• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۸/۱۹
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ حسین دهلوی، شاعر

اقبال و شعر

اقبال در سرودن انواع شعر (مگر اشعار دراماتیک) مهارت داشت و شعر او، پیوند فلسفه، ماوراءالطبیعه، حماسه، روایت و حکایت و توصیف است.

اقبال و شعر
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، اقبال، فیلسوف و سیاستمدار اهل لاهور، که ما او را بیشتر در کسوت شاعر می‌شناسیم، متفکر مسلمان پاکستانی است که اشعار زیادی از وی به زبان‌های فارسی و اردو باقی مانده است. اقبال از نخستین کسانی است که در پی مستقل کردن مسلمانان هند تحت پرچم یک کشور بوده است. این ایده درنهایت به تشکیل کشور پاکستان می‌انجامد و وی شاعر ملی پاکستان خوانده می‌شود.

در آغاز نخستین جنگ جهانی، به مبارزه علیه استعمار پرداخت و این عمل و طریقه در زندگی‌اش نقش بسیار مهم و پررنگی پیدا کرد. همین روحیه موجب شد تا وارد مجلس ملی هندوستان شود و از قانون اساسی مسلمان به حمایت بپردازد.

مهم‌ترین آثار ادبی وی را پس از دیوانش، می‌توان منظومه‌های اسرار خودی، رموز بیخودی (به معنای از خود بیخود شدن) پیام مشرق، زبور عجم و جاویدنامه برشمرد.

  مختصری در باب شعر و سبک شعری اقبال

همین که اغلب مردم از این مرد که فیلسوف و دانشمندی بزرگ است، با لقب شاعر یاد می‌کنند، می‌توان به تاثیر شعر و این مهم که شعر بهترین وسیله برای بیان اندیشه و گسترش آن است، پی برد. اقبال هرگز به ایران سفری نداشت اما شعرش مرزها را درنوردید و وارد خاک ایران شد و همین امر، حاکی از پختگی وی در زبان فارسی است.

او با مطالعه‌ آثار بزرگان زبان و ادب فارسی، مانند مولوی، سعدی، حافظ، عراقی، جامی، نظیری، امیرخسرو، باباطاهر و... توانست به جایگاه درخشانی در زبان فارسی دست یابد و این فن را به خوبی بیاموزد.

اقبال در سرودن انواع شعر (مگر اشعار دراماتیک) مهارت داشت و شعر او، پیوند فلسفه، ماوراءالطبیعه، حماسه، روایت و حکایت و توصیف است. غزل‌های او که از میان دیگر اشعارش اقبال فراوانی یافته، سحرآمیز و شورانگیز است و شاید بتوان نقش موسیقی شعر را در این امر بسیار زیاد دانست. در دیوان وی کمتر به قصیده برمی‌خوریم، چراکه در عصر وی، قصیده‌سرایی نقش کم‌رنگی دارد.

اما اگر بخواهیم شعر وی را بنا بر دسته‌بندی سبک‌های شعر فارسی مرتب کنیم، باید آن را متعلق به سبک عراقی بدانیم. شعر اقبال از لحاظ صوری بسیار شبیه به شیوه حافظ و از لحاظ معنوی متمایل به سبک مولوی است. ردپای غزل حافظ در شعر اقبال بسیار به چشم می‌خورد. خود او نیز چنین گفته است: «وقتی به حافظ می‌اندیشم، روح او در جسمم حلول می‌کند و شخصیتم در شخصیتش حل می‌شود و خود می‌شوم... .»

تقلید و پیروی او از مولوی رومی نیز به حدی است که می‌توان گفت مثنوی‌های وی، تماما تحت تاثیر اثر بزرگ مولوی، یعنی مثنوی معنوی و شاخه‌ای از آن سرچشمه است؛ تا جایی که استاد فروزان‌فر معتقد است روح مولوی در آن عصر در اقبال لاهوری حلول کرده است.

اقبال در دوبیتی‌های خود بیشتر از شیوه باباطاهر پیروی می‌کند.

نکته‌ دیگری که در شعر وی به چشم می‌خورد، الهام گرفتن از مضامین آیات شریفه قرآن کریم و همین‌طور سنت و معارف اسلامی است. این ویژگی نه در لفظ بلکه در معنا و مفهوم شعر وی به خوبی خودنمایی می‌کند.

درنهایت با تمام این اوصاف، باید سبک شعری این شاعر بزرگ را سبک اقبال بنامیم و آن را سبکی تازه برشمریم؛ چراکه به واسطه استفاده از اندیشه‌های نوین فلسفی، دینی، اخلاقی، سیاسی، حکمی و... ، اقبال چیزی در بستر چارچوب‌های کهن آثار ادبی زبان فارسی آفریده است که بسیار نوین و جذاب است و خبری از تکرار مکررات در آن نیست.

در نهایت غزلی بخوانیم از اقبال لاهوری:
یاد ایامی که خوردم باده‌ها با چنگ و نی
جام می ‌در دست من، مینای می ‌در دست وی
در کنار آیی، خزان ما زند رنگ بهار
ور نیایی فرودین افسرده‌تر گردد ز دی
بی تو جان من چو آن‌سازی که تارش در گسست
در حضور از سینه‌ی من نغمه خیزد پی به پی
آنچه من در بزم شوق آورده‌ام دانی که چیست؟
یگ چمن گل، یک نیستان ناله، یک خمخانه می
زنده کن باز آن محبت را که از نیروی او
یاد ایامی که خوردم باده‌ها با چنگ و نی
جام می‌ در دست من، مینای می ‌در دست وی
در کنار آیی، خزان ما زند رنگ بهار
ور نیایی فرودین افسرده‌تر گردد ز دی
بی تو جان من چو آن‌سازی که تارش در گسست
در حضور از سینه ی من نغمه خیزد پی به پی
آنچه من در بزم شوق آورده‌ام دانی که چیست؟
یگ چمن گل، یک نیستان ناله، یک خمخانه می
زنده کن باز آن محبت را که از نیروی او
بوریای ره‌نشینی در فتد با تخت کی
دوستان خرم که بر منزل رسید آواره‌ای
من پریشان جاده‌های علم و دانش کرده طی

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها