• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
حکمای پیشرو عصر صفوی (۱)

فیلسوف حکمت یمانی

از نوآوری‌های میرداماد توجه وی به مفهوم زمان و ارتباط آن با مساله حدوث و قدم عالم است که به نظریه «حدوث دهری» معروف است. این نظریه دارای خصیصه‌های کلی مکتب فلسفی اصفهان است.

فیلسوف حکمت یمانی
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، یکی از حکمای بزرگ مکتب اصفهان که او را در زمره مشائیان آورده‌اند، سیدمحمدباقر بن شمس‌الدین محمد حسینی‌استرآبادی، معروف به میرداماد و ملقب به سیدالحکما و سیدالفلاسفه و معلم ثالث است (رک: صبا، 1343: 391) میرداماد فقیه بزرگ عصر خویش نیز بوده و به گزارش تاریخ عالم‌آرای عباسی، فقهای عصر فتاوی شرعیه را به تصحیح آن جناب معتبر می‌شمردند (نقل از: جهانبخش، 1389: 124) و بسیاری از علمای بزرگ اجازه روایت از وی داشتند. 1 حکیم آقاعلی مدرس در رساله طبقات حکما متأخرین آورده «300 نفر از شاگردان میر به درجه اجتهاد فائز شدند؛ و از این عده بیشتر در اصول عقاید از حضیضِ تقلید به اوج تحقیق رسیدند.» (رئیس‌زاده، 1386: 44)

تقی‌الدین کاشانی، میر را در میان مجتهدان، «کالشَّمس فی الوسطِ السماء» دانسته است. (محقق، 1353: پنجاه و هفت) میرداماد به لحاظ سلوک عرفانی و مراقبه نفس نیز زبانزد بوده است. معروف است که 40 سال برای استراحت به بستر نرفت و در درازنای مدت تکلیفش نوافل از وی فوت نشد. (جهانبخش، 1389: 126) هر شب نیمی از قرآن را تلاوت می‌کرد (قمی، 1387: 548) و همین انس با کلام الهی، در حکمت یمانی برای او گره‌گشا بود. او «آگاهانه فلسفه یمانی و یونانی را از هم بازشناخت؛ میرداماد، فلسفه یمانی را به خردی نسبت می‌داد که از اشراق و الهام نشأت می‌گرفت و دومی را به دانش خردگرایانه منسوب می‌دانست. یمانی در اینجا نمادی از سمت راست(یمین) دره‌ای اشاره دارد که موسی در آنجا وحی خدا را دریافت کرد. بنابراین سمت راست یا شرق به‌طور نمادین منبع اشراق و الهام، روشنی و معنویت است و سمت چپ یا غرب طبق نمادگرایی معروف حکمت اشراقی، منبع تاریکی یا دانش استدلالی و عقلانی محض.» (نصر، 1387: 109)

از شاگردان میرداماد، شیخ علی‌نقی کمره‌ای(م 1060) عالمِ دینی و حکیمی عارف و متأثر از استاد خود در حکمت یمانی بود که کتبی با عناوین المقاصد‌العالیه فی‌الحکمه‌الیمانیه (رک: افندی، 1401، ج 4: 272) و رساله فی حدوث‌العالم (رک: 1355، ذریعه، ج 10: 219) را به اسلوب حکمت یمانی میر نگاشت و علاوه‌بر اینکه قاضی شیراز بود، حکیمی سیاسی نیز به شمار می‌رفت. او در جامع صفوی جوابیه‌ای علیه نوح افندی، مفتی دولت عثمانی نگاشت که در سال 1048 فتوای تکفیر و لزوم قتل شیعیان را داده بود. 2 با این وجود ملاصدرا را مهم‌ترین و تاثیرگذارترین شاگرد میرداماد دانسته‌اند. اجتهاد فقهی میرداماد را نیز باید ذیل کوشش‌های علمی فقیه تأثرگذار عصر صفوی یعنی محقق کرکی بررسی کنیم. پس از کرکی، فقها تا پایان عصر صفوی بر روش فقهی او بوده‌اند. فاضل هندی، آقاحسین خوانساری، آقاجمال خوانساری، سلطان‌العلماء، شیخ‌بهایی، حسین بن‌عبدالصمد پدر شیخ‌بهایی و میرداماد، از شاگردان مکتب فقهی او بوده‌اند. (حسینی‌زاده، 1379: 125) بررسی فقاهت اجتهادی در این جریان ما را در فهم و شناسایی چگونگی ظهور اندیشه‌های سیاسی مبتنی‌بر شریعت شیعی در ایران کمک خواهد کرد. بر همین اساس است که برخی معتقدند علی بن عبدالعالی کرکی، «بنیانگذار نظریه ولایت فقیه در ایران» است. (همان: 125) او در رساله در وجوب تخییری یا عینی نمازجمعه با وجود مجتهد به استناد دو روایت عمر بن حنظله و ابی خدیجه رأی به این نظریه داده بود.

این نظر مورد تایید میرداماد نیز بوده است. اندیشه سیاسی میرداماد بیش از هرجا در استفتایی که درباره نمازجمعه ارائه داده است، قابل مشاهده است. وی در رساله‌ای که استفتای مذکور را آورده، همانند کرکی به ولایت فقها در عصر غیبت به‌عنوان نایب امام(ع) رأی داده است. (رک: میرداماد، 1376، مقدمه مصحح: 40) با وجود این اعتقاد، میرداماد از جمله علما و حکمایی است که با سلطان همکاری داشته است و این یکی از خصوصیات حکمای الهی مکتب اصفهان است.

جوهره مکتب فلسفی میرداماد نیز در آموزه‌های خاص مکتب استرآباد و به‌ویژه استادِ میر، فخرالدین سماکی استرآبادی بوده (جعفریان، 1382: 238) که نزد غیاث‌الدین منصور دشتکی شیرازی تلمذ کرده بود. از سوی دیگر نباید به تاثیرات جلال‌الدین دوانی، اندیشمندی که عمر وی تقریبا مقارن با ظهور صفویان رو به خاموشی نهاد، غافل ماند. فاصله زمانی میان مرگ محقق دوانی و تولد میرداماد بیش از نیم قرن است. در این مدت پرچمداران فلسفه و کلام اسلامی بیشتر کسانی‌ بودند که به حوزه فلسفی شیراز تعلق داشتند. (رک: دینانی، 1385، ج 2: 300)

جالب است که از میرداماد نیز تجربه‌های عرفانی بسیار روایت شده که در آنها ردپای بسیار روشنی از سهروردی می‌توان یافت. تخلص او به «اشراق» موید نظر ماست. به روشنی می‌توان دریافت که او با نور و فلسفه انوار سهروردی بسیار مأنوس بوده است. آنچه جالب توجه است این است که میرداماد مهم‌ترین کتاب خود یعنی کتاب قبسات را نیز با دعای نور به پایان برده است. (دینانی، 1385، ج 2: 304) شرح‌های اشراقی میرداماد به شیوه سهروردی از شهرهایی همچون جابُلقا و جابُلسا که در لامکان یا عالم برزخی خیال منفصل قرار دارند، همچنین اشارات وی در کیفیت طی‌الارض، اهمیت آشنایی با اسم اعظم، زمان و بی‌زمان ازلی و... همگی به کنه اشراقی این حکیم الهی برمی‌گردد. کتاب مهم الرواشح السماویه فی شرح الأحادیث الأمامیه از جمله کتاب‌هایی است که موضع میر‌داماد را درمورد حکمت و فلسفه روشن می‌کند. میر در آغاز کتاب قبسات با تاکید بسیار می‌گوید:

اقامه برهان عقلی بر اثبات حدوث جهان از مشکلات امور بوده و پای فکر و اندیشه در این راه لنگ مانده است. (رک: همان: 309)

از نوآوری‌های میرداماد توجه وی به مفهوم زمان و ارتباط آن با مساله حدوث و قدم عالم است که به نظریه «حدوث دهری» معروف است. این نظریه دارای خصیصه‌های کلی مکتب فلسفی اصفهان است؛ میرداماد «سه قلمرو وجود را به قرار زیر قائل می‌شود: سرمد یا ازلیت که به حقیقتی اشاره دارد که تغییر نمی‌کند، یا به‌طور دقیق به رابطه‌ بین متغیر و ثابت برمی‌گردد. این قلمرو به ذات الهی و اسماء و صفات الهی‌ای توجه دارد که قائم به ذات‌ هستند و خود تغییر ناپذیر. دون این دنیا که به تنهایی کاملا جاودان است، دهر قرار دارد که تغییرناپذیر را به متغیر پیوند می‌دهد. این جهان مستقیما آفریده ذات نیست و از الگوهای اولیه و تغییرناپذیر یا «ارباب‌الانواع» به وجود آمده است و دهر دقیقا نمایانگر رابطه‌ بین الگوهای اولیه و تغییرناپذیر و جهان متغیر است. دون دهر، زمان قرار دارد که رابطه بین اشیاء متغیر را نشان می‌دهد. این جهان قبل از زمان خلق نشده است به‌آن معنا که ابتدا زمانی وجود داشته و سپس اتفاقی که خلقت نام دارد، در آن اتفاق افتاده باشد. این ممکن است حدوث زمانی باشد که میرداماد آن را رد می‌کند. بلکه بیشتر، بر طبق عقیده‌ او این جهان از طریق نمونه‌های اولیه و باتوجه به دهر خلق شده است که بالاتر از زمان قرار دارد. بنابراین خلقت حدوث دهر است، خلقت ابداع و اختراع است و نه تکوین. (نصر، 1387: 122-123)

البته پس از ارائه این نظر از سوی میر موجی از مخالفت‌ها از سوی فقها و متکلمان به پا خاست. از جمله مخالفان آقا جمال‌الدین خوانساری (م 1125 هـ. ق) در حاشیه بر حاشیه‌ خفری بر الهیات تجرید، محمد زمان کاشانی در مرآه‌الأزمان و محمد اسماعیل [خواجویی] مازندرانی در رساله ابطال‌الزمان‌الموهوم این نظریه را رد کردند. (رک: اوجبی، 1382: 118)

به‌طور کلی میرداماد را «اصالتا فیلسوفی سینوی با رنگ و بوی اشراقی» (نصر، 1382: 46) دانسته‌اند. او نیز اسیر ظاهرگرایی برخی از معاصران خویش بوده است، چنانکه شیخ عباس قمی در الفوائد‌الرضویه ثبت کرده است، از «مشتی خفاش‌همت که احساس محسوسات را عرش‌المعرفت دانش پندارند و اقصی‌الکمال هنر شمرند» گله‌مند بوده که «با زمره‌ ملکوتیان که مسیر آفتاب تعلق‌شان بر مدارات انوار عالم قدسی باشد، لاف تکافو زنند و دعوی مخاصمت کنند.» (قمی، 1387: 551)

متون میرداماد بسیار مغلق و پیچیده و به قول شیخ عباس قمی در آنها «عبارات رَشیقه و لغات غریبه‌ غیر مأنوسه بسیار است و فهمیدن کلمات آن جناب هنر است.» (همان: 551) داستان معروفی پس از وی نقل است که تنکابنی در قصص‌العلماء ضبط کرده است: ملاصدرا میر را در خواب دید و «از او سوال کرد مردم مرا تکفیر کردند و شما را تکفیر نکردند، با اینکه مذهب من از مذهب شما خارج نیست! میرداماد در جواب گفت که سبب آن است که من مطالب حکمت را چنان نوشته‌ام که علماء از فهم آن عاجزند و غیر اهل حکمت کسی آنها را نمی‌تواند فهمید و تو مطالب حکمت را مبتذل کردی و به‌نحوی بیان کردی که اگر ملای مکتبی کتاب‌های تو را ببیند مطالب آن را می‌فهمد؛ و لذا تو را تکفیر کردند و مرا تکفیر نکردند.» (تنکابنی، 1383: 320)

این داستان حتی اگر به لحاظ تاریخی نیز سندیت نداشته باشد، به خوبی نمایانگر روح اندیشگی ایران عصر صفوی و سختی‌های حکمای الهی است. میرداماد به جهت در امان ماندن از ظاهرپرستانی که وی آنها را «مشتی خفاش‌همت که احساس محسوسات را عرش‌المعرفت دانش پندارند» نامیده است، مجبور بوده زبانی مثالین را به کار بندد. 3 این ساحت از آثار میر را باید در سطح دوم روش‌شناسی خود مورد بررسی قرار دهیم؛ در این مورد میرداماد میراثی از حکمای پیشین داشته است و زبان مثالین آنها را به کار بسته است.

میرداماد در سال 1040 یا 1041 هـ. ق یعنی حدود 10‌سال پس از شیخ‌بهایی، هنگامی که به سفر عتبات رفته بود، روی در نقاب خاک کرد. شاه‌صفی و بزرگان شهر پیکر وی را تشییع کردند و او را بنا به وصیت خودش در نجف در کنار مرقد امام‌ علی(ع) به خاک سپردند. پاسخ متواضعانه وی درمقابل مشرب عرفا، تصویری از سرنوشت خرد فلسفی در ایران آتی را ترسیم می‌کند:

همچو خر در گل به کار عشق حیران مانده‌ام  
من که اندر کوی دانش رهبرم ادراک را
(میرداماد، 1385: 46)

پی‌نوشت‌ها:
1. در بحارالانوار مجلسی به دو اجازه میر به سید‌احمد علوی اشاره شده است. (جهانبخش، 1389: 62) و نیز اجازه دیگری که به علی‌نقی کمره‌ای داده و او در رساله لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت بدان اشاره کرده است. (کمره‌ای، 1373: 353)
2. نسخه‌ای از این رساله به شماره 9773 در کتابخانه آستان قدس موجود است.
3. میر در نامه‌ای به شاه‌عباس از اینکه برخی معاندان «با این ضعیف شکسته بی‌ادبی‌ها کنند» شکایت‌ها کرده است. (نقل از: جعفریان، 1382/ الف: 166)

فهرست منابع   
1- ابراهیمی دینانی، غلامحسین، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، 3 ج، تهران، انتشارات طرح‌نو، چاپ سوم، 1385
2- استرآبادی (میرداماد)، محمد باقر، تقویم الایمان، به کوشش علی اوجبی، تهران، دفتر نشر میراث مکتوب، 1376
3- استرآبادی (میرداماد)، محمد باقر، دیوان اشراق، به کوشش سمیرا پوستین‌دوز، با پیشگفتار جویا جهانبخش، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1385
4- افندی اصفهانی، مولی‌عبدالله، ریاض‌العلماء و حیاض‌الفضلاء، 6 ج، قم مکتبه آیت‌الله مرعشی، 1401
5- اوجبی، علی، میرداماد بنیانگذار حکمت یمانی، تهران، نشر ساحت، 1382
6- تنکابنی، میرزا محمد، قصص العلماء، با تحقیق و ویرایش محمدرضا حاج شریفی‌خوانساری، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی حضور، 1383
7- تهرانی (آقابزرگ)، محمدحسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 10، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1355
8- جعفریان، درآمدی بر مشارکت علما در ساختار دولت صفوی، قم، مجله حکومت اسلامی، ش 28، تابستان 1382
9- جعفریان، رسول، مقالات تاریخی، ج 12، قم، انتشارات دلیل ما، 1382/ الف
10- جهانبخش، جویا، معلم ثالث؛ زندگی‌نامه میرداماد به همراه رساله تصحیفات وی، تهران، انتشارات اساطیر، 1389
11- حسینی‌زاده، سید‌محمدعلی، علما و مشروعیت دولت صفوی، تهران، انجمن معارف اسلامی، 1379
12- رئیس‌زاده، محمد، فاطمه مینایی و سید‌احمد هاشمی، جشن‌نامه دکتر محسن جهانگیری، تهران، نشر هرمس، 1386
13- صبا، مولوی محمد‌ مظفر حسین، تذکره روز روشن، تصحیح و تحشیه از محمد‌حسین رکن‌زاده آدمیت تهران، کتابخانه رازی، 1343
14-‌ قمی، شیخ عباس، فوائد الرضویه، به کوشش عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم، چاپ و نشر نوید اسلام، 1387
15- کمره‌ای، علی‌نقی، لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت، میراث اسلامی ایران، به کوشش رسول جعفریان، قم، کتابخانه آیت‌الله مرعشی، دفتر دوم، 1373
16- محقق، مهدی و توشیهیکو ایزوتسو، منطق و مباحث الفاظ؛ مجموعه متون و مقالات تحقیقی، تهران، دانشگاه تهران، با همکاری موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل، 1353
17- نصر، جنبش‌های مذهبی؛ فلسفه و الهیات در دوره صفوی، بخش سوم از کتاب تاریخ ایران کمبریج، ج 6، قسمت سوم، تهران، انتشارات مهتاب، 1387
18- نصر، سید‌حسین، صدرالمتألهین شیرازی و حکمت متعالیه، ترجمه حسین سوزنچی، تهران، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، 1382

 

* نویسنده : مهدی فدایی‌مهربانی استادیار دانشگاه تهران

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها