• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۹/۰۱
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ سیدعلی شاه‌صاحبی دانشجوی فرهنگ و ارتباطات

شوک بزرگ؛ بازگشت سرمایه‌داری

کامرون پس از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسید که در اثر «شوک‌های الکتریکی» می‌توان حافظه را به حالت تعلیق درآورد و به مرور و با افزایش قدرت شوک، حافظه را از بین برد و آن را خالی کرد.

شوک بزرگ؛ بازگشت سرمایه‌داری

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، از حدود دهه 1950 به بعد، سازمان جاسوسی سیا در جریان دستگیری و بازجویی مخالفان نظام سرمایه‌داری، بخشی از فعالیت‌های خود را به سمت تحقیق و بررسی روش‌های بازجویی و تخلیه اطلاعات قرارداد. این سازمان با چند روانپزشک ناشناخته اما با استعداد به‌نحو پنهانی قرارداد بست که پروژه آنها را پیگیری کرده و نتایج را برای این سازمان ارسال کنند. در این بین دکتر ایون کامرون(Even Cameron) به‌عنوان محقق این پروژه انتخاب شد.

وی یک کلینیک مجهز ایجاد و به‌صورت پنهانی این پروژه را روی بیماران خود پیاده کرد. روش کامرون به‌صورت استفاده از شوک‌های الکترونیکی و قرص‌های قوی آرام‌بخش بود. فرضیه اصلی کامرون «قالب‌شکنی ذهنی» بود. وی معتقد بود آگاهی و تعقل انسان به دو چیز وابسته است:

1- حواس پنج‌گانه که داده‌های حسی را به ذهن منتقل می‌کند.

2- حافظه که وظیفه حفظ و نگهداری اطلاعات را برعهده دارد. وظیفه اصلی کامرون یافتن روشی بود که ذهن را به‌حالت تعلیق قرار دهد تا به‌صورت ناخودآگاه اطلاعات خود را افشا کند اما اگر این امر محقق نشد، روشی یافته تا ذهن از اطلاعات قبلی خالی و تبدیل به یک لوح سفید و بکر شود تا از نو و به شکل دلخواه ساخته شود.

کامرون پس از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسید که در اثر «شوک‌های الکتریکی» می‌توان حافظه را به حالت تعلیق درآورد و به مرور و با افزایش قدرت شوک، حافظه را از بین برد و آن را خالی کرد. در مرحله بعد، کامرون بیماران خود را در یک اتاق تاریک حبس می‌کرد، به‌طوری که از طریق قرص‌های قوی خواب‌آور، بیشتر ساعات در خواب باشند و غذای آنها نیز به شکل نامنظم آورده شود. وی همچنین دست و پای افراد را بی‌تحرک می‌بست تا از این طریق هیچ‌گونه داده حسی در طول مدت چندماه به ذهن آنها وارد نشود. لذا از روش‌هایی جهت از کار انداختن ذهن استفاده می‌کرد.

پژوهش کامرون در نهایت باعث شد بسیاری از بیماران نه‌تنها حافظه خود را از دست بدهند بلکه بسیاری از آنها به مرحله طفولیت بازگشته و حتی توان کنترل ادرار خود را نیز از دست داده بودند. هرچند در نهایت اطلاعات این پروژه امنیتی با شکایت برخی بیماران فاش و سازمان سیا مجبور به پرداخت جرایم سنگینی شد اما پروژه دکتر کامرون دستاورد ویژه‌ای برای ایالات متحده داشت که ثمرات آن در زندان‌های گوآنتانامو و ابوقریب و نحوه بازجویی‌ها نمایان است. یکی از اصلی‌ترین ثمرات تحقیق کامرون با عنوان «شوک درمانی» تحولی بود که در علم اقتصاد در سال‌های 1970 به بعد و به‌طور خاص در دانشگاه شیکاگو توسط میلتون فریدمن ایجاد شد. فریدمن که ازجمله اساتید معدودی بود که در اواخر قرن 19میلادی به بازار آزاد و کوچک‌سازی دولت معتقد بود، پروژه‌ای را برای احیای سرمایه‌داری و بازار آزاد با نام «شوک‌درمانی» آغاز کرد. پروژه‌ای که باعث تاسیس «مکتب اقتصادی شیکاگو» در دانشگاه شیکاگو شد. در ابتدا پروژه وی با انتقادهای شدید از طرف کمونیست‌ها مواجه شد اما پس از به قدرت رسیدن نیکسون در آمریکا و با مشورت‌هایی که سرمایه‌دارانِ هراسناک از انقلابات چپی به نیکسون، رئیس‌جمهور جدید آمریکا دادند، پروژه فریدمن مورد حمایت قرار گرفت و از آن حمایت‌های مالی شد. طرح اصلی فریدمن کوچک‌سازی دولت و واگذاری امور اقتصادی به شرکت‌های خصوصی و سپردن بازار به خودش بود. اما برای رسیدن به این مقصود، نیازمند بحرانی بود که بتواند در آن زمان اصلاحات خود را ارائه و امور اقتصادی را تغییر دهد.

وی می‌گوید: «فقط یک بحران(چه بحران واقعی و چه بحران ساختگی) به تغییر واقعی می‌انجامد. به نظر من برای سیاست‌های اقتصادی موجود باید بدیل‌هایی آماده کنیم تا در زمان بحران، آنچه ناممکن بود، به یک تصمیم اجتناب‌ناپذیر تبدیل شود.» نائومی کلاین، نویسنده و خبرنگار مطرح آمریکایی می‌نویسد: «راهبرد اصلی فریدمن چنین است: نشستن در انتظار بحرانی عمده، سپس حراج و فروش اجزای دولت به بازیگران بخش خصوصی در حالی که مردم در اثر شوک دچار سرگیجه هستند و نهایتا دائمی کردن اصلاحات کذایی با سرعت هرچه تمام‌تر.» اما چرا در زمان بحران؟ زیرا در این دوره زمانی بسیاری از مردم در تلاش برای حفظ جان خود و فقط درصدد فراهم کردن ضروریات زندگی خود هستند. در همین زمان نیز پیروان فریدمن در تلاش برای ایجاد ایده بازار آزاد در سیاست‌های اقتصادی جامعه هستند.

فریدمن نخستین‌بار ایده خود را در شیلی پیاده کرد. او در زمانی که شیلی دچار بحران اقتصادی و تورم شدید بود به پینوشه، دیکتاتور شیلی توصیه کرد اقدامات اقتصادی زیر را به سرعت در جامعه انجام دهد: «کاهش مالیات‌ها، آزادسازی تجارت خارجی، خصوصی‌سازی خدمات آب، برق و تلفن، کاهش مخارج اجتماعی دولت و حذف مقررات از بازار.» او برای این راهکار دردناک که بسیاری از مردم را در سخت‌ترین شرایط قرار می‌داد، عبارت «شوک‌درمانی اقتصادی» را جعل کرد. پینوشه نیز این شوک‌درمانی را در شیلی ایجاد کرد و ثمرات آن منجر به فقر و فاقه کشاندن بسیاری از مردم شیلی شد. همچنین راه ورود بسیاری از شرکت‎‌های خصوصی و چندملیتی ازجمله شرکت‌های آمریکایی به شیلی باز شد و سود سرشاری از این بحران عاید این شرکت‌ها شد.

یکی از نتایج پیاده‌سازی چنین سیاست اقتصادی‌ای که از مکتب اقتصادی شیکاگو به آن اذعان شده است، از بین ‌رفتن و مرگ عده زیادی از مردم در این بحران است که به زعم فریدمن باعث تعادل اقتصادی می‌شود. همچنین در این روش و در زمان بحران، بسیاری از مخالفان و منتقدان اصلاحات ناپدید می‌شوند تا هرگونه مخالفتی سرکوب شود.

بنابراین سه دستاورد اصلی شوک‌درمانی اقتصادی، عبارت است از:

1- حذف حوزه عمومی- دولتی
2- آزادی عمل کامل شرکت‌ها
3- کاهش شدید هزینه خدمات رفاهی و اجتماعی

یعنی زنده‌شدن و قدرت‌یافتن سرمایه‌داری و سرمایه‌داران و به رنج و سختی واداشتن بسیاری از مردم و اقشار ضعیف جامعه و طرد آنها از صحنه اجتماع. در یک جمله: «آغاز دیکتاتوری سرمایه‌داران شرکت‌محور.»

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها