• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۷
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
یادداشت/ عباس سلیمی نمین روزنامه نگار پیشکسوت

قوای سه‌گانه تنگ‌نظری درباره رسانه‌ها را پایان دهند

امروز متاسفانه در دهه چهارم هم با برخی تنگ‌نظری‌های قوای سه‌گانه نسبت به رسانه مواجه هستیم که بعضا تحمل یک رکن مستقل را ندارند تا این رکن به صورت مستقل افکار عمومی را نمایندگی کند و بر عملکرد سه رکن نظام نظارت داشته باشد.

قوای سه‌گانه تنگ‌نظری درباره رسانه‌ها را پایان دهند
0.00

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، آگاهی یک رکن اساسی در توسعه سیاسی یک کشور است. ما نمی‌توانیم توسعه سیاسی را در جامعه‌ای بدون رشد آگاهی‌ها عمق ببخشیم. آگاهی مثل چراغی است که راه ما را روشن می‌کند وگرنه اگر مشارکت سیاسی و تاثیرگذاری در مسائل اساسی کشور به رسمیت شناخته شود، اما آگاهی وجود نداشته باشد، برای انتخاب برتر یا ارائه راهکار قطعا توسعه سیاسی تهی از محتوا می‌شود. خبرنگار و اصولا ارتباطات رسانه‌ای این وظیفه خطیر عمق‌بخشی را به عهده دارد. ما با مطالعه بسیار گذرا در چهار دهه گذشته نسبت به نقش رسانه‌ها و به‌طور کلی وظیفه خطیر اطلاع‌رسانی از سوی نهادهای مدنی فراز و نشیب‌هایی را شاهد هستیم. در دهه اول انقلاب به صورت بسیار تدریجی جایگاه رسانه در کشور رشد کرد و تبدیل به یک بازوی قدرت شد. از این رو احزاب، گروه‌ها و صاحبان قدرت اقتصادی وسوسه شدند تا از این ابزار کارآمد در جهت حفظ و صیانت جایگاه خود بهره بگیرند؛ یعنی اگر قدرت اقتصادی را رقم زدند، بتوانند از طریق کارکرد رسانه موقعیت خود را حفظ کنند. در دهه اول انقلاب این نهادهای قدرت به‌شدت در برابر انتقاد آسیب ­پذیر بودند. وقتی انتقادی از آنها می‌شد، تنها راهکار را این می‌­دانستند که به رسانه‌ها جوابیه بدهند. طبیعتا رد و بدل شدن نقطه‌نظرهای مختلف موجب آگاهی‌بخشی به جامعه می‌شود. غالبا هم کانون‌­های قدرت سیاسی و اقتصادی در مقام جواب گفتن برنمی‌آمدند، زیرا می‌دانستند این قضیه ادامه خواهد داشت و در جواب آنها جوابیه دیگری وجود خواهد داشت و درنهایت موقعیت آنها بود که متزلزل می‌شد. اما در دهه دوم ما شاهد شکل‌گیری رسانه‌هایی شدیم که یا متعلق به احزاب و گروه‌ها یا متعلق به کانون‌های اقتصادی بودند. از این زمان انحراف جدی ایجاد شد، یعنی اگرچه تعداد رسانه‌ها به طرز چشمگیری افزایش یافت، اما از عمق کارکرد اطلاع‌رسانی و خبرنگاری به‌شدت کاسته شد.

وقتی ما کثرت رسانه را شاهد بودیم و قدرت رسانه بر همگان روشن شد، علاوه‌بر کانون‌های قدرت سیاسی و اقتصادی یکسری هم به صورت حرفه‌ای سعی کردند روزنامه منتشر کنند. منظور از حرفه‌ای نه لزوما توانایی فنی بسیار بالا است، بلکه به معنی ایجاد یک ابزار رسانه است که سعی کردند از طریق آن در مسیر معامله‌گری قرار بگیرند. به عبارت دیگر گروهی رسانه‌ای را منتشر کردند و بعد با آن رسانه رفتند و مذاکره کردند و از طریق رسانه به منافع سیاسی و اقتصادی رسیدند. این هم یک مقوله بسیار تلخ بود که در دهه دوم انقلاب به تدریج قوت گرفت. در واقع وقتی مدیرمسئولی رسانه‌ای را برای رسیدن به اهداف اقتصادی خود منتشر کرد و آن رسانه را در اختیار کانون‌ها یا حتی نهادهای دولتی قرار داد، طبیعتا خبرنگار شاغل در آن رسانه هم با اطلاع در مورد معامله‌گری راس رسانه وارد معامله شد. در واقع خبرنگار هم متوجه شد که می‌توان رسالت اطلاع‌رسانی خود را فروخت و اهمیت نداد که در خدمت چه کانونی قرار دارد و هر که پول بیشتر بدهد، برحق‌تر است. با ادامه این روند این پدیده در دهه سوم انقلاب رسمیت یافت و پذیرفته شد. بعدها از جانب دولت، یارانه‌ای را به رسانه‌ها پرداخت کردند تا آنها بتوانند سرپا باشند و به نمایندگی از مردم انتقاد و اصلاح‌گری کنند. اما همزمان با این روابط‌عمومی‌ها پول دادن به رسانه را شروع کردند تا آنها چشم بر تخلفات ببندند و سخنی را بر زبان بیاورند. این یک تناقض فاحش بود که بیشتر در دهه سوم بعد از انقلاب شکل گرفت که از یک سو پول پرداخت می‌شد تا رسانه‌ها مستقل باشند و قدرت انتقاد بیابند و از سوی دیگر از همان دولت پول پرداخت می‌شد تا آلوده شوند و انتقاد نکنند، بلکه توجیه‌­گر و مدافع تخلفات باشند. این تقابل به رسمیت شناخته شد.

امروز متاسفانه در دهه چهارم هم با برخی تنگ‌نظری‌های قوای سه‌گانه نسبت به رسانه مواجه هستیم که بعضا تحمل یک رکن مستقل را ندارند تا این رکن به صورت مستقل افکار عمومی را نمایندگی کند و بر عملکرد سه رکن نظام نظارت داشته باشد. امروز متاسفانه دادوستد‌های بسیار به کار رسانه لطمه زده است. همچنین این روزها احزاب ارگانی ندارند تا به آن متکی باشند و مواضع خود را از طریق آنها انتشار دهند و به همین دلیل آنها هم روی روزنامه‌های متعدد سرمایه‌گذاری کرده‌اند. این امر موجب شده است در واقع رسانه‌ها محل جنگ‌های حزبی باشند، در حالی که تقابل‌ها و نزاع‌های حزبی باید محدود به ارگان آنها شود. حتی نباید به ارگان هم سرایت کند، بلکه در محافل سیاسی و حزبی مطرح شود. اما متاسفانه نه‌تنها این‌گونه نیست، بلکه ما شاهدیم که یک حزب سعی می‌کند چندین رسانه را در خدمت خودش بگیرد و همه این رسانه‌ها محل نزاع‌هایی باشد که هیچ ارتباطی به کار اطلاع‌رسانی ندارد، بلکه کار اطلاع‌رسانی را سخت می‌کند و یک نوع گیجی و در ابهام قرار گرفتن ملت را به دنبال دارد. وقتی نزاع‌ها جدی شد، مردم دچار گیجی می‌شوند که کدام‌یک از این حرفا صحت دارد و چون قادر به تحقیق نیستند، نمی‌توانند از اطلاع‌رسانی بهره‌مند شوند. ضمن اینکه آفت‌های دیگر متوجه خبرنگاران ما و به‌طور کلی اطلاع‌رسانی رسانه‌های مختلف ما شده است که بعضا شایسته جامعه ما نیست و این هم مزید علت شده که نتوانند بعضی مسائل پشت پرده را به خوبی تشخیص دهند.

باز تاکید می‌کنم رسالت خبرنگاری، رسالتی است که هم‌سنخ رسالت اولیا و اوصیا است، چراکه آنها هم در مسیر آگاهی جامعه گام برداشتند و تمامی زندگی خود را برای تعالی و رشد جوامع بشری مصروف داشتند. خبرنگار هم‌چنین رسالتی دارد، اما چون این رسالت دارای قدرت تاثیرگذاری است، آفاتی متوجه او شده است که باید در روز خبرنگار در مورد آن تامل کرد و درصدد برطرف شدن آن برآمد، زیرا اعتماد جامعه به رسانه‌ها سرمایه‌ای است که نباید این سرمایه را از دست داد. برخی خبرنگاران و رسانه‌ها اعتماد جامعه به خود را بسیار ناچیز در معرض فروش قرار می‌دهند، با یک سفر یا امکانات ناچیز آن جایگاه مهم و تعیین‌کننده خودشان را در پشت صحنه مبادله می‌کنند و بعد از اطلاع جامعه این اعتماد کاملا شکسته می‌شود و چون این اعتماد شکسته می‌شود، طبیعتا جامعه لطمه‌ای جدی می‌خورد. جامعه دوست دارد به یک رسانه اعتماد کند، نویسندگان آن رسانه را بشناسد و وقتی با یادداشت و گزارشی مواجه شد، با اطمینان آن را بخواند و بهره بگیرد، اما وجود پشت‌پرده‌های پنهانی باعث می‌شود هم تیراژ رسانه‌ها و هم اعتماد مردم کاهش بیابد. مردم نمی‌توانند به رسانه‌هایی که تیتر یک یعنی مهم‌ترین خبر خود را می‌فروشند، اعتماد کنند.

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانآخرین اخبار

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها