• تقویم روزنامه فرهیختگان ۱۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۴
  • نظرات روزنامه فرهیختگان۰
  • 0
  • 0
از احمدی‌نژاد تا جلایی‌پور

یک بام و دو هوای ناسیونالیسم

این اولین‌بار نیست که یک حزب اصلاح‌طلب برای مقاصد و کسب قدرت یا پیروزی در انتخابات، اقدام به استخدام «تاکتیک تاکید بر ملی‌گرایی و ناسیونالیسم» می‌کند. کارگزاران سازندگی پیش از «اتحاد ملت» این تاکتیک را مورد استفاده قرار داده‌اند.

به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، حمید‌رضا جلایی‌پور، استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت، اخیرا در یادداشتی با عنوان «اصلاح‌طلبی و اهمیت دفاع از ملیت ایرانی» با تاکید بر ضرورت توجه به «ناسیونالیسم»، از هم‌قطاران اصلاح‌طلب خود خواسته است در دفاع از عناصر ملی مثل «شرمنده‌ها» عمل نکنند. او حتی لازم دیده است تا آموزه‌های آنچه «ناسیونالیسم مدنی ایران» خوانده را در پنج محور دسته‌بندی کند و خواستار آن شود تا این بندها به صورت «مرام‌نامه» یا «آیین‌نامه» تدوین شده و «فعالان اصلاح‌جو» در سراسر کشور «ملزم» به رعایت آن باشند. جلایی‌پور حتی در پاسخ به نقدی که توصیه‌اش را «تاکتیکی سیاسی معطوف به انتخابات 1400» دانسته بود با بیان اینکه «خودش در این انتخابات حضور ندارد»، این کار را بی‌اشکال و مشروع دانسته است: «مگر اشکال دارد که جلایی‌پور با تاکید بر آن آموزه‌ها مردم را به انتخابات دعوت کند؟ این کار حتی اگر انجام هم بشود، یک کار مشروع، اصلاحی و انتخاباتی است. مگر شرکت در انتخابات و معرفی کاندیداهای بهتر به مردم چه اشکالی دارد؟»


سابقه استفاده از شگرد ناسیونالیسم

اما این اولین‌بار نیست که یک حزب اصلاح‌طلب برای مقاصد و کسب قدرت یا پیروزی در انتخابات، اقدام به استخدام «تاکتیک تاکید بر ملی‌گرایی و ناسیونالیسم» می‌کند. کارگزاران سازندگی پیش از «اتحاد ملت» این تاکتیک را مورد استفاده قرار داده‌اند. مجله مهرنامه به‌عنوان یکی از ارگان‌های مطبوعاتی این حزب سیاسی، در سالیان اخیر مکرر به تبلیغ و ترویج اندیشه ایرانشهری پرداخته است. این ایده حتی در دولت حسن روحانی هم به کار گرفته شد. وزارت راه به مدیریت عباس آخوندی با تشکیل مجموعه‌ای تحت‌عنوان «دبیرخانه طرح توسعه اندیشه ایرانشهری» نشست‌های متعددی را در این زمینه برگزار کرد. توجه به این مساله حتی در انتخابات 96 هم خود را در شعار انتخاباتی روحانی، «دوباره ایران» نشان داد. حتی پس از آنکه محمد قوچانی حکم مشاور رسانه‌ای رئیس‌جمهور را گرفت، ترتیبی فراهم شد تا از سید‌جواد طباطبایی، مبدع نظریه ایرانشهری در جشنواره فارابی تقدیر شود.

البته لازم به ذکر است ناسیونالیسم در این موارد، بیش از بزک و تظاهر نبوده است.

تفاوت احزاب دوقلو در سوءاستفاده از شگرد ناسیونالیسم

تنها تفاوت میان احزاب دوقلوی اصلاح‌طلب (کارگزاران و اتحاد ملت) در استفاده از «تاکتیک تاکید بر ملی‌گرایی و ناسیونالیسم» آن است که کارگزاران سازندگی با مستمسک قرار دادن آرای سید‌جواد طباطبایی این ایده را در قالب یک «اندیشه» ترویج کرده و اتحاد ملت به دنبال سامان دادن سازوکار و الزامی «تشکیلاتی» از طریق «آیین‌نامه» و «مرام‌نامه» برای تحقق آن توسط «فعالان حزبی» بوده است.

جالب اینجاست که این هر دو حزب در قضیه استفاده از حربه ملی‌گرایی از رقیب سیاسی خود نیز عقب‌تر بودند. محمود احمدی‌نژاد زمانی که چفیه بر گردن کوروش می‌انداخت و با استوانه هخامنشی عکس یادگاری می‌گرفت، بسیار پیش‌تر از اتحاد ملت و سازندگی، مشغول به استفاده از این شگرد بود.

اما چرا چنین تاکتیکی اتخاذ می‌شود

منشا اتخاذ این تاکتیک از سوی احزاب سیاسی، تصوری است که آنها از فضای داخلی و خارجی دارند. به‌زعم کسانی که تاکید بر «تاکتیک ملی‌گرایی و ناسیونالیسم» را ضروری می‌انگارند، در جامعه ایران (و حتی در جهان)، یک شیفت گفتمانی از «اسلام‌خواهی» به «ملی‌گرایی» در حال وقوع است. شاید آنها برای این برداشت، قرائنی ازجمله تجمع چندهزار نفری حول مقبره کوروش در پاسارگاد را هم در نظر داشته باشند. منشا دیگر توجه به این ضرورت، وضع و فضای جهانی در سال‌های اخیر است. آنجا که دونالد ترامپ با شعارهای ناسیونالیستی از جمله Make America Great Again در آمریکا به قدرت می‌رسد و مردم در انگلستان به سیاست ملی‌گرایانه «خروج از اتحادیه اروپا (Brexit)» رای می‌دهند. حتی در فرانسه هم می‌رفت تا «مارین لو پن»، نامزد ملی‌گرایان افراطی، قدرت را به‌دست گیرد، اما در رقابتی تنگاتنگ کرسی قدرت را به امانوئل مکرون واگذار کرد. نتیجه اینکه هم در عرصه خارجی و هم در عرصه داخلی، قرائنی برای توجیه «تاکتیک تاکید بر ملی‌گرایی و ناسیونالیسم» وجود دارد.

چرا اصلاح‌طلبان در دفاع از عناصر ملی «شرمنده‌»اند؟

اصلاح‌طلبان که داعیه دموکراسی‌خواهی، حقوق اقلیت، زبان مادری و توجه به افکار و آداب و رسوم اقوام گوناگون را داشته‌اند و البته در هر انتخاباتی روی رای اقلیت‌ها حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند، باید به صورت «راهبردی» به تکثرگرایی معتقد باشند و نه به ملیت واحد. پس شاید منظور آقای جلایی‌پور از شرمندگی اصلاح‌طلبان در دفاع از عناصر ملی -که دوستان خود را از آن برحذر داشته‌اند- به همین نکته برمی‌گردد. به عبارت دیگر گویا آقای جلایی‌پور برآنند که اصلاح‌طلبان نباید از استاندارد دوگانه خجل باشند و باید با روی باز، هم از ملیت واحد و حل شدن همه تفاوت‌های قومی و زبانی و گروهی و... دفاع کنند و هم از تفاوت‌های قومی و زبانی و گروهی و...! به‌هرحال، بحث دستیابی به قدرت در دورنمای 1400 پیش آمده است و بدنه کف جامعه، بهتر است با «نفی تکثر قومی 60 میلیون از ایرانیان»، لااقل در «تاکتیک» به ملی‌گرایی توصیه شوند.

با این وضع البته عجیب نیست که محمد خاتمی اخیرا [گویا با اشاره به مورد سپنتا نیک‌نام در شورای شهر یزد] اظهار داشته است که «درباره حقوق اقلیت‌های غیرمسلمان در ایران، صدسال به عقب برگشته‌ایم.» طبیعتا تا وقتی که «اقلیت» به‌عنوان دستاویز مطرح می‌شود، نمی‌توان توقع داشت که اوضاع، تغییری کند.

خوانش اسلام و ملیت ذیل مدرنیته

عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در بخشی از یادداشت خود می‌آورد: «فرهنگ کنونی ایران، تغذیه‌کننده از سه منبع ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت است و نادیدن ملاحظات «ملی» درست مثل نادیدن گرفتن ملاحظات «اسلامی» و «مدرنیته» است.»

در باب این عبارات باید گفت «ناسیونالیسم» اندیشه‌ای متاخر و مربوط به قرون پس از رنسانس است. نمونه‌های مختلف این نظریه از انقلاب فرانسه تا قرن بیستم معمول بوده و در هر کشور و فرهنگی با ظاهری متفاوت اما با باطنی یکسان متولد شده است. حتی در قرن بیستم اندیشه ناسیونالیستی در پیوند با فاشیسم و راست سیاسی و اقتصادی فجایعی ازجمله جنگ ‌جهانی دوم را رقم زد. هیتلر در آلمان و موسولینی در ایتالیا مشهورترین نمایندگان اندیشه ناسیونالیستی به‌عنوان یک «نظریه مدرن» هستند. پس از آن هم این اندیشه راه خود را به کشورهای توسعه‌نیافته و جهان‌سوم باز کرد و دیکتاتورهای این کشورها با استفاده از این ایدئولوژی، نسبت به «یکسان‌سازی قومی» و «استانداردسازی ملی» برای تحکیم ساخت «دولت-ملت» مدرن وارداتی اقدام کردند. اقدامات رضاخان و آتاتورک در ایران و ترکیه مصداق این جریان در دهه‌های گذشته است.

مدرنیته با بشر میان‌مایه و demos نسبت دارد و همه افراد را از این جهت مورد توجه قرار می‌دهد. دموکراسی سلطه همین demos و بشر میان‌مایه است. به‌این‌ترتیب، استانداردسازی، امری است مدرن و در اثر همین «استانداردسازی» است که برای «اقلیت‌ها» مشکلاتی بروز می‌کند؛ چراکه نمی‌خواهند «استاندارد» شده و هویت جمعی اقلیت خود را از کف بدهند. بنابراین ملی‌گرایی یا ناسیونالیسم مدنظر جناب جلایی‌پور، نه یکی از پایه‌های هویتی فرد ایرانی در کنار اسلام و مدرنیسم، بلکه در واقع فرآورده مدرنیسم و از توابع و آثار وضع مدرن است. به‌علاوه از نگاه اصلاح‌طلبان نسبت به دین، به خوبی روشن است که جریان اصلاح‌طلب با اتخاذ مدرنیسم به عنوان دال اصلی «هویت فرد ایرانی»، درصدد است سایر دال‌های گفتمان‌های هویتی را ذیل سلطه مدرنیته قرائت کند و برخلاف آنچه آقای جلایی‌پور می‌گوید، سایر عناصر هویتی را نادیده بگیرد. صد‌البته خطا بودن این نگرش و روش و نتایج مخرب آن، از روز روشن‌تر است. دستکاری در هویت و قومیت و ملیت نیازمند ظرافت و احتیاط علمی است و امان از وقتی که به‌سبب مطامع سیاسی و کسب قدرت، بازیچه دست و پایمال «تاکتیکیون» باشد.

 

* نویسنده : محمد‌محسن راحمی‌ روزنامه‌نگار

نظرات کاربران
تعداد نظرات کاربران : ۰
capcha

خبرهای روزنامه فرهیختگانمرتبط ها