• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۰/۰۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
بهناز ضرابی‌زاده، نویسنده کتاب دختر شینا درگفت‌وگو با «فرهیختگان»:

هیچ‌کس مثل آقا‌مرتضی نیست

به بهانه مستند متولد آذرماه و تجلیل از این نویسنده به سراغ بهناز ضرابی‌زاده، نویسنده کتاب دختر شینا رفتیم که به گفته او «آقا‌مرتضی، آقامرتضی است و هیچ‌کس جایگزینش نمی‌شود.

هیچ‌کس مثل آقا‌مرتضی نیست
0.00
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، مستند متولد آذرماه به زندگی مرتضی سرهنگی می‌پردازد، کسی که به گفته همه دوستانش و کسانی که با او کار کرده‌اند، نقطه شروع داستان‌هایش، دفاع مقدس بوده است و در این سی و اندی سال که در این حوزه کار کرده هرگز خسته و ناامید نشده و حتی به کسانی که ناامید شده‌اند، امیدواری می‌دهد و باعث دلگرمی فعالیت در این حوزه شده است. او باعث اتفاقات خوبی در بحث ادبیات پایداری بوده است، به بهانه این مستند و تجلیل از این نویسنده به سراغ بهناز ضرابی‌زاده، نویسنده کتاب دختر شینا رفتیم که به گفته او «آقا‌مرتضی، آقامرتضی است و هیچ‌کس جایگزینش نمی‌شود.»


سوال اول را با این شروع کنیم که چه زمانی با آقای سرهنگی آشنا شدید؟ و این آشنایی مربوط به انتشار کدام کتاب‌تان بود؟

اولین‌بار حدود سال 82 بود که من داستان می‌نوشتم. شروع کرده بودم خاطرات همسرم را که در دوران دفاع مقدس رزمنده بودند، بنویسم. قبل از آن دو هفته‌نامه «کمال» را می‌خواندم و بعد در آنجا با آقای سرهنگی آشنا شدم و تصمیم گرفتم یکی از خاطراتی که نوشتم را برای ایشان ارسال کنم. خاطرات همسرم خیلی متفاوت بود؛ درنوع خودش خیلی بدیع و به طنز نزدیک بود، برایشان فرستادم و خواندند. یادم نیست چندمین خاطره بود که نوشته بودم که با من تماس گرفتند و خیلی تشویق کردند و مرا به ادامه راه امیدوار کردند. اولین آشنایی من با آقای سرهنگی از همانجا بود. خدارا‌شکر این آشنایی تا به امروز تداوم داشت و خیلی خوشحالم که از محضر ایشان مسائل زیادی آموختم.

به نظرتان اهمیت کار مرتضی سرهنگی در این چند سال که در حوزه خاطرات دفاع مقدس فعالیت داشتند، در چه مواردی بوده است؟

من درمورد آقای سرهنگی به این نتیجه رسیدم که ایشان یک هدفی را پیش رو دارند و جزء آدم‌های بسیار موفق بوده و هستند، این اهداف را حفظ و برنامه‌ریزی کردند و ثابت‌قدم هم ماندند و با موفقیت هم رو به جلو می‌روند. یکی از موفقیت‌های آقای سرهنگی همین مساله است، وقتی ما از این شاخه به آن شاخه می‌پریم، هر چند توانمند باشیم، اما خیلی نمی‌توانیم به آن موفقیت بزرگی که قابل انتظار است، برسیم. چون در این بین انرژی‌های‌مان را در جاهای مختلف تقسیم می‌‌کنیم. ولی ایشان حوزه ادبیات دفاع مقدس را انتخاب کردند و سال‌هاست که در این حوزه کار می‌کنند و خیلی موفق بودند و یک جریان بسیار خوب را در ادبیات پایداری، به وجود آوردند که ماحصل آن را این روزها نظاره‌گر هستیم و به جاهای بسیار مطلوبی نایل شدند و به نظرم گنجینه‌های خیلی بزرگی را آقای سرهنگی به روی ما باز کردند.

در این چندساله یک بحثی که درمورد آقای سرهنگی می‌شود با قاطعیت گفت، باز‌کردن پای زنان در حوزه دفاع مقدس به کتاب‌ها بوده است، تا چند سال پیش ما دائما خاطرات مردانه می‌خواندیم. آقای سرهنگی ابداع خیلی خوبی داشتند و برای ورود خاطرات زنانه درحوزه دفاع مقدس، کارهای زیادی کردند، نظر شما به‌عنوان یک نویسنده زن درمورد اینکه خاطرات زنان هم ماندگار است، چیست؟

آقای سرهنگی در را به روی هیچ‌کس نمی‌بندند، یعنی در به روی هرکسی که وارد این حوزه شود، از طرف آقای سرهنگی باز است. اگر خانم‌ها ورود کنند، ایشان استقبال و تشویق می‌کنند و پیگیر هستند و این خصوصیت خیلی شاخص و بارزی درمورد آقای سرهنگی است که خیلی پیگیر کار هستند. من فکر می‌کنم با وجود آقای سرهنگی، هیچ‌کس پشت در اتاق ادبیات پایداری نمی‌ماند. به خاطر همین است که می‌بینیم هر روز اتفاق‌های جدید و خوبی می‌افتد.

به نظر شما تاثیرگذارترین فعالیتی که ایشان در این چند ساله انجام داده‌اند، چه چیزی بوده است؟

ایشان پیگیر کار هستند و پشتکار و هدف دارند و در یک حوزه فعالیت می‌کنند. فکر می‌کنم این ویژگی شاخص و بارز باعث شده که اتفاق‌های خیلی خوبی در این حوزه بیفتد، نه‌تنها امروز بلکه در آینده اوضاع از این بهتر خواهد بود و من به‌عنوان یک نویسنده، امیدوارم به راهی که آغازگرش آقای سرهنگی در ادبیات پایداری بودند و ایشان به قول خودشان جوانی‌شان را در این حوزه گذاشته‌اند. ایشان با رفتارها و مرام‌هایشان باعث می‌شوند هر روز عده زیادی جذب این حوزه شوند و این ادبیات روزبه‌روز قوی‌تر، تنومندتر و بزرگ‌تر می‌شود. یکی از کسانی که برای این اتفاق خیلی تاثیر‌گذار است، خود آقای سرهنگی هستند. گاهی فکر می‌کنم ایشان یک‌تنه، کار یک کشور در حوزه ادبیات را انجام می‌دهند.

خاطره‌ای از ایشان دارید که در ذهن‌تان ماندگار باشد؟

بله. گاهی که در حوزه کاری ممکن است ناامید یا کم‌انرژی باشم یا از دست روزگار و سختی‌های موجود کلافه شوم هر چه در ذهنم فکر می‌کنم که با چه کسی حرف بزنم که حالم خوب شود، تنها کسی که به ذهنم می‌رسد آقای سرهنگی است. گاهی‌وقت‌ها به ایشان تلفن می‌زنم و صحبت می‌کنم و از حال بد روزگار می‌گویم. مخصوصا یادم است که سال 91 و کتاب دختر شینا تازه منتشر شده بود و بعد آن زمان مثل این روزها در شرایط تحریم‌ قرار داشتیم و تقاضای بازار برای کتاب خیلی زیاد بود اما کاغذ نبود و کتاب منتشر نمی‌شد.

یادم است اولین چاپی که درآمد یکی، ‌دو ماهه تمام شد و کتاب در بازار نبود. آن‌ موقع هم من خیلی اشتیاق داشتم که کتاب به چاپ‌های دوم و سوم برسد و به‌نوعی غصه و حرص می‌خوردم. به آقای سرهنگی تلفن زدم و شروع به اعتراض کردم که تقاضای بازار زیاد است و کتاب چاپ نمی‌شود و خیلی ناامیدم. آقای سرهنگی با آرامش تمام به من گفتند خانم آنقدر ما این بحران‌ها و تحریم‌ها را پشت‌سر گذاشتیم و شما نگران نباشید مشکلی پیش نمی‌آید. این تحریم‌ها و سختی‌ها هم می‌گذرد و روزهای خوب در راه است. کتاب دختر شینا هم به چاپ‌های مجدد می‌رسد و همیشه که وضع به این صورت نمی‌ماند و مشکلات کاغذ هم حل و اوضاع خوب می‌شود.

دقیقا همین اتفاق هم افتاد، یعنی سال 96 کتاب به چاپ نودم رسید و چه اتفاق‌های خوبی افتاد. دقیقا همان چیزهایی که آقای سرهنگی پیش‌بینی کرده بودند. اخیرا من از همین اوضاع و احوال زمانه خیلی ناراحت بودم و تلفن زدم و ایشان مثل همیشه با آرامش تمام به من دلگرمی دادند و گفتند روزهای سخت می‌گذرد و همیشه این‌طوری نمی‌ماند. ایشان افق خیلی روشنی را پیش رو دارند و چون معتقد هستند و ایمان دارند همان‌گونه هم می‌شود و فکر می‌کنم در این سال‌هایی که من، آقای سرهنگی را شناختم و در خدمت‌شان بودم، مثل هیچ‌کس نیست و هیچ‌کس هم مثل ایشان نیست. آقای سرهنگی خودشان هستند با اعتقادات و با مرام خاص خودشان و اهداف و خصوصیات منحصربه‌فردی دارند که من درخصوصیات کسی ندیدم. ادبیات ساده و موجزی دارند وقتی در سالنی یا جایی هستیم و قرار است که آقای سرهنگی صحبت کنند شما باید منتظر این باشید که یک سری جملات بسیار کوتاه اما تاثیرگذاری بشنوید که به این زودی‌ها از ذهن شما بیرون نمی‌رود. قدر کلمه و واژه را می‌دانند و به اندازه و به موقع آن را خرج می‌کنند. به خاطر همین مساله کلام‌شان خیلی شیرین است و حرف‌شان به جان و دل آدم‌ها می‌نشیند و خیلی هم تاثیرگذار است. تاثیرهایی که از نفس و سخنان ایشان دیدم، همیشه آینده خوبی را جلوی راه همه ما گذاشتند و ایشان خیلی پشتکار دارند.

 

* نویسنده : عاطفه جعفری روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها