واحد مستقل مسئول، پاسخگو و دارای اختیار درعرصه اجرایی، فرهنگی، تربیتی و آموزشی تعریف کنیم؛ منتها در ذیل آن قواعد کلی، برنامه درسی مشترک و اصول تحولی که داریم. این نظارت حتما باید وجود داشته باشد. باید درواقعیت سخن بگوییم، واقعیت آموزش‌وپرورش و کف مدارس ما با این ایده‌هایی که مطرح می‌شود خیلی فاصله دارد. البته قبول دارم باید ایده‌های نو ارائه دهیم و ایده‌ها را به هم گره بزنیم. چرا در اینجا سراغ تجربه برخی از کشورها نمی‌رویم؛ یعنی ما دربرخی از زمینه‌ها می‌گوییم ببینید کشورهای غربی، آلمان، فرانسه و انگلیس چه‌کار کرده‌اند. اینجا که می‌آییم یک طرحی مطرح می‌کنیم که این طرح اصلا نمی‌تواند نمونه بیرونی داشته باشد که بگویید در آنجا اجرا شده و موفق بوده است.

مهرمحمدی: اتفاقا عکسش را می‌شود گفت که چطور وقتی ما صحبت از مباحث دیگر آموزش‌وپرورش می‌کنیم، می‌گوییم آن چیزی که غربی‌ها می‌گویند، باطل است ولی در بحث‌های اینچنینی، حتما یک مابه‌ازای بیرونی برایش طلب می‌کنیم. این هم یک تعارض و تناقض است.

ذوعلم: اینجا عرض می‌کنیم واقعا «ایده رقابت»، ماهیتا یک ایده سرمایه‌داری است. در نگاه اسلامی اساسا «رقابت» به آن معنا، معنا ندارد. ما در اسلام بحث «تعامل» داریم.

مهرمحمدی: آقای ذوعلم شما اهل علم هستید ولی من نیستم «فَاستَبِقُوا الخَیراتِ».

ذوعلم: آن بحث استباق است نه بحث رقابت.

مهرمحمدی: در خیر پیشی گرفتن، تعلیم و تربیت مصداق بارز خیر است. چرا نمی‌توانیم این را تفسیر کنیم؟

ذوعلم: امروز سرانه‌ای حداقلی که باید به مدارس ما داده شود واقعا از تامین آن مایحتاج ضروری مدرسه هم عاجز است. متاسفانه مدیر مدرسه ما جلسه می‌گذارد و از اولیایی که دست‌شان به جیب‌شان می‌رسد، سعی می‌کند این هزینه‌ها را تامین کند. برخی از مدیران ما از جیب خود پول خرج می‌کنند؛ بنابراین خبری از بعد اقتصادی در مدرسه نیست که بخواهیم آن را رقابتی کنیم.

مهرمحمدی: واقعا تعجب می‌کنم چرا باید «رقابت» یک ایده غیراسلامی و درواقع ضداسلامی و مغایر با فرهنگ ما و برخاسته از فرهنگ غربی معرفی شود؟! اگر رقابت چنین وجهی دارد، اساسا در همه عرصه‌های زیست انسان و مدیریت جامعه باید روی آن خط بطلان بکشیم. این الگو، الگوی مدیریتی رقابتی آموزش‌وپرورش است و حرفش این است که مدارس ما فقط در سایه رقابت است [که پیشرفت می‌کنند]. در سایه این به اصطلاح انگاره‌ «حذف از صحنه» به‌شرط اینکه نتوانند کیفیت لازم آموزشی و تربیتی را تدارک ببینند، خودشان را به آب و آتش خواهند زد و آن کیفیت حداکثری و بهره‌وری حداکثری را می‌توانیم شاهد باشیم. مدارس باید نان بازوی‌ خود را بخورند. تا مدارس به یک معنا، نان مفت و نانی که به خاطرش زحمت نکشیدند را می‌خورند، به‌طور طبیعی آن جهشی که از نظر کیفیت باید برایشان رخ دهد، رخ نمی‌دهد. من این پدیده رقابت را همان‌طور که عرض کردم شرط پایداری مقوله کیفیت می‌دانم و فکر می‌کنم دولت هم باید نهایت تلاش خود را کند تا منابعش را بالا ببرد و البته در توزیع منابع سهم خانوارها بیشتر شود و بتوانیم این سهم را به‌صورتی که با عدالت اقتصادی تناسب دارد، به نسبت دهک اقتصادی خانوارها، فی‌المثل توزیع کنیم و از این طریق انتظار و البته نظارت دولت هم باید به قوت خود باقی باشد؛ اما دولت کار مدرسه‌داری و ارتقای کیفیت خدمات آموزشی تربیتی [ را باید کنار بگذارد]. دولت خود حجاب کیفیت است و باید از میان برخیزد.

ذوعلم: باید ابراز تأسف کنم از اینکه بحث‌هایی می‌شنویم که از واقعیت بسیار دور است. امروز در مدارس، معلمان بسیار از آن زحمتی که می‌کشند مابه‌ازای مادی [کمتری] دریافت می‌کنند. این تلقی و تصور که معلمان باید نان بازوی خود را بخورند حرف قشنگی است ولی الان مصداق ندارد. الان یک معلم ما در روستا با پول جیب خودش در مدرسه کار می‌کند. قصه‌ای از خانم معلمی خواندم که ایشان با پدر و مادرش عکس انداخته بود و در برنامه تلویزیونی پخش شده بود. عرض کردم که ظلمی در رسانه ما نسبت به آموزش‌وپرورش می‌رود که این نمونه‌ها معرفی نمی‌شود. با زحماتی زیاد، یعنی درواقع معلمان امروز در مدرسه با عشق تربیتی کار می‌کنند؛ نمی‌گویم اکثرا اما عموما این‌طور است. بنابراین در آموزش‌وپرورش پولی وجود ندارد که اگر آن را رقابتی کردیم ‌انگیزه‌ای شود. بله به تسابق در خیرات معتقد هستم و باید مدارس ما با‌انگیزه تربیتی سعی کنند صلاحیت‌ها را ارتقا دهند ولی باید به هم کمک کنند. اگر این رقابتی که امروز از نمره گرفتن در کلاس بین دانش‌آموزان ما شروع می‌شود و به رتبه آوردن در کنکور می‌رسد، حالا بخواهد در مدارس ما تسریع پیدا کند، قطعا یک عقبگرد خواهد بود. اساسا صورت‌مساله‌ای که جنابعالی مطرح کردید، مهم‌تر از عدالت در آموزش‌وپرورش و عدالت نسبت به آموزش‌وپرورش است. معتقدم آن بی‌عدالتی که نسبت به آموزش‌وپرورش و نسبت به تعلیم و تربیت وجود دارد، درمورد معلمان هم صادق است. چرا رسانه ملی خیلی کم به مساله آموزش‌وپرورش می‌پردازد؟ چرا معلمان در اینجا حضور ندارند؟ در این نشست لازم بود یک مدیر مدرسه، یک معلم مدرسه و یک مسئول منطقه آموزش‌وپرورش حضور پیدا می‌کرد. آقای مهرمحمدی، بنده در یکی از نشست‌هایی که سالانه برگزار می‌شود (در کمیسیونی که چندین سال قبل با حضور 50، 60 نفر از روسای مناطق آموزش‌وپرورش برگزار شد) سوال کردم شما در طول هفته چقدر برای بحث‌های کیفیتی، ارتقای آموزشی-تربیتی و سرکشی مدرسه وقت می‌گذارید؟ تصورم این بود آن دوستان پاسخ خواهند داد هر هفته یک روز و من می‌توانم این را نقطه آغاز قرار بدهم و بگویم چقدر کم! باور کنید وقتی سوال کردم گفتند «هیچ». رئیس منطقه می‌گوید وقتی وارد محل کارم می‌شوم یک صف طولانی از معلم، خانواده و فراش مدرسه پشت در اتاق من نشسته‌اند. دانش‌آموز می‌خواهد از این مدرسه به آن منطقه منتقل شود. فلان مدرسه کمبود امکانات دارد. سقفش سوراخ شده است. این‌جور مسائل در آموزش‌وپرورش ما هست. امروز مطمئنم وزیر آموزش‌وپرورش واقعا در هر هفته شاید کمتر از 20درصد وقتش را صرف بحث‌های کیفی می‌کند. اینقدر مشغله‌های اجرایی، مدیریتی و مسائل دیگر زیاد است. چرا؟ چون اولا آن بحث کیفیت در بدنه آموزش‌وپرورش اساسا مغفول است. ثانیا از بیرون در بحث‌های اجرایی نسبت به آموزش‌وپرورش فشار وجود دارد. ثالثا ما از آموزش‌وپرورش انتظار داریم که یک‌تنه بار تعلیم و تربیت کشور را بر دوش بگیرد! عرضم این است در بحث اقتصاد، سرمایه‌گذاران شریک هستند، کارگران شریک هستند، وزارت اقتصاد هم هست. چرا در بحث تعلیم و تربیت فقط یک وزارت آموزش‌وپرورش باید این بار را به دوش بکشد.

مهرمحمدی: قرار بود ما از این دور تسلسل خارج شویم الان دوباره به این دور تسلسل رسیدم.

ذوعلم: آفرین!

مهرمحمدی: من برای خروج از دور تسلسل یک ایده‌ای داشتم. آقای دکتر یک بدیلی ارائه بفرمایید که درواقع از این تسلسل خارج شویم. در بحث معلمان، دست یکایک فرهنگیان و معلمان را می‌بوسم. من نسبت به زحماتی که آنان در شرایط بسیار دشوار می‌کشند بدون آنکه برای جبران این خدمات کار شایسته‌ای انجام شود، آگاهم. همه را متوجه هستم و واقعا آن همدلی و نگاه همدلانه را نسبت به قشر شریف و فاخر معلمان کشور دارم. عرضم این است ما باید یک سیستمی را طراحی کنیم که این سیستم از داخلش تلاش بی‌وقفه برای ارتقای کیفیت بجوشد!

ذوعلم: بله ولی با این ترتیب مقدور نیست دولت پایش را کنار بکشد.

مهرمحمدی: چرا؟!

ذوعلم: دولت کاری که انجام می‌دهد این است که یک کمک مالی به تعلیم و تربیت می‌دهد.

مهرمحمدی: دولت منابعش را تامین می‌کند. به‌هرحال باید به قانون اساسی تکیه کنیم. تامین منابع آموزش‌وپرورش رایگان است.

ذوعلم: اینکه از افتخارات قانون اساسی است.

مهرمحمدی: مانیفست آموزش‌وپرورش و برنامه‌های کلان آن را دولت تدارک می‌بیند. بر عملکرد مدارس هم نظارت می‌کند. شما دولت را در بعد آموزش‌وپرورش چرا باید وارد امر مدرسه‌داری کنید؟ چرا نمی‌توانیم خارج از این چارچوب را تصور کنیم؟

ذوعلم: بیاییم در مدرسه به مدیر مدرسه اعتماد کنیم و بگوییم اگر بودجه شما در سال 100 میلیون تومان است، ما این 100 میلیون تومان را به شما می‌دهیم و با این استاندارد خرج کنید.

مهرمحمدی: می‌شود این کار را کرد.

ذوعلم: معتقدم به‌تدریج می‌توانیم این کار را کنیم.

مهرمحمدی: عرضم این است این کار را می‌شود کرد ولی آیا این بهترین کاری است که می‌شود کرد؟!

ذوعلم: خیر! کارهای مختلف می‌شود کرد. ما باید یک فراخوان دهیم بگوییم تمام طرح‌هایی که وجود دارند...

مهرمحمدی: باید کاری کنیم این مدیری که 100 میلیون به فرمایش شما کف دستش می‌گذاریم، اگر نتوانست آن شاخص‌های کیفی را تامین کند، بساطش را جمع کند و برود.

ذوعلم: ولی در آن زمان نباید فکر کنیم این مدیر مدرسه و معلمان به ‌انگیزه اینکه پول‌شان بیشتر شود، کار کیفی انجام می‌دهند. عرضم این است حاکمیت که در دولت و در بعد اجرایی متبلور است قطعا باید متولی امر تعلیم و تربیت باشد؛ منتها ما تا الان فقط یک روش را برای تامین مالی آموزش‌وپرورش تجربه کردیم و آن اینکه سال به سال در بودجه جاری دولت این پول قرار داده شود. در این مورد می‌توانیم تجدیدنظر کنیم.

مهرمحمدی: من هم دارم در این تجدیدنظر می‌کنم. من می‌گویم سیستم توزیع را باید کاملا واژگون کنیم.

ذوعلم: آن توزیع است من عرضم این است در جلب منابع برای پشتیبانی مالی از آموزش‌وپرورش، ما می‌توانیم یک منابع مالی پایدار فراهم کنیم.

مهرمحمدی: 40 سال تلاش کردیم به کجا رسیدیم؟

ذوعلم: اتفاقا تلاش نکردیم، من مخالفم.

مهرمحمدی: نمی‌شود گفت که در این 40 سال تلاش هم نکردیم.

ذوعلم: تا الان چند نفر از اقتصاددانان ما در نسبت آموزش‌وپرورش مقاله نوشتند؟ کاری ندارد بیایید ارائه دهید! عرضم این است اقتصاددانان، روان‌شناسان، علمای تعلیم و تربیت، فلاسفه، حوزه، دانشگاه، حاکمیت، نهادها و مردم ما همه و همه باید مشارکت کنند.

مهرمحمدی: هر چه اینها را بیشتر کنید این ایده دست نیافتنی‌تر می‌شود!

ذوعلم: ولی همه و همه باید خودشان را در ارتقای تربیتی جامعه، مسئول بدانند.

مهرمحمدی: این یک موعظه است.

ذوعلم: این هم بی‌عدالتی است! اگر ما درمورد نحوه تامین منابع مالی برای آموزش‌وپرورش بتوانیم ایده‌های جدید را فراهم و روی آن بحث کنیم، این راهکار بسیار خوبی خواهد بود و از وضعیت فعلی می‌توانیم رها شویم؛ اما با اینکه پای دولت از تامین منابع آموزش‌وپرورش بیرون کشیده شود، مخالف هستیم.

مهرمحمدی: به‌هیچ‌وجه نباید بیرون کشیده شود.

 

* نویسنده : محمد بحرینی روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها